چــــــرا طالبان صـلح نمی‌خواهند؟

یکشنبه 23 جدی 1397/

هیأتی که تحت ریاست عمر داوودزی مشاور رییس حکومت وحدت ملی در امور اجماع منطقه‌یی و رییس دبیرخانۀ شورای صلح به پاکستان رفته است، اظهار امیدواری می‌کند که به‌زودی گفت‌وگوهای رو در رو با طالبان به کمکِ اسلام‌آباد از سر گرفته خواهد شد.
این گفت‌وگوها در اوایل سال ۱۳۹۵ در اثر کشته شدن ملا اختر محمد منصور رهبر پیشینِ طالبان در یک حملۀ هوایی امریکا در مرز میان ایران و پاکستان از سوی این گروه متوقف ساخته شد؛ اما حالا با افزایش تلاش های جهانی و منطقه‌یی برای صلح، سران حکومتِ افغانستان امیدوار هستند که این‌بار موفق شوند گفت‌وگوهای صلح را با گروه طالبان برگزار کنند.
اگرچه به نظر می‌رسد که امریکایی‌ها دیگر خواهان ادامۀ حضور نظامی خود در افغانستان نیستند، اما این موضوع چندان مورد تأییدِ همۀ جوانبِ قضیۀ افغانستان قرار ندارد. مقاماتِ روسی در تازه‌ترین مورد گفته‌اند که امریکا فقط از بیرون‌شدن از افغانستان و سوریه خبر می‌دهد اما این روند هنوز صورتِ عملی نیافته است. حامد کرزی رییس‌جمهوری پیشین نیز به بیرون‌شدن امریکایی‌ها چندان خوش‌بین نیست. او در یک گفت‌وگویی رسانه‌یی گفته است که امریکایی‌ها در مورد پایگاه‌های نظامیِ خود در افغانستان با طالبان گفت‌وگو می‌کنند.
این اظهارات که بدون تردید شمه‌یی از واقعیت‌ها را با خود دارند، نشان می‌دهند که امریکا هنوز در مورد حضور نظامیِ خود در افغانستان تردید دارد. کشورهای منطقه هرچند سهم و نقش معینِ خود را در مسایل افغانستان بازی می‌کنند، اما در این‌میان نقش پاکستان به‌دلیل حضور فیزیکی طالبان در این کشور بسیار متبارز است. پاکستانی‌ها تلاش دارند که به‌ساده‌گی تن به مطالباتِ امریکایی‌ها و حکومت افغانستان در خصوصِ صلح ندهند. به نظر می‌رسد که پاکستان با ترغیب سران حکومت وحدت ملی به بهانۀ راضی ساختن طالبان به انجام گفت‌وگوهای صلح، می‌خواهد دوباره نقش فعالِ خود را در منطقه به‌دست آورد. نقشی که در سال‌های پسین کمرنگ می‌شد و آقای غنی پس از چندین سفر به پاکستان در آغاز حکومت‌داری‌اش که از این کشور مأیوس شد، بحث ‌جنگ‌وصلح با پاکستان را مطرح کرد. اما رییسِ حکومت گویا دوباره راضی شده که از کانالِ پاکستان به گروه طالبان دسترسی پیدا کند. دیگر او از جنگ چهل‌ساله با پاکستان سخن نمی‌گوید و هیأت خود را برای زمینه‌سازی در امر گفت‌وگوهای صلح به این کشور می‌فرستد. اما آیا واقعاً خوش‌بینی‌هایِ حکومت در مورد آغاز گفت‌وگوهای صلح با طالبان بیهوده نیست؟
این پرسش زمانی پاسخ مناسبِ خود را پیدا می‌کند که نقش امریکا در این معادله مشخص شده باشد. امریکایی‌ها تا زمانی که به خواست‌های خود دست پیدا نکنند، فکر نمی‌شود که هیچ‌گونه گفت‌وگوی مستقیمی میان هیأت حکومت افغانستان و گروه طالبان انجام شود. امریکایی‌ها شاید به‌صورتِ رسمی نشان دهند که خواهان تأمین صلحِ فوری در افغانستان اند ولی آن‌ها نیز حساب‌وکتاب‌های خود را در این میان دارند. امریکا هرچه نباشد، یک درس از شوروی سابق گرفته که اگر افغانستان را به حالِ خود رها سازد، آبروی خود را در معادلات جهانی به قمار می‌گذارد. دلیل ادامۀ جنگ افغانستان نیز شاید همین موضوع باشد، قبل از آن‌که به فکتورهای دیگر فکر کرد.
طالبان از آغاز نیز گروهی نبودند که بتوانند این‌همه در جنگ تاب آورند اگر حمایت‌های کلانی از آن‌ها صورت نمی‌گرفت. امروز متأسفانه طالبان چه بر اثر ندانم‌کاری‌ها و غرور امریکایی‌ها در جنگ و چه در اثر حمایت‌هایی که از این گروه در سطح منطقه صورت گرفت، دیگر آن ماشین نظامیِ پیشین نیستند. این گروه گفت‌وگوهای صلح را به تأخیر می‌اندازد تا ادامۀ حضورِ آن در سیاست افغانستان پس از گفت‌وگوهای صلح مشخص گردد. رهبری طالبان به‌خوبی می‌داند که حتا اگر بر اساس یک تفاهم منطقه‌یی و جهانی نیز به صلح بپیوندند، دیگر به عنوان یک جناحِ قدرتمند که می‌تواند در تعاملات سیاسی نقش بازی کند، نیست.
صلح به معنای مرگِ طالبان و طالبانیسم در افغانستان است و این موضوع از چشم رهبری و حمایت‌گران منطقه‌ییِ این گروه پوشیده نمانده است. به همین دلیل، طالبان حالا بر سرِ دوراهی قرار گرفته که چگونه با امریکا و حکومت افغانستان در مذاکرات صلح به نتیجه برسند. هرکدام از این بازیگران که بتوانند در میز مذاکره طرفِ مقابلِ خود را قناعت دهند، به معنای آن است که طرف مقابلِ دیگر وجود عینی نداشته باشد. این‌طور نیست که طالبان و حکومت افغانستان از نظر دیدگاه‌های سیاسی هم‌تراز باشند، هرچند ممکن است افرادی زیادی در حکومت باشند که تفکر طالبانی دارند. جوهره و دیدگاهِ این دو از اساس با یکدیگر متفاوت است و به همین دلیل می‌گوییم که صلح برای طالبان می‌تواند بدتر از خودکشی تعبیر شود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.