چــرا ارگ از مـردم مـی‌ترسد؟

سه شنبه 13 سرطان 1396/

گارنیزیون کابل دیروز بار دیگر شهرِ کابل را فلج ساخت و زنده‌گی بخشی از ساکنانِ پایتخت را تعطیل کرد. این فلج‌سازی و تعطیلی، با بستنِ جاده‌ها کیلومترها دورتر از ارگ صورت گرفت. بهانه هم آن بوده که معترضان تصمیم گرفته‌ بودند که در چند جادۀ شهر تظاهرات کنند و تظاهرات‌شان هم فقط با به‌صدا درآوردنِ آژیرِ موترها شکل می‌گرفته است. یعنی تعدادی از افراد آژیر خودروهای‌شان را به صدا درمی‌آوردند و این شاید یک واکنش بسیار عادیِ مدنی باشد که به‌سختی می‌تواند بر حکومت‌ها فشار وارد کند.
اما این‌که دولت بیاید در برابرِ این نوع واکنش، صبح‌هنگام و ساعت‌ها قبل از آن، جاده‌ها را به روی ترافیک ببندد و برای مردم مزاحمت خلق ‌کند، هیچ توجیهی نمی‌تواند داشته باشد. پرسش اساسی این است که چرا ارگ و یا هم نهادهای امنیتی، راه را بر روی مردم می‌بندند و چرا تا این حد از مردم می‌ترسند، آن‌هم مردمی که در حقیقت شکل‌دهندۀ نظامِ موجود اند و هر روز برای دفاع از همین نظامی که نقدش می‌کنند و در برابرش اعتراض دارند، برادران و فرزندان‌شان را در خطوط گرمِ جنگ در برابرِ دشمنان از دست می‌دهند؟
بسیار جای تعجب است که ارگ ریاست جمهوری از جوان‌هایی می‌ترسد که قصد دارند اعتراض‌های مدنی را جانشین فرهنگِ جنگ و خشونت سازند! مسلماً آن‌ها قصد ندارند نظام را فرو بپاشند و به ارگ حمله کنند. هیچ کسی نمی‌تواند با اعتراض‌های مدنی، مثل تظاهرات و یا برپایی خیمۀ تحصن و یا هم آرن و آژیر موترها، ارگ را ساقط و دولت را سرچپه کند. اگر کسی هم قصدی برای برهم زدنِ دولت و ساقط کردنِ آن در کابل داشته باشد، به وسایل‌ و روش‌هایِ سخت و بُرنده متوسل می‌شود، نه اقداماتِ مدنی مثل خیمه و هارن موتر.
البته در این‌هم شکی نیست که برخی از سیاست‌مدارانِ خام‌باز و غیرمحبوب در تلاش اند که با استفاده از چنین حرکت‌هایی، خودشان را بار دیگر مطرح کنند که و هشدارهایی از همین آدرس صادر کنند که سراسر خودخواهی است و بس. اما وقتی دولت می‌آید و مانع تحرکاتِ مدنی و خودجوشِ مردم می‌شود و یا با راه‌بندیِ خودساخته برای مردم مزاحمت خلق می‌کند به این امید که اعتراض‌ها را خاموش و فضای عمومی را آرام سازد، نتیجۀ برعکس می‌گیرد و مردم به مقاومت در برابرِ دولت ترغیب می‌شوند.
راه‌بندی‌هایی که دولت ایجاد می‌کند، به مراتب شدیدتر از راه‌بندانی است که چند جوان معترض به‌راه می‌اندازند. دولت یا این کار را از ترس انجام می‌دهد که این ترس نه منطق دارد و نه هم توجیه، و یا هم به دلایلی سیاسی آن را سامان می‌دهد که بازهم مشکلات و پیامدهای ناگوارش به خودش برمی‌گردد.
پیشنهاد ما به دولت و حکومت این است که به‌جای هر بار بستنِ جاده‌ها با موانع کانتینری و یا هم با موانع واسطه‌یی و یا هم سرکوبِ خشن و قاتلانۀ اعتراضاتِ مدنی، به قانون احترام بگذارند و از ارزش‌های مدنی پاسداری کنند و اجازه دهند که مردم با استفاده از قانون و مقررات عرضِ اندام کنند و صدای اعتراض‌شان را در برابر دولت به شکل مدنیِ آن تبارز بدهند.
خفه کردن و سرکوب مردم و جلوگیری از حرکت‌های مدنی، فقط در نظامِ طالبانی ممکن است و مدیران امنیتی و سیاسیِ کشور باید بدانند که با سرکوب معترضان و کشتن و بستن آنان، کشور را به سمت نظام‌های بستۀ استبدادی می‌برند که در آن صورت، اوضاع به سودِ هیچ‌کس نخواهد بود. دولت باید به مقاصدِ اعتراض‌های مردم توجه کند تا نشود روزی اقداماتِ زورگویانه و بی‌جای برخی از چهره‌ها در حکومت، سبب ازهم‌پاشیِ آن گردد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.