بزرگ‌ترین نویسنده‌گانِ دنیا و کار‌هایِ هر روزشان

/

بخش نخست/

mandegarخلق یک اثر، سخت‌ترین کارِ دنیاست و نویسنده‌گی ممکن است در نگاهِ اول ساده به‌نظر برسد اما کافی‌ست کاغذ و قلم به‌دست بگیرید و به قصد نوشتن مشغول شوید. بعد از گذشتِ چند ساعت متوجه خواهید شد که نویسنده‌گی تا‌ چه اندازه کارِ سخت‌ و طاقت‌فرسایی‌ست و چقدر نیازمند ذهنی خلاق و سرشار از ایده‌هایِ جدید است.
جالب است بدانید بعضی از بزرگان، نویسنده‌گی را به زایمان تشبیه می‌کنند و بر این باور هستند همانند زایمان که با درد و خونریزی همراه است، نویسنده‌گی نیز فشار زیادی به جسم و روحِ انسان وارد می‌کند. شخصیت‌های یک اثر که پیش از این وجود نداشته‌اند، توسط نویسنده جان می‌گیرند و اگر این شخصیت‌پردازی غنی و بی‌عیب و نقص انجام شده باشند، این شخصیت‌ها حتا پس از مرگ نویسنده نیز به حیاتِ خود در ذهن مخاطبین آینده ادامه می‌دهند.
با این حساب، کاملاً مشخص است نویسنده‌گی نیازمند شرایط خاصی است و نویسنده‌گان چیر‌ه‌دستِ دنیا کارهای عجیب و جالبی را روزانه انجام می‌دادند تا بتوانند از پسِ نوشتنِ بزرگ‌ترین اثرهای ادبی برآیند. در این نوشته، نگاهی به کارهایی خواهیم داشت که بزرگ‌ترین نویسنده‌گان و شاعران دنیا روزانه انجام می‌دادند.

جین آستن
بدون شک اگر اهل خواندن آثار کلاسیک باشید، جین آستن را می‌شناسید، این نویسنده معروف قرن هجده و نوزدهم میلادی که در انگلستان زنده‌گی می‌کرد با آثار خود توانست دنیا را تکان دهد و از نوجوانی شروع به قلم‌فرسایی و نگارش کرد تا این‌که دست‌‌آخر به نویسنده‌یی جهانی تبدیل شد که آثارش هنوز هم مخاطبینِ زیادی دارند.
نویسندۀ رمان معروفِ «غرور و تعصب» رسم داشت صبح‌ها رأس ساعت ۹ مدتی پیانو بنوازد و سپس به اتاقش می‌رفت و شروع به نوشتن می‌کرد. در عصری که آستن زنده‌گی می‌کرد، خانه‌داری و رسیده‌گی به‌ امور منزل از اهمیت‌هایی بود که از بانوان انتظار می‌رفت. در نتیجه وظیفۀ آماده‌ کردن صبحانه نیز بر عهدۀ آستن بود.
گفته می‌شود اگر در حین نوشتن به‌ناگاه مهمانی سرزده از راه می‌رسید، جین نوشته‌های خود را از دید مهمان مخفی می‌کرد و در کنار خواهرانش به دوخت و دوز که عادت بانوانِ آن دوره بود مشغول می‌شد.
بعد از ظهر‌هایِ آستن نیز با کتاب و نگارش می‌گذشت و عادت داشت عصرها بلند کتاب بخواند، گاهی اوقات نیز پیش‌نویس کتاب‌هایی که نوشته بود را با صدای بلند برای خودش می‌خواند تا بازخورد نوشته‌هایش را از اعضای خانواده دریافت کند.

مایا آنجلو
مایا آنجلو یکی از تأثیرگذارترین شاعران و نویسنده‌گان سیاه‌پوستِ عصر حاضر است و در کنار نویسنده‌گی به‌عنوان یکی از فعالان مدنی در جامعۀ سیاهانِ امریکا شناخته می‌شود.
تألیف‌های مایا آنجلو بیشتر از ۵۰ جلد کتاب و نمایش‌نامه است و سری خاطرات هفت‌گانه‌یی از زنده‌گی‌اش نگاشت که شهرت جهانی را برای او ارمغان آورد.
آنجلو برای تمرکز بیشتر و دوری از شلوغی زنده‌گی در هوتلی نزدیک به محل زنده‌گی‌اش یک اتاق اجاره کرده بود. وی تمامی تابلوها و لوازم زینتی این اتاق را کنار گذاشته بود تا چیزی مزاحم تمرکز او در حین نگارش نشود.
از طرف دیگر از کارمندان هوتل نیز درخواست کرده بود که تحت هیچ شرایطی مزاحمتی برایش ایجاد نکنند.
مایا آنجلو مدت‌های زیادی از زنده‌گی‌اش را در این اتاق گذراند اما حتا برای یک شب هم در اتاقی که اجاره کرده بود، نخوابید و هر روز ساعت ۲ بعد از ظهر کارش را تمام می‌کرد و به خانه‌اش باز می‌گشت.

استیون کینگ
حتا اگر کتابی از استیون کینگ نخوانده باشید، باز هم به احتمال زیاد یکی از فیلم‌هایی که از کتاب‌های وی اقتباس شده‌اند را دیده‌اید.
استیون کینگ چیزی بیشتر از ۲۰۰ اثر در سبکِ وحشت دارد و آثار وی به‌اندازه‌یی محبوبیت دارند که نسخه‌های سینماییِ بیشتر آن‌ها هم ساخته شده است.
کاملاً مشخص است نوشتن بیشتر از ۲۰۰ عنوان کتاب نیازمند برنامه‌ریزی و تعهد زیادی است، در همین زمینه گفته می‌شود استیون کینگِ ۷۲ساله هر روز می‌نویسد و حتا روز تولدش نیز از نوشتن دست برنمی‌دارد.
وی قانون جالبی برای خودش وضع کرده که بر اساس این قانون باید روزی دوهزار واژه بنویسد و تا زمانی که این مقدار واژه نوشته نشود، روز او به پایان نخواهد رسید.
استیون کینگ بعضی از روزها نگارش متن‌های ساده‌تری را در پیش دارد و کار نوشتن ۲ هزار کلمه تا ظهر تمام می‌شود اما بعضی از روزها نیز داستانی که در پیش‌رو دارد چالش‌های زیادی را برای او ایجاد می‌کند و نگارش ۲ هزار واژه تا پاسی از نیمه‌شب او را بیدار نگه می‌دارد.
کینگ سعی می‌کند صبح‌ها کار نگارش ۲ هزار واژه به پایان برسد و بعد از ظهرها را در کنار خانواده و مشاهدۀ مسابقه‌های بیس‌بال سپری کند.

سیمون دو بووُآر
اگر طرفدار حقوق بانوان باشید و به مکتب فلسفی اگزیستانسیالیست علاقه داشته باشید، بدون شک سیمون دو بووُآر را می‌شناسید. از این نویسندۀ فرانسوی کتاب‌های خوبی با ترجمۀ فارسی چاپ شده است که در این بین می‌توان به کتاب‌های «جنس دوم» و «ماندارین‌ها» اشاره کرد.
دو بووُآر رابطۀ احساسی و پیچیده‌یی با ژان پل سارتر، دیگر فیلسوف مکتب اگزیستانسیالیست داشت و از سال‌های ۱۹۲۹ تا مرگ سارتر در سال ۱۹۸۰ این رابطه ادامه پیدا کرد.
دو بووُار از سارتر الهام‌های زیادی می‌گرفت و تمایل داشت صبح‌ها در خلوت مشغول نوشتن شود، سپس برای صرف ناهار به سارتر می‌پیوست و بعد از آن دوباره در کنار هم در سکوت و خلوت به نوشتن ادامه می‌دادند.
این دو نویسنده پس از پایان کار شب‌ها در جمع‌های دوستانه حضور پیدا می‌کردند یا این‌که در کنار هم به رادیو گوش فرا می‌دادند و نوشیدنی می‌خوردند.

جرج اورول
این نویسنده یکی از سرشناس‌ترین نویسنده‌گان انگلیسی است و کتاب‌های معروفِ او مزرعۀ حیوانات و ۱۹۸۴ که بارها توسط مترجمینِ ایرانی به فارسی برگردان شده است، در سایر کشورهایِ دنیا نیز طرفدارانِ زیادی دارد. جالب است بدانید مجموع فروشِ این دو کتاب بیشتر از هر دو کتاب دیگری از سایر نویسنده‌های قرن بیستم فروش داشته‌اند.
جرج اورول همانند سایر نویسنده‌ها علاقۀ زیادی به کتاب و کتاب‌خوانی داشت و در سن ۳۱ ساله‌گی به‌عنوان دستیار در یک کتاب‌فروشی که کتاب‌های دست‌دوم می‌فروخت، در لندن کار می‌کرد.
این شغل موقعیت ایده‌آلی را برای اورول فراهم کرد تا نگارش داستان‌هایش را ادامه دهد. او مانند بیشتر نویسنده‌گان موفق، فرد سحرخیزی بود و هر روز ساعت ۷ صبح از خواب برمی‌خاست و رأس ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه در محل کارش حاضر می‌شد.
وی در زمان‌هایی که کتاب‌فروشی خلوت بود، گوشه‌یی می‌نشست و مشغول نوشتن می‌شد. اورول برنامۀ منظمی برای نگارش داشت و سعی می‌‌کرد روزانه چهار و نیم ساعت بنویسد.

هاروکی موراکامی
این نویسندۀ ژاپنی از همان ابتدای نویسنده‌گی تاکنون همیشه نامش در محافل ادبی سرِ زبان‌ها بوده است و به‌رغم این‌که شصت و نه سال سن دارد، اما باز هم همچنان پرتلاش است و به نوشتن ادامه می‌دهد.
موراکامی یکی دیگر از نویسنده‌گان سحرخیزی است که ساعت ۴ صبح را برای نوشتن انتخاب می‌کند و پس از بیدار شدن از رخت‌خواب از ساعت ۴ صبح به‌بعد چیزی حدود ۵ تا ۶ ساعت مدام مشغول نوشتن می‌شود.
موراکامی به‌خوبی با ضرب‌المثل عقل سالم در تن سالم است، آشنایی دارد و برای حفظ سلامتی چشم و روح خود، بعد از ظهرها ۱۰ کیلومتر می‌دود و ۱۵۰۰ متر شنا می‌کند.
شب‌های موراکامی نیز با گوش فرادادن به موسیقی و صرف شام سپری می‌شود و در نهایت رأس ساعت ۹ شب به بستر می‌رود تا روز آینده سرحال و قبراق به نوشتن ادامه دهد. جالب است بدانید که این زمان‌بندی در زنده‌گی موراکامی به‌هیچ وجه تغییر نمی‌کند و به روشی همیشه‌گی و روتین تبدیل شده است.

منبع: مد و مه/ سه‌شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.