ترجمه و پیشینه آن در افغانستان

گزارشگر:نویسنده: محمد هارون مجیدی ۲۴ عقرب ۱۳۹۱

ترجمه به‌مانند داد و ستد اندیشه، در درازنای تاریخ از اهمیت بسیار زیاد برخوردار بوده است.
ترجمه به حیث ابزاری برای تبادل اطلاعات میان دولت‌ها، سازمان‌ها و انسان‌ها نقش بزرگی را ایفا نموده است. برای آگاه شدن و پی بردن به راز و رمزهای زنده‌گی ملت‌های دیگر، جامعه بشری نیازمند مطالعه شیوه زنده‌گیِ آن‌ها می‌شود که برای رسیدن به این مأمول، دانستن زبانِ آن مردم و یا داشتنِ ترجمه آثار و نوشته‌های‌شان، ضروری می‌باشد. از این‌رو، ترجمه یا برگردانِ آثار دیگر ملت‌ها، به مثابه پل پیوند میان فرهنگ‌های موجود در جهان است.
اکنون نیم‌نگاهی خواهیم افکند به سیر ترجمه یا برگردان در افغانستان.
به گفته یکی از دانشمندان و پژوهشگران، که واژه ‌ترجمان یک واژه اصیل پهلوی بوده و در پارسی باستان به صورت ترکمان آمده است و در گفت‌وگوهای امروزی نیز از آن به صورت گزارنده یادآوری می‌شود. گزارنده، همانا کسی است که به شیوه کامل به هر دو زبان آشنا باشد و به گونه‌یی واضح‌تر، با رمز و رازهای گفتاری، کنایه‌ها و مثل‌های خاص و… هر دو زبان، آشنایی داشته باشد.
شاه علی‌اکبرشهرستانی پژوهشگر افغان در اثرش زیر نام «چه‌گونه ترجمه باید کرد» ترجمه را به دو گونه تعریف کرده است: ۱ـ ترجمه به معنی خاص، برگردانیدن و انتقال دادن و تفسیر یک مطلب از یک زبان به زبان دیگر؛ ۲ـ ترجمه به معنی عام، بیان حال، مفاهیم درونی و عواطف باطنی انسان.
برگردان به دو شیوه صورت می‌پذیرد؛ یکی گفتاری و دیگری نوشتاری. در چند سال پسین، گونه گفتاری آن در افغانستان رونق زیاد داشته است و این گونه ترجمه در تاریخ و تمدن بشریت، تاریخ درازی دارد.
برگردان به شیوه نوشتار، از بدو پیدایشش فراز و فرودهایی را در افغانستان تجربه کرده است.
در نیمه اول سده بیستم، با ظهور و پخش سراج‌الاخبار، متن‌های ادبی به شکوفایی می‌نیشینند و پس از آن‌که نخستین شماره سراج‌الاخبار به سردبیری مولوی عبدالروف قندهاری انتشار می‌یابد، خودِ مولوی عبدالروف و مولوی محمد سرور واصف قندهاری از زبان عربی، غلام نقشبندی از ترکی، عبدالرحمن بیک، عبدالرحیم بیک و منشی صفدرعلی از اردو دست به کار ترجمه می‌زنند.
ولی این محمود طرزی بود که با ترجمه‌هایش کوشش به خرج داد تا مردمش را با ادبیاتِ جهان آشنا سازد. طرزی بعد از مرگ عبدالرحمن خان، به افغانستان آمد و به امیر حبیب‌الله خان پشنهاد دعوت از متخصصین ترک را داد که مورد قبول حبیب‌الله قرار گرفت.
بعد از آن‌که محمود طرزی با خانواده‌اش به افغانستان آمد و دخترش با امان الله خان ـ پسر امیر حبیب‌الله ـ ازدواج کرد، نزدیکی‌ او به دربار شاهی بیشتر شد و با گرفتنِ اجازه نشر سراج‌الاخبار، به برگردان رمان‌های عربی از زبان ترکی همت گمارد و با نشر آن‌ها در پاورقی‌های سراج‌الاخبار، یک جوشش و کوشش ادبی را پی‌ریزی نمود.
ویژه‌گیِ کار طرزی این بود که او در برگردان‌هایش بیشتر از زبان عامِ مردم استفاده می‌کرد و از زبان متعارفی که در مطبوعاتِ آن زمان رایج بود، پرهیز می‌نمود.
بیست هزار فرسخ زیر بحر، سیاحت دور کره زمین در هشتاد روز و سیاحت در جوهو جزیره پنهان، از جمله ترجمه‌های طرزی است.
بعد از طرزی نیز چهره‌های دیگر افغانستان در حوزه‌های گوناگون چون فلسفه، منطق، سیاست، اقتصاد، حقوق، تاریخ، جامعه‌شناسی، جغرافیای تاریخی، زبان‌شناسی، ادبیات، متون ادبی، نمایشنامه و… دست به ترجمه زدند؛ ولی چنان  که باید و شاید، ترجمه به یک جریان در افغانستان تبدیل نشد و بیشتر نیازمندی‌ها در این‌باره با برگردان‌های ایرانی مرفوع می‌گردید.
اما ذکر نام‌های تنی چند از کسانی که در افغانستان با تمام مشکلات و دشواری‌ها، به صورت انفرادی و ذوقی دست به ترجمه زدند و تا جایی هم برای ما در این بخش آبرو کمایی کردند، شایان ذکر می‌دانم:
غلام محی‌الدین انیس، میر محمد صدیق فرهنگ، صلاح‌الدین سلجوقی، اسدالله حبیب، علی محمد زهما، شفیع رهگذر، پویا فاریابی، سید عالم لبیب، سید محمد یوسف، قاسم رشتیا، رحیم الهام، واصف باختری، عزیز آریانفر، عبدالحمید مبارز، افسر رهبین، رهنورد زریاب، اسدالله شفایی، عبدالاحمد جاوید، غلام‌حضرت کوشان، جلال نورانی، علی کهزاد، صبورالله سیاه‌سنگ، بشیر سخاورز، حضرت وهریز، جاوید فرهاد.
این اشخاص در زمینه‌های مختلف از زبان‌های عربی، روسی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، اردو و زبان‌های دیگر دست به ترجمه زده‌اند. و در این راستا پوهاند حبیب‌الرحمن هاله با «اساسات ترجمه»، شاه علی اکبر شهرستانی با «چه‌گونه ترجمه باید کرد» و جاوید احمدی استاد دانشکده ژورنالیسم دانشگاه کابل با «اصول ترجمه» به آن عده از کسانی که علاقه‌مند برگردان هستند، راهنمایی‌های سودمندی انجام داده‌اند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.