۱۶ حمـل؛ یک‌ساله‌گی انتخاباتِ ۹۳ و ۶ ‌ساله‌گی ماندگار

/

امروز انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان یک‌ساله می‌شود و نیز روزنامۀ ماندگار وارد هفتمین‌سالِ نشراتیِ خویش می‌گردد.
نخستین‌شمارۀ روزنامۀ ماندگار، در ۱۶ حمل یک‌هزار و سه‌صد و هشتاد‌وهشت خورشیدی منتشر شد و تا کنون خوش‌بختانه بدون انقطاع ادامه یافته است. روزنامۀ ماندگار در این شش‌سال فعالیتِ نشراتی خویش، سه انتخاباتِ ریاست‌جمهوری را شاهد بوده است؛ انتخابات‌های ریاست‌جمهوریِ ۱۳۸۸ و دو دور انتخاباتِ ۱۳۹۳٫
یک‌سال پیش از امروز، دومین انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان، برگزار شد. اما برخی عوامل این انتخابات را به دورِ دوم برد. دور اولِ انتخابات در ۱۶ حمل برگزار شد. در این روز، داکتر عبدالله بیشترین رأی را نسبت به دیگر نامزدان از خود کرد و آقای اشرف‌غنی احمدزی با فاصلۀ ۱۴ درصد رای در جایگاه دوم قرار گرفت. در آن‌زمان واضح بود که داکتر عبدالله پنجاه جمعِ یک درصدِ آرا را برای رسیدن به ریاست‌جمهوری را از آنِ خود کرده است؛ اما کمیسیون انتخابات که زیر فرمانِ حامد کرزی قرار داشت، توانست آرای داکتر عبدالله را کم و از دیگر نامزدان را بیشتر کند تا انتخابات بی‌نتیجه بماند.
حامد کرزی که در آن‌زمان رییس‌جمهور بود، در همکاریِ برخی نهادها و سفارت‌خانه‌های خارجی، این انتخابات را به دورِ دوم برد و داکتر عبدالله واردِ دور دومِ انتخابات شد. هرچند قبل از برگزاری انتخابات دور دوم، داکتر عبدالله هشدارهایی را از طرفِ دوستانش دریافت کرده بود که وارد این میدان نشود و از آرای واقعی‌اش در دورِ اول دفاع کند؛ اما داکتر عبدالله با اطمینانِ خاطر وارد دور دوم شد و این‌گونه بزرگترین اشتباهش را انجام داد.
دور دومِ انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان ـ خلاف قانون اساسی کشور که باید چهارده روز بعد برگزار می‌شد ـ به تاریخ ۲۴ جوزای ۱۳۹۳ برگزار شد. اما در این‌زمان همۀ راه‌ها برای تقلب، بیشتر از دورِ اول سازمان‌دهی شد. در روز برگزاری دور دوم انتخابات، مردم در سطح بسیار پایین در انتخابات شرکت کردند، اما شام روز انتخابات دور دوم، کمیسیون انتخابات میزان مشارکتِ مردم را بسیار بالا اعلام کرد. در این دور، پنج‌هزار مرکز خیالی در مناطق ناامن ایجاد و چهارهزار کارمند انتخاباتی از تیم انتخاباتیِ اشرف‌غنی احمدزی وارد میدان شد. از این‌رو، سطح تقلب در آن به حدی بود که جهان را شوکه کرد و انتخابات را به بحران کشید و چیزی نماند که داکتر عبدالله دولتِ خودش را اعلام کند. سرانجام با مداخله جامعۀ جهانی به‌ویژه امریکا و پس از چانه‌زنی‌ها و مشوره‌های زیاد، دولت وحدت ملی میانِ دو نامزد که هر دو مدعی برنده‌گی ـ البته یکی برحق و دیگری ناحق ـ بودند، شکل گرفت. مبنای مشروعیت دولت وحدت ملی هم توافق‌نامۀ سیاسی‌یی بود که تا کنون به‌جز یک مورد عملی نشده است.
البته طرح دولت وحدت ملی، تحفه‌یی از جانب امریکا نبود، بلکه بسیار وقت پیش این طرح در چوکات آجندای ملی از طرف کنفرانس آجندای ملی به ریاست ‌احمدولی مسعود ارایه شده بود و در نزدیکی‌های انتخابات، مورد توافق امریکایی‌ها و همۀ کشورهای همسایه و منطقه قرار گرفت.
اکنون یک سال از برگزاری دور اول انتخابات می‌گذرد و شش‌ماه هم از تشکیل دولت وحدت ملی. اما این دولت هنوز صورت‌بندی نشده و به اولویت‌هایی که در توافق‌نامۀ سیاسی بر آن‌ها تأکید رفته، نپرداخته است. کمیسیون‌ اصلاح انتخاباتی، ناوقت اما بسیار ناقص ایجاد شده که مورد قبول داکتر عبدالله نیست. کابینه تکمیل نشده و زمینۀ برگزاری انتخاباتِ پارلمانی وجود ندارد و از مبارزه با فساد نیز جز شعار و نمایش چیزی دیده نشده است. به این ترتیب، یک سال بعد از دور اولِ انتخابات می‌بینیم که هنوز در ادامۀ مشکلاتِ گذشته قرار داریم؛ قطب‌بندی‌های قومی و سمتی در دولت وحدت ملی، بیشتر رونما شده و امید‌های مردم نسبت به این دولت به یأس بدل شده است. دیده شود که آقایان غنی و عبدالله در سالِ پیش رو چه می‌کنند و کشتی شکستۀ افغانستان را به کدام ساحل رهنمون می‌شوند!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.