گـام‌های پُرتقـلبِ غنـی به سـوی انتخـابات

دو شنبه 1 دلو 1397/

روز گذشته که آخرین مهلت برای نام‌نویسی در انتخابات ریاست‌جمهوری بود، آقای غنی همراه با آقایان سرور دانش و امرالله صالح در کمیسیون انتخابات جهت ثبت تکتِ انتخاباتیِ‌ِ خود حضور یافت و از تمایلِ خویش به ادامۀ کار برای پنج سالِ دیگر عملاً خبر داد. آقای غنی تیم انتخاباتی خود را تیمِ «دولت‌ساز» و متعهد به ساختاری قوی و منسجم معرفی کرد. با این حساب، تنها تفاوت در تکتِ انتخاباتیِ او نسبت به تکت انتخاباتی‌اش در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۹۳، آقای صالح است که بیست‌وچند روز پیش سرپرستِ وزارت داخله تعیین شده بود. آقای دانش در دورِ قبل نیز عضو تیم انتخاباتیِ آقای غنی بود و در این نزدیک به پنج سال به عنوان معاون دومِ خاموش و بی‌دردسرِ او وظیفه اجرا کرده است؛ اما آقای صالح این‌بار جایِ خالیِ جنرال عبدالرشید دوستم را پُر می‌کند؛ همان بانکِ رایی که پس از رساندنِ آقای غنی به مقام ریاست حکومت، توسط او طرد و تبعید و تحقیر شد.
آقای غنی این‌بار درحالی وارد میـدان انتخابات شده و می‌خواهد به مصافِ رقبای انتخاباتیِ خود برود که نسبت به پنج سالِ گذشته از نظرِ قدرت و ثروت، توانایی نفوذ در کمیسیون‌های انتخاباتی و انگیزه برای تقلب، زمین تا آسمان متفاوت است. این پنج سال حضور در قدرت، انحصارطلبی و ریختنِ طرح‌ها و برنامه‌های بلندپروازانه، به‌رغمِ همۀ تلخی‌ها و مقاومت‌هایی که در برابرِ وی ایجاد کرد، آن‌قدر شیرینی و جذابیت داشته و دارد که تمامِ داشته‌ها و صلاحیت‌هایش را برای حفظِ خود در رأسِ دولت و حکومت به کار بیندازد و قدرتمندانه‌تر از گذشته خود را ثابت سازد.
آقای غنی می‌گوید که می‌خواهد فصل ناتمامِ تاریخی‌یی را که امان‌الله‌خان اساس‌گذارش بوده، در پنج سالِ آینده در هیأتِ یک دولتِ مقتدر و ساختارِ سیاسیِ منسجم تکمیل کند. این نکته به‌‌تنهایی درجۀ بلندپروازیِ آقای غنی، افقِ دیدِ وی و نقشِ رییسِ حکومت در انتخابات ریاست‌جمهوری‌یی که در پیش است را به نمایش می‌گذارد. با این حساب، انتظار بی‌طرفی از حکومت در انتخاباتِ ۱۳۹۸ و رعایت اصولِ رقابتِ مبتنی بر دموکراسی از آقای غنی، ساده‌انگاریِ محض است. آقای غنی از ماه‌ها به این‌سو همراه با خود تمام امکانات و ظرفیت‌های دولتی را بسیج کرده تا فضای انتخابات را بابِ مُراد خویش و لباسِ ریاست‌جمهوری را به اندازۀ قامتِ خویش طراحی کند.
این حرف‌ها نه تهمت‌اند و نه خیره‌سری در روزنامه‌نگاری؛ این‌ها واقعیتِ‌ِ تلخِ انتخاباتِ افغانستان و بازگوی فرهنگِ سیاسی حاکم بر حکومت‌اند؛ واقعیت و فرهنگی که همه می‌دانند اما یا از سرِ تطمیع با آن کنار می‌آیند و اعتراضی نمی‌کنند و یا این‌که از سرِ ناامیدی و رخوت، پرداختن به آن را بی‌فایده می‌انگارند.
گام‌های تقلب‌آلودِ غنی به سوی انتخابات را تنها حافظۀ تاریخیِ مردم افغانستان و حدس‌وگمان‌های یک روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر تأیید نمی‌کند؛ بلکه آن‌چه امروز در حکومت و به‌ویژه ارگ ریاست‌جمهوری جریان دارد، چیزی جز تقلا و تقلب برای انتخابات ریاست‌جمهوری نیست. تعیینات و تقررهایی که در هفته‌ها و ماه‌های اخیر صورت گرفته، تحولات و تغییراتی که در چهرۀ اداراتِ حکومتی به میان آمده، سفرها و ملاقات‌ها و دلجویی‌هایی که توسط غنی صورت گرفته و می‌گیرند؛ مواردی هستند که با سودای انتخاباتیِ رییسِ حکومت مرتبط اند و هر نگاهِ دقیقی می‌تواند نوعی کمپاینِ پیش از وقت و مهندسی فضا را در آن‌ها کشف کند. این موارد که همه زیر عنوانِ فعالیت‌های حکومت صورت می‌پذیرند، در هفته‌ها و ماه‌های آینده شدت می‌یابند و آقای غنی با پول و امکانات دولت، لشکر انتخاباتیِ خود را سامان می‌دهد. این‌ها به یک‌طرف، نفوذ در کمیسیون‌های انتخاباتی و تکرار تقلباتِ گوسفندی نیز موردی‌ست که فقط از آقای غنی برمی‌آید!…
با این اوصاف، نباید در برابرِ این‌همه چالش و خطر تسلیم شد. باید به موازاتِ گام‌های تقلب‌آلودِ غنی به سوی انتخابات ریاست‌جمهوری، گام‌های افشاگرانۀ تیم‌های رقیب نیز مستحکم و منسجم گردد، چنان‌که خیالِ پیروزی از طریق تقلب را بر رییس حکومتِ فعلی حرام سازد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.