پایان صـلح؛ آغـاز چهـرۀ تازۀ جنـگ

/

به بُن‌بست رسیدنِ صلحِ امریکا – طالبان و تمرکزِ حکومتِ افغانستان و ایالات متحده روی برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری، آبِ سردی‌ست که بر آتشِ امارت‌خواهیِ طالبان ریخته شده و نشانۀ واضحش هم این‌که: طالبان در پایتخت به پاسگاه‌های پولیسی حمله می‌کنند که پیش از این هدفِ با‌ارزشی برای آن‌ها تلقی نمی‌شد.
دو شب پیش، شش جنگجویِ طالب بر یک پاسگاه پولیس در منطقۀ دوغ‌آبادِ شهر کابل حمله کردند و سه نیروی پولیس را به شهادت رساندند و سه تنِ دیگر را زخمی کردند. چند روز پیش از این حادثه نیز گروهی از مهاجمان با حمله بر یک پاسگاه نیروهای محافظت عامه در منطقۀ پلچرخی، چهار سرباز پولیس را به شهادت رساندند.
این حملات یک پیـامِ واضح دارد و آن این‌که: طالبان می‌خواهند به امریکا و دولت افغانستان بگویند که وقتی استقرارِ زعامتِ ما در کابل مورد قبول قرار نگیرد، ما برای هیچ حکومت و تیم سیاسی‌یی در پایتخت آرامش و قرار باقی نمی‌گذاریم. از همین‌روست که پاسگاه‌های پولیسی در شهرِ کابل هدف قرار می‌گیرند که به‌لحاظ نظامی و سیاسی، هدفِ کوچکی شمرده می‌شوند که فقط در آن‌ها چند سربازِ گرسنه و روزه‌دار از بین می‌روند.
در گذشته‌ها، طالبان در پایتخت بر مناطق و ساختمان‌هایی حمله می‌کردند که اولاً محلِ کارِ اعضای عالی‌رتبۀ دولت و ترددِ اتباعِ خارجی و محلِ رجوع جمعیتِ بزرگی از مردم باشد، همانند وزارت‌خانه‌ها؛ و ثانیاً به مکان‌هایی حمله می‌کردند که اگر از وجود افراد عالی‌‌مقام خالی باشد، از لحاظ خبری حمله به آن‌ها بازتابِ گسترده‌یی یابد؛ همانند حملاتی که بر اجتماعاتِ مردمی در مناسبت‌هایِ خاص صورت گرفته‌اند.
اما حملاتی از نوع حملۀ دوغ‌آباد، به نظر می‌رسد آغازِ موجِ تازه‌یی از حملاتِ کوچک و چریکی به پاسگاه‌هایِ نظامی در پایتخت باشد به این هدف که تکرارِ مکررِ این نوع حملات در نقاط و نواحی مختلف و انعکاسِ آن در رسانه‌های جمعی، امنیتِ روانی و فیزیکی را از مردم و حکومت سلب و این پیام را به امریکا مخابره می‌کند که نادیده گرفتنِ خواست‌های اساسی طالبان، به معنای تبدیل شدنِ همه‌جا ـ حتا پایتخت و حوالی ارگ ـ به میدانِ جنگ است؛ میدان جنگی که پروسۀ همکاری جامعۀ جهانی با حکومت کابل را مختل و آرامشِ خاطرِ امریکایی‌ها و سایر خارجی‌ها را مخدوش می‌سازد.
‌در شش دور گفت‌وگوهای صلح در قطر، امریکایی‌ها به‌روشنی دریافتند که طالبان به چیزی کمتر از برپاییِ امارت اسلامی‌‌شان در کابل و تعیین جدول خروجِ کامل و قاطع به آن‌ها راضی نیستند و اگر ادارۀ ترامپ به این دو خواستۀ آغشته به خشونتِ طالب‌ها تن دهد، نه‌تنها در میدانِ انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰ سخنی برای جلب آرایِ مردم و نخبه‌گان نخواهد داشت، بلکه اعتبارِ تاریخی امریکا را به باد داده‌ که جبرانِ آن برای هیچ دولت و حکومتی در این کشور ممکن نخواهد بود.
اکنون که برنامۀ صلح جایِ خود را به برنامۀ انتخابات داده و ادارۀ ترامپ با نومیدی از طالبان، کمربندهای انتخاباتی‌اش را برای افغانستان محکم کرده است؛ این نیاز شدیداً احساس می‌شود که برای پیشبرد انتخابات ریاست‌جمهوری، باید کمربندهای امنیتیِ این کشور محکم‌تر از قبل بسته شود و در این میان، کابل به عنوان پایتخت و محلِ استقرارِ ریاست دولت و سرانِ هر سه قوه، بیش از همه حمایت و مراقبت شود.
طالبان از این‌پس به موازاتِ نزدیکی به موعد انتخابات، به‌لحاظ روانی در حالتِ انتقام و تلافی‌جوییِ شدیدتری قرار خواهند گرفت؛ اما این حالت یک موج است که اگر با تدبیر و تمهیداتِ حکومتِ افغانستان و نهادهای امنیتی مواجه شود، زود از نفس می‌افتد. ولی اگر حکومت نتواند با این موجِ تازه قاطعانه برخورد کند، طالبان به ادامۀ آن تشویق شده و جسارتِ بیشتری خواهند یافت.
جای درد و تأسف است که مهاجمانِ طالب در دو حملۀ دوغ‌آباد و پلچرخی توانستند پس از زخمی و شهید ساختنِ سربازان پولیس، از ساحه فرار کنند. درحالی‌که اگر قرار باشد جلوِ این نوع حملات گرفته شود و این موج در نطفه خفه گردد، نباید از این‌پس هیچ حمله‌کننده‌یی پس از گلوله‌باری بر پاسگاه‌های پولیس، زنده از محـل بیرون شود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.