پیـامدهای اعلام نتایجِ تقلب‌بارِ انتخابات

22 سنبله 1393/

گره کورِ انتخابات هر روز بیش از پیش محکم‌تر می‌شود و تا هنوز هیچ امیدی برای باز شدنِ این بن‌بست پیدا نشده است. چانه‌زنی‌های سیاسی دو طرف، میانجی‌گری‌های جامعۀ غرب و ایالات متحده نیز به جایی نرسید. انگار عزمِ آقای کرزی جزم‌تر از آن است که کسی یا کسانی بتوانند برای شکستنِ بن‌بستِ انتخابات کاری کنـند.
با این‌حال به نظر می‌رسد که در همین هفته، نتایج تقلب‌بارِ انتخابات اعلام می‌شود. آن‌گونه که از سخنان رهبرانِ تیم تحول و تداوم پیدا بود، کمیسیون انتخابات و حکومتِ افغانستان به‌شدت از این تیم حمایت می‌کنند و احتمالاً پیروزی این تیم را به زودترین فرصت اعلام خواهند داشت. اما این اعلام به معنای اعلامِ جنگ نیز است. زیرا هیچ‌یک از اضلاع مثلثِ تقلب (کمیسیون‌ها، حکومت و اشرف‌غنی) به آن‌چه که به مردم وعده داده بودند، عمل نکردند. آن‌ها به هیچ‌کدام از خواسته‌های اصلاحات و هم‌گرایی تمکین ننمودند. پروسۀ بازشماری و تفتیشِ آرا را همانند پروسۀ شمارشِ آرا با تقلب همراه ساختند و هیچ‌یک از شرایط مطرحِ نظرِ اصلاحات و هم‌گرایی را در نظر نگرفتند. به هشدارهای این تیم نیز توجه نشان ندانند و هم‌چنان سعی در اغفال نماینده‌گانِ جامعۀ جهانی کردند. چندان‌که همۀ عرصه‌ها برای اصلاحات و هم‌گرایی تنگ شد و رهبران دستۀ انتخاباتیِ اصلاحات و هم‌گرایی به حالتِ آماده‌باش درآمدند.
بی‌تردید که این مثلث از اعلام نتایج پُرتقلبِ انتخابات نیز پرهیز نمی‌کند. با آن‌که سرانجام چنین عملی از همین اکنون پیداست، اما برای گروه‌هایی که دست به تقلبِ سازمان‌یافته زده‌اند، رسیدنِ به این نقطه پایانِ کار تلقی می‌شود و هرگز پیرامونِ پیامدهای پس از آن اندیشه نکرده و نمی‌کنند.
بر هیچ‌کس پوشیده نیست که انتخابات دیگر مشروعیت ندارد. آن‌چه از صندوق‌های جعلیِ کمیسیون انتخابات بیرون می‌شود، تنها یک مجموعه‌ارقامِ تقلبی‌ست که به منظورِ فریبِ مردم اعلام می‌گردد. اما مردم نیز از همه چیز آگاه شده‌اند و بی‌گمان که به همین ساده‌گی نتیجۀ تقلب را قبول نخواهند کرد.
جالب این‌جاست که هم حکومت و هم تیم تحول و تداوم، از تقلب انکار نکرده‌اند و از همین‌رو پروسۀ سیاسی و طرح تشکیل دولتِ وحدت ملی را پذیرفتند. چندین بار آن‌ها اعلام کردند که نمی‌توان از راه اعلام آرای تقلبی به پیروزی یک‌طرف مطمین شد. بنابراین، بهترین راه همان تشکیل دولت وحدت ملی است که طرحش نیز از قبل وجود داشت. اما اکنون دیده می‌شود که این ادعا هم فریبی بیش نبوده و مثلثِ تقلب دنبال کارهای سابقِ خود است.
به نظر می‌رسد که دیگر برای سازمان‌دهنده‌گانِ تقلب مصالح ملی، آرامش مردم، مشروعیت سیاسی و… مهم نیست. رسیدنِ به قدرت هدف اولِ آن‌هاست و برای رسیدن به این مهم از هیچ کاری دریغ نخواهند ورزید.
در این‌طرف اما مردم شدیداً عصبانی‌اند. صبر تیم اصلاحات و هم‌گرایی به پایان رسیده و جامعۀ جهانی نیز دست از میانجی‌گری برداشته است. از این‌رو اگر برنامۀ حکومت و تیم تحول و تداوم تطبیق گردد، بحران در کشور حتمی‌ست؛ بحرانی که هیچ یک از همکاران بین‌المللیِ افغانستان در آن مداخله نخواهند کرد. این بحران، یک بحرانِ ملی است که زورگویانِ متقلب عامل اصلیِ آن استند. مردم آرام نخواهند نشست، شورش عملاً آغاز می‌شود و این‌بار کشور به سوی تجزیه خواهد رفت. مسلماً تبعیض گستردۀ نژادی و قومی در سطوح سیاست، فرهنگ، تاریخ و اجتماع از پیش زمینۀ تجزیه را فراهم کرده و فقط با اعلام نتایجِ تقلب‌بارِ انتخابات این حادثه کلیـد می‌خورد.

اشتراک گذاري با دوستان :