چرا از هشت ثور در کشور گرامی‌داشت به عمل نمی‌آید؟

یک شنبه 9 ثور 1397/

دیروز، هشت ثور، روز پیروزی انقلاب اسلامی در کشور بوده است. اما در ده سال اخیر از سالروز پیروزی جهاد مردم افغانستان، به گونۀ شانداری، گرامی‌داشت به عمل نمی‌آید. اگرچه این جشن بعد از حملۀ تروریستی به یکی از مراسم آن در سال ۱۳۸۶ در کابل که در آن حامدکرزی نیز حضور داشت، دیگر به شکل شانداری تجلیل نشد؛ اما به گونه‌های کوچک و بی‌رنگ در ولایت‌های کشور و یا هم در مرکز تجلیل می‌شده‌است. اما در کنار اینکه تجلیل شاندار از این روز، درین ده‌سال به هر بهانه‌یی که بود، از طرف دولت صورت نگرفت، موازی با این بی‌مهری، تلاش‌هایی برای کمرنگ جلوه دادن آن نیز صورت گرفته است.
برجسته کردن رویدادهای منفی و جنگ‌های بعد از هشت ثور، یکی از تلاش‌هایی بود که به هدف سیاه نشان‌دادن این روز صورت گرفت؛ اما چرا از این روز، گرامیداشت لازم به عمل نمی‌آید و دولت فقط همه‌ساله از آن با یک مراسم نهایت تشریفاتی کوتاه و کوچک در ارگ تجلیل می‌کند که شاید سال‌های دیگر از این هم خبری نباشد. به راستی پشت این برخورد چه چیزی نهفته است؟
به نظر میرسد که با هشت ثور در کشور، در سال‌های اخیر، برخورد سیاسی شده است. زیرا با توجه به اهمیتی این روز، در تاریخ معاصر کشور دارد و جهاد توانست که یک انقلاب را در ساختار سیاسی کشور و موقعیت سیاسی و اقتدار اقوام به وجود بیارود و قدرت را دچار تحول عمیق کند برای برخی‌ از تنگ‌نظران روز خوشی نیست. همین مسأله سبب اصلی تلاش های سیاسی برای بیرنگ ساختن این روز شده است. حتا تاجایی که در سال‌های اخیر، از ۲۸ اسد، سالروز استرداد استقلال کشور را به مراتب سنگین‌تر و پررنگ‌تر از هشت ثور تجلیل می‌کنند. در حالی که هشت ثور روزی است که بقای افغانستان را در جغرافیای جهان تضمین کرد و رویدادهای پس آن هم با گذشت همه‌سال‌ها امروز مشخص شده است که چگونه اتفاق افتاده‌اند و ادامۀ جنگ امروز حقانیت دولت آن زمان را در برابر دیگر گروه‌های جنگجو تصدیق می‌کند. با این‌همه هشت ثور، به‌رغمِ همۀ تلخی‌های پس از آن، یک روز افتخارآمیز، برای همۀ ما شمرده می‌شود. ۸ ثور، روز پیروزی جهاد برحقِ مردمِ افغانستان و حوادث تلخِ پس از آن نیز نتیجۀ دسیسه‌های کلانِ بیرونی و بین‌المللی علیهِ این روز بود که بر ملتِ ما تحمیل شده و تاکنون هم ادامه دارد. از جانب دیگر مسلماً انقلاب‌ها در سرتاسر جهان، با ناآرامی‌ها و آشفته‌گی‌های بسیار همراه بوده و نمونه‌های بارزِ آن حتا در تاریخِ کشورهای اروپایی و دیگر ملل جهان مشاهده شده است.
اما جدای از این مسأله، پیروزی مجاهدانِ افغانستان و تشکیل دولت اسلامی، از آن‌جا که خلافِ تعاملاتِ قدرت‌های منطقه‌یی و بین‌المللی بود، جهان را برای بر زمین زدنِ دولت نوپایِ مجاهدان به‌نحوی متحد کرد و اوضاع به گونه‌یی رغم خورد که اگر در آن زمان دولتِ مجاهدین در برابر این دسیسه‌ها ایستاده‌گی نمی‌کرد، افغانستان به پاکستان سپرده می‌شد تا شاید شامل کنفدراسیونِ آن کشور شود. بدون شک جلوگیری از چنین مصیبت بزرگی، نمی‌توانست بدون ویرانی و قربانی باشد؛ ویرانی و قربانی‌یی که از چهار طرف بر دولتِ آن زمان افغانستان تحمیل شد.
اما ترسی که از تحولات طبیعی بعد از هشت، در کشور که همانا تغییرات بنیادین و اساسی در عرصۀ قدرت بود، به وجود آمد، برخی از جریان‌های رادیکال و حذف‌گرا را ترغیب کرد تا در برابر آن از دسیسه کار گرفته و با رویکردهای عوام‌گرایانۀ قبیله‌یی و با استفادۀ سو، از موقف جامعۀ جهانی، عمل کنند و دوباره در پی تداوم قدرت به گونه گذشته و ارتجاعی بر شانه های مردم باشند. هشت ثور اگر هیچ آرزشی نداشته باشد حد اقل پیام آور تحول در دل قدرت و سیاست افغانستان که نشام می دهد که این کشور به سمت تغییر های بنیادین می تواند حرکت کند. پس هشت ثور با همه تلخی هایی که داشت، ارزشی بزرگی برای مردم افغانستان و درس کلانی برای آینده است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.