چــرا قنـدوز تصفیه نمی‌شـود؟

یک شنبه 2 عقرب 1395/

جنگ و حملۀ طالبان به شهرها را می‌‌توان سریالِ دامنه‌داری خواند که پایانی ندارد و هر روز بیش از پیش شدت می‌یابد. اما هر بار که طالبان به شهری حمله می‌کنند، به‌محضِ سقوطِ آن مانند سقوط کندز، به جانِ مردمِ ملکی و غیرنظامی می‌افتند و همان جنایت‌هایی را انجام می‌دهند که سالِ پار انجام داده بودند؛ چنان‌که امسال نیز خانه‌های کنـدزیان آتش زده شد، مکان‌های عام‌المنفعه ویران گشت و به گونۀ واضح، جنایاتِ جنگی رُخ برافروخت.
دولت در هر دو مرتبۀ سقوط و بازپس‌گیری کندز، وعدۀ تصفیۀ این ولایت را از وجود طالبان داده، ولی در عمل هیچ توجهی به آن نشده و نمی‌شود. همین اکنون، مردمانِ شهر کندز و حتا منسوبانِ دولتی می‌گویند که طالبان فقط از سرک عمومی کنار زده شده‌اند و هنوز هم در همین شهر، در خانه‌های هواداران و حامیان‌شان به سر می‌برند. اکنون که شهر بعد از چند روز سقوط، آزاد شده و فرمانِ توقفِ جنگ نیز صادر شده است، هنوز هم دولت به معنای واقعیِ کلمه بر کندز اشراف و تسلط ندارد.
mandegar-3از طرف دیگر، هنوز هیچ اقدامی برای تصفیۀ شهر و ولسوالی‌هایی که طالبان در آن حضور دارند، صورت نگرفته است. فقط چند کیلومتر دورادورِ شهر از وجود طالبان پاک‌سازی شده و طالبان هر شب بر برخی مواضعِ دولتی در شهر حمله می‌کنند و جنگ‌های دوـ‌سه‌ساعته را بر نیروهای امنیتی تحمیل می‌نمایند. این وضعیت نشان می‌دهد که مسوولانِ رده‌اولِ کشور، برخلافِ تعهداتی که دارند، تا کنون به از میان برداشتنِ طالبان در این ولایت اقدام نکرده‌اند که آن‌ نیز می تواند دلایلِ بسیار مشخصی داشته باشد. از جمله یکی از این دلایل، علایقِ قومی و تباری است. طالبانی که در قندوز هستند، با شماری از افرادِ صاحب‌رسوخِ محلی دوستی و نزدیکی دارند و این افراد نیز با رأسِ قدرت در ارتباط و هماهنگی‌ اند. همین رابطه سبب شده است که طالبان بعد از کنار رفتن از مرکز شهر، در امن و امان باقی بمانند و برخلاف تعهداتی که قبلاً دولت و شخصِ رییس‌جمهوری داده بود، تارومار نگردند.
اکنون شهریان کنـدز می‌گویند: شاید جنگ در این ولایت ریشه در بازی‌های منطقه‌یی و مسایل استخباراتی داشته باشد، اما مسلماً رُخِ دیگر آن، تصفیۀ یک قوم از قندوز است.
تاجیک‌های کندز نسبت به این سیاست شاکی‌اند و مدعی‌اند که پاکستانی‌ها برنامه دارند این ولایت را حیاتِ خلوتِ تروریستان بسازند.
شکی نیست که طالبان در شهر قندوز حضورِ بسیار دیرینه دارند و این حضور نزدیک به بیست سال است که مشاهده می‌شود. به گفتۀ برخی از باشنده‌گان کندز، طالبانِ این ولایت بیشتر آنانی‌اند که خودشان باشنده‌گانِ قندوز اند و در برابرِ تبارهای دیگر حساسیت دارند. در صورتی که چنین باشد، باید پیش‌بینی کرد که نزاع و دشمنی میان اقوام ساکنِ آن ولایت افزایش خواهد یافت. اما مسلماً آنانی که در کندز در کنارِ طالبان می‌ایستند و در سایۀ آنان می‌خواهند بر دیگران ظلم کنند، جفای بزرگی را هم در حقِ خود و هم در حقِ دیگران مرتکب می‌شوند.
دولت وحدت ملی باید به این مسأله توجه کند؛ زیرا بحث جنگ در قندوز، ابعادی متفاوت‌تر از دیگر ولایت‌ها دارد و باید دولت ریشۀ استفاده‌های قومی از طالبان در این ولایت را بخشـکاند و فضای اعتماد را به کندزیان بازگرداند.
دولت باید به تصفیۀ قاطعِ کندز از وجودِ طالبان فرمان دهد و دستِ حمایت‌گرانِ محلی در این عرصه را نیز کوتاه سازد. در غیر آن، قندوز دچار حوادثِ دلخراشی خواهد شد که نفعِ هیچ کسی در آن نهفته نیست.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.