گزینـۀ ســـــوم

/

یک شنبه ۱۰ جوزا ۱۳۹۴

 

در این اواخر، دروازه‌های زیادی به‌هدف وارد شدنِ طالبان به میزِ گفت‌وگوها باز شده‌ است. کشورهای ترکیه، چین، امارات، قطر، ایران و به‌تازه‌گی ترکمنستان هر کدام به‌نحوی دروازه‌های‌شان را به روی طالبان باز کرده‌اند تا شاهد گفت‌وگوهایی در بابِ صلحِ افغانستان باشند. هرچند جمهوری اسلامی ایران به گونۀ رسمی دروازه‌هایش را به روی طالبان باز نکرده است، اما گزارش‌هایی از سایت‌های خبریِ ایران می‌رسانند که شماری از طالبان به این کشور فرا خوانده شده و در بابِ مسایلی با مقام‌های ایرانی گفت‌و‌گو کرده‌اند.
البته سال‌هاست که طالبان در قطر برای خود دم‌ودستگاهی دارند و سعی می‌کنند که از آن‌جا استفاده‌های زیادی ببرند. اما رییس‌جمهوری از سفر به قطر خودداری کرد و ظاهراً تلاش دارد تا بحث صلح را فقط از نقطۀ پاکستان پیگیری کند. تلاش‌ها برای بستن پیمان با پاکستان، در اولویت ‌کاریِ رییس دولت وحدتِ ملی است تا از این طریق بتوانند با پاکستان وارد یک مرحلۀ جدید شوند و این مرحلۀ جدید صفحۀ افغاستان را عوض کند.
وقتی که رییس‌جمهوری به نماینده‌گان مجلس می‌گوید که چاره‌یی جز ایجاد ارتباط و اعتماد میان آی‌اس‌آی و دستگاه امنیت ملی افغانستان نیست و باید این کار صورت گیرد، خود می‌رساند که بحث دست یافتن به صلح در افغانستان منوط به راضی نگه داشتنِ پاکستان است و این‌که افغانستان در ازای صلح باید دست‌بینِ پاکستان باشد.
این در حالی است که کشورهای زیادی علاقه‌مند فراهم کردنِ زمینه برای گفت‌وگوهای صلح به افغانستان اند، اما ریاست جمهوری هیچ گامی در این راستا برنداشته و از این فرصت‌ها استفاده نکرده است. البته واضح است تا زمانی که پاکستان نخواهد، هیچ کشوری با هیچ ابتکاری نمی‌تواند در افغانستان صلح برقرار کند. ولی این به معنای آن نیست که نماینده‌گان مردم در برابر تفاهم‌نامۀ استخباراتی با پاکستان کوتاه بیایند و افغانستان از این طریق دو دسته تسلیمِ آن کشور شود.
البته این هم سزا نیست که ما به‌جای گفت‌وگو با پاکستان، صدای دشمنی با این کشور را بلند کنیم و از درِ دشمنی با آن سخن بگوییم؛ زیرا پاکستان حق دارد تمامیتِ ارضی‌اش را از جانب افغانستان حفظ‌شده ببیند و این امر میان پاکستان و افغانستان اعتماد به‌وجود می‌آورد. البته این را هم می‌دانیم که سیاست‌های پاکستان و استیلاجوییِ او در منطقه، فقط با اعتراف به رسمیت خط دیورند از طرف دولت افغانستان توقف نمی‌یابد.
به هر صورت، ارگ نباید دو گزینۀ تسلیم شدن به پاکستان یا جنگ با پاکستان را برای انتخاب روی میز بگذارد، بلکه راه منطقی‌تر این است که افغانستان به عنوان یک کشورِ مستقل و دوستِ پاکستان و در عین حال هندوستان در منطقه شناخته شود و برای دست یافتن به این امر، باید پالیسی‌یی را تدوین کند.
ما باید با جانب پاکستانی‌ها به عنوان دوستانِ قابل اعتمادشان صحبت کنیم و در عین حال، از همۀ کشورهای نزدیک به پاکستان و متحد پاکستان در منطقه بخواهیم که این کشور را وادار کنند که در مورد افغانستان تغییر موضع و اندیشه دهد. این البته ممکن نیست تا زمانی که ما در بازی‌های بین‌المللی از ابزارهای لازم برای دست یافتن به این هدف استفاده نکنیم. امروز پاکستان تلاش دارد که چین و یا هر کشورِ دیگر مثل ترکیه، قطر و امارات را به نفع خویش در قضیۀ افغانستان تحریک کند، افغانستان نیز این توانایی را دارد که کشورهای منطقه را ترغیب کند که فشارهای‌شان را بر پاکستان شدت بخشند و از شورای امنیت سازمان ملل بخواهد که پاکستان را مورد فشار قرار دهد تا از حمایتِ طالبان دست بردارد، داعش نفرستد و در امر ثبات افغانستان همکاری صادقانه کند؛ کاری که رییسان جمهورِ افغانستان تا حال از آن دوری جسته‌اند.
به هر صورت، اکنون که دروازه‌های زیادی برای گفت‌وگوهای صلحِ افغانستان باز شده است، باید بیشترین جسارتِ سیاسی را به خرچ دهیم و از همۀ این فرصت‌ها به نفع کشور و فشار آوردن بر پاکستان استفاده کنیم.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.