پرچوی‌های برق و افزایش نرخ مواد سوختی

/

پرچوی‌های مداومِ برق در بیشتر نقاط شهر کابل و هم‌چنان بلند رفتن قیمتِ مواد سوختی، از مشکلات اصلیِ مردم در آستانه زمستان شده است.
در این اواخر، پرچوی‌های برق افزایش یافته و قیمت گاز در کابل حدود ۳۰ درصد بالا رفته است. البته در برخی از ساحات، این افزایشِ قیمت به چهل درصد هم رسیده است.
همه‌ساله با نزدیک شدن زمستان، وضعیت همین‌گونه می‌شود؛ اما امسال پرچوی‌های برق شکل جدی‌تری را به خود گرفته است. به نظر می‌رسد که لگام‌گسیخته‌گی و عدم نظارتِ حکومت بر بازارهای کابل و کل کشور، سبب شده است که هرکس هرچه دلش خواست، بهای گاز و دیگر مواد سوختی را بالا ببرد.
این‌همه در حالی‌ست که بسیاری از مردم به‌دلیل نبود کار و مصروفیت لازم، توانایی خرید یک گیلو گاز مایع را هم ندارند. بنابراین، به نظر می‌رسد که امسال زمستان دردناکی در پیش است؛ زیرا نبود برق و افزایش قیمت بهای سوخت، جان مرم بی‌بضاعت را خواهد گرفت. حالا پرسش اساسی این است که چرا همه‌ساله در چنین موسمی یعنی آستانه زمستان، به یک‌باره‌گی پرچوی‌های برق عملی می‌شود و در پهلوی دیگر، بهای مواد سوخت بالا می‌رود؟
مردم باور دارند که ایجاد این نوع وضعیت، بسته‌گی به برخی بازی‌های بی‌رحمانه‌یی دارد که صاحبان سکتورهای برق و گاز برای سودجوییِ بیشتر سامان می‌دهند؛ زیرا به باور مردم، انحصار گاز و برق توسط شرکت‌ها و کمپنی‌های مشخص، سبب ایجاد چنین مشکلاتی شده و دولت نمی‌تواند در این میانه، وضعیت بازار را به گونه لازمِ آن نظارت و کنترل کند.
اگرچه مقام‌ها در حکومت افغانستان هر از گاهی درباره چنین پرسش‌هایی، پاسخ داده‌اند که بلند رفتن بهای مواد سوختی با چه‌گونه‌گی قیمت در بازارهای جهانی ارتباط دارد؛ اما به نظر می‌رسد که این نوع استدلال نمی‌تواند در بازار افغانستان منطق خودش را داشته باشد. زیرا بارها دیده شده که قیمت تیل و گاز در بازارهای جهانی کاهش یافته، اما قیمت آن‌ها در بازار افغانستان تغییری نیافته است.
این نوع فرهنگ رایج در بازارهای ما، دلیل اصلی بلند رفتنِ بی‌رویه مواد سوختی و حتا خوراکی در فصل زمستان است. از این‌رو همه‌ساله صدای مردم بلند می‌شود که دولت باید قمیت‌ها را کنترل کند؛ اما تا کنون هیچ اقدام موثری در زمینه صورت نگرفته است و بازرگانان سودجو هم با استفاده از فرصت و نیاز مبرمِ مردم، بهای مواد سوختی را به شکل دل‌خواه‌شان بالا می‌برند و به عبارتی، نیاز اضطراریِ مردم را ابزار می‌سازند تا سود بیشتری کمایی کنند.
شاید برای کسی که معاش خوب و زنده‌گی عالی داشته باشد، افزایش قیمت مواد سوختْ بسیار محسوس نباشد؛ اما کسانی که حتا به نان خشک محتاج‌اند، نمی‌توانند در برابر این مصیبت، تاب بیاورند.
به نظر می‌رسد یکی از دلایلی که سبب بی‌توجهی حکومت به پرچوی‌های وقت‌وناوقت برق و افزایش قیمت مواد سوختی شده، نوع تعامل شرکت‌های خصوصیِ برق و گاز و تیل با مسوولان حکومتی است و دیگری، نگاه از بالا به پایین؛ یعنی همه‌چیز را از منظرِ خود دیدن.
چنان‌که می‌گویند سواره از دل پیاده نمی‌آید، مسوولان حکومتی و نماینده‌گان مجلس… نیز مشکلات مردم بی‌چاره و نادار را در سرمای سوزان زمستان، حس نمی‌کنند.
از این‌رو، مردم ناگزیر به رسانه‌ها مراجعه می‌کنند تا آن‌ها مسأله را به گوش حکومت، مجلس نماینده‌گان و دیگر نهادهای مدنی برسانند تا در این زمینه توجه لازم را اِعمال نمایند. هم‌چنان مسوولیت علمای دینی است که از فراز منبرهای‌شان، آگاهی‌دهی کنند تا بازرگانان از احتکار، کم‌فروشی و گران‌فروشی پرهیز کنند.

اشتراک گذاري با دوستان :