پروسۀ صلح و نتایج معکوسِ آن راه‌حل چیست؟

/

مجلس سنای افغانستان هفتۀ گذشته از حکومت خواسته است تا پروسۀ صلح را متوقف کند. رییس و اعضای این مجلس گفته‌اند که ادامۀ گفت‌وگوهای صلح، با گسترش حملاتِ انتحاری به نتیجه نمی‌رسد و حکومت افغانستان باید مواضعِ جدی‌تری اتخاذ کنـد.
به گمان قریب، این دومین موضع‌گیریِ مجلس سنا پیرامون توقفِ گفت‌وگوهای صلح است. قبلاً مجلس نماینده‌گان نیز چنین درخواستی را داده بود. جامعۀ مدنی، نخبه‌گان سیاسی و نهادهای مستقل مدافعِ حقوق بشر نیز هم‌چنین.
در روزهای اخیر، حرکات و اجتماعاتی برضد مذاکرات صلح با طالبان در گوشه‌وکنارِ افغانستان به‌راه افتاده که در کل بازتاب‌دهندۀ نفرت مردم در برابر ادامۀ گفت‌وگوهای صلح است. حقیقت آن است که در چند سال پسین، گفت‌وگوهای صلح همواره نتیجۀ معکوس داشته. چنان‌که در برابر هر تقاضای دولت افغانستان مبنی بر مذاکرۀ صلح، طالبان حملات انتحاری‌شان را گسترده‌تر ساخته و حتا از کشتار کودکانِ معصوم هم دریغ نکرده‌اند. آن‌ها از خشن‌ترین رفتار در برابر سربازان پولیس و ارتش ملی، کار گرفته‌اند و حتا منادیان و واسطه‌های صلح را به شهادت رسانده‌اند. جالب‌تر از همه این‌که، طالبان نه تنها با رفتارشان درخواست‌های مکررِ آقای کرزی را رد کرده‌اند، بل با کلام و بیان نیز این پروسه را تحقیر نموده‌اند.
بی‌تردید که این‌همه واکنش‌ در برابر پروسۀ صلح را آقای کرزی نیز به‌خوبی می‌فهمد و از آن آگاهی دارد. دست‌کم در همین مورد اخیر ـ یعنی زمانی که طالبان پرچم امارت اسلامی را در قطر برافراشـتند ـ، او دانست که اشتباهِ بزرگی را مرتکب شده و عملاً افغانستان را با سیاست‌های ناقص و ناروای خود، صاحبِ دو دولت ساخته است. اما با این همه، هنوز هم دست از ادامۀ این پروسه برنداشته است؛ چنان‌که جناب کرزی در آخرین سخن‌رانی رادیویی خود به‌رغم این‌که ایجاد امارت اسلامی ‌در قطر را یک توطیه و دسیسه دانسته که گویا توسط وی خنثا شده، اما بر این‌که طالبان باید به حکومت افغانستان بپیوندند تأکید کرده است.
سیاست طالب‌گرایی بنا به هر دلیلی که باشد، از سوی آقای کرزی فرو گذاشته نشده و تا کنون نیز ادامه دارد. از طرف دیگر، چون هیچ فشار بالقوه‌یی وجود ندارد تا بر آقای کرزی به عنوان یک رییس‌جمهور خودکامه وارد آید، به نظر می‌رسد که این وضعیت هم‌چنان ادامه می‌یابد و نتیجۀ نهایی‌اش نیز بربادی کامل مردم افغانستان خواهد بود. اما اکنون یک راه بسیار کوتاه باقی مانده است که هم می‌تواند آقای کرزی را به مرادش برساند و هم مردمِ این کشور را از بربادی نجات دهد؛ شواهد و تجربه نشان داده که طالبان دست‌پرورده‌گان پاکستان‌اند و تنها این کشور می‌تواند آن‌ها را به میز مذاکره بکشاند. این نکته را جناب رییس‌جمهور خود بارها بیان داشته است. بنابراین، باید با پاکستان مذاکره شود و این مسأله با پادرمیانی جامعۀ جهانی، امری ممکن و مثمر خواهد بود. باید دید که پاکستان چه می‌خواهد و در افغانستان به دنبال چیست.
پاکستان هر قدر هم که خواسته‌های زیادی داشته باشد، بی‌گمان همۀ آن‌ها را مطرح نخواهد کرد. بنابراین، می‌شود که با امتیاز قایل شدن‌هایی به نفع پاکستان، مذاکرات صلح را به ثمر نشاند. به گونۀ نمونه، یکی از خواسته‌های اساسی پاکستان، مسالۀ به رسمیت شناختنِ خط دیورند است که تحلیل‌ها نشان می‌دهند؛ پایان دادن به این قضیه، زمینه‌سازِ صلح‌ است و موضع دیرینۀ پاکستان نسبت به افغانستان را تغییر خواهد داد. این‌گونه، می‌توان شاهد بود که روزی برادران ناراضی آقای کرزی به خانه برگردند و جناب کرزی نیز به آرزویش برسد. اما در غیر این صورت، هر نوع تلاشِ یک‌طرفۀ دولت افغانستان برای صلح با طالبان، بی‌ثمر خواهد بود و نتیجه‌یی جز کشتار مردمِ عام و تخریب منافع عمومی ‌نخواهد داشت.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.