تحلیل مسایل اجتماعی در اشعار عبدالقهار عاصی

محمدصابر صبوریار/

بخش سوم و پایانی/

mandegar۵٫ بازتاب روزهای ملی و مذهبی در اشعار عاصی
عیـد در اندیشۀ عاصی
عید یا جشن، به مناسبتی شاد و فرخنده اطلاق می‌گردد که مردمِ یک جامعه آن را جشن می‌گیرند. عید ممکن است یک مناسبتِ ملی یا مذهبی بوده یا در نکوداشتِ یک انسانِ گرامی برگزار شود. عید در اندیشۀ مسلمانان جایگاه ویژه و رفیعی دارد؛ چون روز عید روزی‌ست که تمام مسلمانِ دنیا کینه، کدورت، مادیات و دشمنی‌ها را ترک نموده در کنار هم خوشی می‌کنند. از این جهت برای وحدت و یکپارچه‌گی امتِ مسلمه، مهم ارزیابی می‌شود. شاعران هم در طول تاریخ از این روز به نیکویی یاد نموده و همیشه و پیوسته به آن پرداخته‌اند.
عید برای مسلمانان در یک‌سال دوبار واقع می‌شود که عبارت از عید فطر و عید قربان می‌باشد. عید فطر، روز اولِ ماه شوال و در پایان ماه رمضان است. در این روز، روزه حرام است و مسلمانان نماز عید برگزار می‌کنند. پرداخت زکاتِ فطره در این روز بر مسلمانان واجب است. در این روز اهمیت پیوندهای اجتماعی بیش از پیش نمایان می‌گردد و جامعه در جهتِ عاری شدن از فضای دوقطبی فقیر و غنی پیشروی می‌کند. پرداخت زکات فطره به نوعی توجه دین به پیوند عبادت با روابط اجتماعی را نشان می‌دهد. عید قربان روز دهم ماه قمری ذی‌الحجه است که به عربی «عید الأضحی» یا «عید نحر» خوانده می‌شود. این عید که از گرامی‌ترین عیدهای مسلمانان است، به یاد حضرت ابراهیم و فرزندش، اسماعیل، توسط بسیاری از مسلمانان از یک تا سه روز جشن گرفته می‌شود و در طی آن، مردم ضمن انجام مراسم قربانی، بهترین خوراک و پوشاک را تهیه می‌کنند.
اما عید در اندیشۀ عاصی چندان بار معنایی‌یی که برای مردم عامِ جامعه دارد ندارد، چون دقیقاً عاصی در برهه‌یی از تاریخ زنده‌گی می‌کند که دشمنانِ کوردل خوشی و جشن را از مردم گرفته بودند و روز عید به‌جای رفتن به خانۀ یکدیگر و لبخند زدن و شادی کردن، با فاتحه‌خوانی و مراسمِ دعاخوانی به پایان می‌رسید. از همین جهت است که عاصی در روز عید قربان به جای شادی کردن و جشن گرفتن، قلم را برمی‌دارد و دغدغه‌های درونی خود را این‌گونه بیان می‌کند:
عید قربان است و شهری زار قربانی شده
شهروندانی و صدها بار قربانی شده
کودکانِ نامراد و مادران ناامید
کابلی و کوچه و بازار قربانی شده
بی‌گناهانِ ز پا افتادۀ بی‌دادرس
روی نطع بی‌کسی بسیار قربانی شده
این یکی را آخرین نان‌آور از کف رفته و
آن دگر را آخرین غمخوار قربانی شده
عید قربان است و در هر کوی سوگ محرمی
گویی از هر خانه چندین یار قربانی شده
ای پس هر پرده ساز سرد بیرون می‌دمد
پر پر خون بلبل گل‌زار قربانی شده
این یکی در چارراه انتظار و آروز
آن دگر در حومۀ دیدار قربانی شده
(عاصی،۱۳۸۸: ۶۲۰)
قهار عاصی با امیدی که نسبت به آینده دارد، آرزو می‌کند روزی عید به معنای واقعی در سرزمینش تجلیل شود و بدین منظور می‌گوید:
ای وطن! باشد که بینم روز بدخواه تو را
بدتر از حال تو صد مقدار قربانی شده
باز خواهد خاست بر پاهای خود این پهلوان
گرچه با زخم شهادت بار بار قربانی شده
(همان:۶۲۱)
عاصی در جای دیگری زیر عنوان «به نام روز عید» چنین تذکر می‌دهد:
به نام روز عید از جنس باغ آتش به بر کردی
غریب و عاشق نادیده را نادیده‌تر کردی
چه دریا سوده بودی در نگاه خویش کز هیچم
سزاوار تلاطم ساختی کوه گهر کردی
دل تبگین ما را کز زمستان درد می‌پیمود
به زخم تازه‌یی منظور خوان گلشکر کردی
چه آتش ریختی بر بام رویاهای رنگینت
که کفترخانۀ دیوانه را زیر و زبر کردی
چون روز دستیابی‌ها و کامت شد فرا خواندی
چو هنگام مراد من به پیش آمد، سفر کردی
(عاصی،۱۳۸۸: ۶۳۱)

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.