چرا آقای غنی موافقِ بسته شدنِ دفتر طالبان نیست؟

چهارشنبه 5 میزان 1396/

روزنامۀ گاردین گزارش داده است که دونالد ترامپ در نظر دارد دفتر طالبان در قطر را بسته کند. این روزنامه در شمارۀ روز سه‌شنبۀ خود نوشت که دونالد ترامپ رییس‌جمهور ایالات متحدۀ امریکا به بستنِ دفتر طالبان در قطر تأکیـد کرده و در نشستی که با اشرف‌غنی در نیویارک داشته، روی این موضوع صحبت کرده است. این تأکیدِ ترامپ پس از اعلام راهبرد نظامی‌اش در افغانستان، به معنای آن می‌تواند باشد که اگر طالبان به روند صلح برنگردند، ممکن است فشارهای امریکا بر آنان آغاز شود و بسته شدنِ دفتر آن‌ها، یکی از این اقدامات خواهد بود.
اما روزنامۀ گاردین اضافه کرده است که رییس‌جمهور غنی در کابل خواهانِ تجدید نظرِ دونالد ترامپ پیرامونِ بستنِ دفتر طالبان در قطر شده است. این سخن به معنای آن است که آقای غنی نمی‌خواهد دفتر طالبان در قطر بسته شود. درحالی‌که چند سال است دفتر طالبان در قطر فعالیت می‌کنـد اما هیچ نقشی در زمینه‌سازی برای صلح نداشته و ندارد.
باز شدنِ دفتر قطر برای طالبان، از همان آغاز یک اقدامِ سیاسی به نفع طالبان پنداشته شده بود و گذشتِ زمان نیز نشان داد که طالبان از این دفتر بهترین امتیازهای سیاسی و اقتصادی را برده‌اند. حالا با توجه به بی‌نتیجه بودنِ موجودیتِ این دفتر در روند صـلح افغانستان، ممکن است امریکایی‌ها این دفتر را ببندند. از این رو، مخالفتِ آقای غنی با بسته شدنِ این دفتر نمی‌تواند دلایلی قناعت‌بخش داشته باشد؛ زیرا باز بودنِ دفترِ گروهی که در برابر دولت می‌جنگد آن‌هم به نامِ «امارت اسلامی» در یک کشور دیگر، به جز «نماینده‌گی یک دولتِ در تبعید» هیچ مفهوم دیگری را افاده نمی‌کند.
از طرف دیگر، به نظر می‌رسد که این دفتر با توجه به مصونیتی که دارد، منبعی برای اجرای برخی از معاملاتِ اقتصادی و سیاسی نیز هست و در هر دو صورت، بسته شدنِ آن برای دولت افغانستان می‌باید در اولویت قرار داشته باشد. از جانب دیگر، طالبان با استفاده از این دفتـر توانسته‌اند روابط سیاسی‌شان را با برخی از کشورهای منطقه و جهان تأمین کننـد و موفق شده‌اند از همین آدرس بی‌هیچ مشکلی به کشورهای مختلف سفر کنند که این خود یک فرصتِ دیگر را به نفعِ طالبان مساعد کرده است. بنابراین، آقای غنی باید بیشتر از هرکسِ دیگر خواهان بسته ‌شدنِ این دفتر به نفع دولت افغانستان باشد؛ اما وقتی او به عنوان مدافعِ منافعِ طالبان در این معامله ظهور می‌کنـد، دیگر به کدام مرجع و آدرس باید شکایت برد؟
اگر طالبان کوچک‌ترین گامی در روند صلح برمی‌داشتند و حداقل نشانی از تمایل‌شان برای گفت‌وگو با دولت وجود می‌داشت، این درخواستِ تجـدید نظرِ آقای غنی معنا و توجیهِ بهتری می‌یافت. از همین رو، به نظر می‌رسد که تلاش‌های آقای غنی به انتظار این‌که طالبان ممکن به روند صلح حاضر شوند و این دفتر بتواند نفعی برای صلح دشته باشد، کاملاً بی‌معنی و بی‌mandegar-3ثمر است.
حالا آقای غنی به عنوان کسی که مسوولیتِ یک کشور را به عهده دارد، باید در تلاش ایجاد فشـارهای بیشتر بر طالبان در سطح جهان ـ همانند بستنِ آدرس‌های رسمی‌یی چون دفتر قطر ـ باشد. انتظار مردم افغانستان این است که پس از این در رابطه با طالبان و تروریستان، دامنِ هر نوع مصلحت‌گراییِ قومی یا سیاسی برچیده شود. در گذشته آقای کرزی بر اساسِ چنین مصلحت‌هایی با طالبان مماشات کرد و هیچ نتیجه‌یی نگرفت؛ عاقلانه نیست که آقای غنی نیز اشتباهاتِ گذشته را تکرار کند. او به هر حال، ادعای رییس‌جمهوری در افغانستان را دارد و چنین ادعایی، مستلزمِ فراقومی سیاست کردن و حرمت‌گزاری به آرای همۀ مردم افغانستان است.

اشتراک گذاري با دوستان :
  • Nawid Parsa

    گزارش ” گاردین ” در باره دفاع غنی از طالبان و دفتر این تروریست ها در قطر در ملاقات با آقای ترامپ
    کرزی-غنی و فاشیست های ارگ خواهان حفظ و تقویت بخش های نظامی پشتون ها برای حاکمیت تک قومی اند. باید برای همیش به خا طر داشته باشیم که کرزی آرزو کرده بود که ای کاش طالبان سپاه من می بودند. غنی هم برای هویت بخشیدن این گروه تروریست پیهم آن ها را مخالفین سیاسی می گفت نه تروریست وا بسته به پا کستان.
    برای این پشتونیست ها هر نوع ذلت و نوکری به شمول نوکری پنجابی ها قابل قبول است به شرط آن که بصورت انحصاری قدرت در دست شان بوده ، اقوام دیگر این سر زمین تابع شان باشد و زمین و چرا گاه های شان به پشتون ها داده شود.