چشم در چشم با اسلام‌آباد

۱۹ اسد ۱۳۹۴

سه شنبه ۲۰ اسد ۱۳۹۴/

 

رییس‌جمهور غنی بعد از ظهرِ دیروز، بار دیگر در پردۀ تلویزیون ظاهر شد و در حالی که مقامات ارشدِ امنیتی در پشتِ سرش صف کشیده بودند، چنان‌که انتظار می‌رفت، به قصۀ پُرغصۀ ناامنی‌های اخیر پرداخت.
حضور رییس‌جمهور در یک نشست خبری در وضعیتِ قمر در عقربِ امنیتیِ این روزها یک ضرورتِ مبرم بود. سخنان مقامات بلندپایۀ حکومت وحدت ملی در شرایط کنونی، حتا اگر پیامدِ ملموس و محسوسی در پی نداشته باشد، بازهم گاهی می‌تواند در دلداری و روحیه دادن به مردم، همچون ریختنِ آب بر روی آتش باشد. به این ترتیب می‌توان گفت که این نشستِ خبری از این جهت، مصرف داخلیِ خوبی داشت و نیاز بود که چنین نطق و پرسش و پاسخِ یک‌ساعته‌یی در برنامۀ این روزهای رییس جمهور جا می‌گرفت. با این وجود اما از فحوای سخنان رییس‌جمهور پیدا بود که سخنانِ او فقط مصرف داخلی ندارد؛ گذشته از دلداری‌ها و دلبری‌هایش، به نظر می‌رسید که مخاطب اصلی سخنانِ او جایی جز اسلام‌آباد نباشد.
رییس جمهور غنی سخنانِ ناگفتۀ زیادی با پاکستان و دربارۀ پاکستان دارد. او در این ماه‌ها به‌خاطر دل بردن از کشوری که به تعبیر خودش در ۱۴ سال گذشته در یک جنگِ اعلام‌نشده در برابر افغانستان قرار گرفته، هزینه‌های بسیاری پرداخته است؛ هزینه‌هایی که سلفش در حکومت ۱۴سالۀ خود، علی‌رغم لطف و مرحمتی که در قبال اسلام‌آبادی‌ها داشته، نپرداخته است. حالا اما دیده می‌شود که حکومت کابل با هر زبانی با آن‌ها سخن می‌گوید، چیزی جز کینه و جنگ و عداوت از جانبِ مقابل نمی‌بیند.
حامد کرزی در زمان حکومتش به‌رغم همۀ این ناسپاسی‌های پاکستانی‌ها، تا آخرین روزهای حکومتش حاضر به تند رفتن با اسلام‌آباد نشد؛ رییس جمهور غنی اما حالا می‌داند که نباید اشتباه سلفش را تکرار کند و به همین خاطر پس از آن‌همه خوبی و دلبری از رقیب، حالا به نحوی به جانبِ مقابل اولتیماتوم می‌دهد.
سخنان روز پیشِ رییس‌جمهور غنی اگر بخواهد یک پیام کلی داشته باشد، آن چیزی جز هشدار به جانبِ پاکستان نخواهد بود. رییس‌جمهور افغانستان هرچند بیشتر از این‌که با لحن تهدید و ارعاب سخن بگوید، سعی می‌کرد از جادۀ دیپلماسی خارج نشود و همواره به عصای احتیاط تکیه زند؛ اما واضح کرد که حالا منتظر جانبِ مقابل است که نه در حرف، بلکه در عمل نشان دهد که در میدان مبارزه با تروریسم و همسویی با کابل چند مَرد حلاج است. او سران اسلام‌آباد را مستقیماً مخاطب قرار داد و ابراز امیدواری کرد که در همین نزدیکی‌ها از جانب آن‌ها تغییر ملموسی در پالیسی‌شان در قبال افغانستان رونما گردد. او چنان محافظه‌کارانه برخورد کرد که حتا حاضر به پاسخ دادن به چند پرسش خبرنگاران در قبال آیندۀ روابط افغانستان و پاکستان نشد و آن‌ها را به شکلِ مکرر به مطالعۀ مجدد خطابه‌اش دعوت کرد. این بدین معناست که رییس‌جمهور غنی تا هنوز هم میل چندانی به ایستادن در برابر غول بی‌شاخ و دمی چون پاکستان ندارد و او تا هنوز روزنۀ امیدی در روابط حسنه با پاکستان می‌بیند.
با این سخنانِ رییس‌جمهور به نظر می‌رسد که حالا توپ در میدانِ حریف است. هرچند یک درصد هم نمی‌توان امید داشت که این همسایۀ متجاوز در قبال ملت شریفِ افغانستان تغییر رویه دهد، اما بازهم باید انتظار کشید و منتظر جانب مقابل ماند. معلوم نیست رییس‌جمهور غنی چه برنامۀ مشخصی برای مراحل بعدی روابط میان کشور روی دست دارد؛ اما هرچه باشد، به نظر می‌رسد که کم‌کم کاسۀ صبر رییس جمهور در حال لبریز شدن است. اگر رییس جمهور صادقانه با مردم برخورد کند، در آینده‌یی نزدیک باید از برنامه‌های بعدی‌اش در خصوص دست یافتن به صلح بدون پاکستان سخن بگوید. اگر فرض را بر این بگیریم که پاکستانی که طی دهه‌های اخیر همواره سرِ ناسازگاری با افغانستان داشته و از همین‌رو هم در آیندۀ نزدیک نمی‌توان منتظر بلند شدنِ دود و بخاری از جانب آن بود، به نظر می‌رسد که رییس‌جمهور غنی باید کم‌کم روی پلان بعدیِ خود کار کند و مردم را هم در جریانِ تصامیمش قرار دهد.
بدون شک در رقابت با قدرت منطقه‌یی هسته‌یی‌یی چون پاکستان، دست یافتن به پیروزی برای افغانستان راه دشواری است، اما شکی نیست که در یک جنگِ نامتعارفِ استخباراتی و دیپلماتیک، ما هم توانِ وارد کردنِ ضربه‌های سنگین به این کشور را خواهیم داشت. ولی آیا رییس‌جمهور غنی جرأت و جسارتِ چنین مشی‌یی را خواهد داشت یا مانند سلفش همواره به لاپوشانی متوسل می‌شود؛ پرسشی که فقط زمان پاسخِ آن را خواهد داد!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.