چه عواملی امریکا را به خروج از افغانستان وادار کرده‌است؟

شنبه 15 جدی 1397/

در روزهای اخیر، بحث‌هایی بر سر احتمال خروج نیروهای امریکایی از افغانستان بالا گرفته است. این احتمال اکنون در قبال خروج فقط نصفی از سربازان امریکایی از این کشور مطرح است. مقامات امریکایی به رسانه‌های مختلف به شکل غیر رسمی گفته‌اند که ترامپ دستور شفاهی خروج قسمتی از نیروهایش را از افغانستان صادر کرده‌است. به دنبال نشر این شایعات، مقامات نظامی امریکا در افغانستان گفته‌اند تا کنون دستوری از سوی ترامپ در این خصوص صادر نشده و این مسأله فقط در روزنامه‌ها و با الهام از سیاست خروج نیروهای امریکایی از سوریه مطرح شده است.
اما به تازه‌گی مایک پنس، معاون دونالد ترامپ گفته است که خروج نظامیان امریکایی از افغانستان، روی میز ترامپ قرار دارد و روی آن بحث می‌شود. بنابراین اکنون سخنان معاون ترامپ و نیز اظهارات خود او مبنی بر اینکه امریکا مایل نیست همیشه در افغانستان بجنگد و باید کشورهایی مثل هند، چین، روسیه و پاکستان در آن کشور بجنگند نیز نشان می‌دهد که بحث خروج نیروهای امریکایی که اکنون غیر محتمل به نظر می‌رسد، می‌تواند روزی محتمل گردد.
در کنار این مسآله، نگرانی پاکستان و چین از خروج نیروهای امریکایی از افغانستان که منجر به بحث‌ها و توافق‌هایی میان آن دو کشور روی افغانستان آینده و تحولاتی که پس از این قرار است که در این کشور رونما شود، شده‌است و دو کشور را آمادۀ یک سلسله همکاری‌های جدید ساخته است، نشان میدهد که بحث خروج امریکا از افغانستان می‌تواند از سطح یک احتمال بعید به یک احتمال قریب، ممکن و جدی مطرح باشد.
واکنش ریاست‌جمهوری افغانستان به سخنان ترامپ، نیز تداعی‌کنندۀ نگرانی مقامات افغانستان از تغییراتی است که احتمالا به اساس سیاست‌های جدید آقای ترامپ و یا در چهارچوب سیاست جنوب آسیای آن کشور صورت گیرد. اما سوال اساسی این است که اگر بحث خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، ناشی از چه عواملی می‌‎تواند باشد. پاسخ این است که جدا از تغییرات کلانی که احتمالا در سیاست خارجی ایالات متحدۀ امریکا می‌تواند مطرح باشد و جدا از اینکه امریکا در آیندۀ آسیا از چه موقعیتی برخوردار خواهد بود سیاست‌هایی تنگ‌نظرانه، فسادزایی و حرکت‌های غیر دیمکراتیک حاکمان افغانستان در طول هفده‍‌سال گذشته به خصوص در چهار سال پسین است.
زیرا، وقتی که امریکا می‌بیند که آنهمه تغییراتی که باید حضور نیروهای امریکایی در افغانستان در پی می‌داشت و آن همه نعماتی که در پشت میلیاردها دالر کمک‌های بین‌المللی و امریکایی در افغانستان در جهت به‌وجود آمدن یک حکومت بهتر و رو به‌توسعه و پیشرفت دیموکراسی خوابیده بود، عملاً ابزاری در جهت تحقق ارزش‌های واپسگرایانه قبیله‌یی و شکل‌یابی استبداد و تک‌گرایی شده است و نیز وقتی که امریکا می‌بیند که افغانستان طی این همه سال‌ها هنوز نمی‌تواند که یک انتخابات سادۀ پارلمانی را در چندین ماه برگزار کند، همچنان وقتی ترامپ می‌بیند که کمک‌های آن کشور، به‌جای آنکه سبب تضعیف تروریزم شود، یک‌سره سبب تقویت تروریزم می‌گردد، دیگر چه امیدی بخواهد اینجا هزینه‌های بیشتری کند و افرادش را بیشتر به کشتن بدهد و بیشتر در این منجلاب گیر بماند. چنانکه ترامپ در اظهاراتی به این موردها انگشت نهاده‌است.
بنابراین، واپس‌گرایی، ناتوانی و فسادهای قومی، مالی و سیاسی دولت‌مداران ما به تنهایی کفایت کرده‌است که امریکایی‌ها به فکر کم‌کردن هزینه‌ها و خروج شان از افغانستان باشند؛ نه اینکه متغیرهای مثل قوی شدن روسیه و پاکستان و چین و یا هم طالبان عامل به سر زدن فکر خروج امریکا از افغانستان گردیده باشد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.