دلایل معاد در زنده‌گی روزمره

نویسنده: علی‌رضا شعاعی/

بخش دوم و پایانی

دلایلی روشن از معاد در جهان مادی
خداوند هرچند که در همه‌جا حاضر است و همۀ هستی، آینه و نشانه‌هایی از اوست؛ ولی توجه انسان به آینه و غفلت از صورت ظاهر در آینه، موجب می‌شود تا انسان حقیقت و ملکوت هرچیز را نبیند و سرگرم ظاهر شود.
همین غفلت از صورت ظاهر در آینۀ آیات هستی است که آدمی را نسبت به خداوند و فلسفۀ آفرینش و هم‌چنین معاد غافل می‌کند و او گرفتار نسیان از هدف و مسیر درست زنده‌گی می‌شود.
خداوند به اشکال گوناگون بر آن است تا مردم را از غفلت بیرون آورد و متوجه ملکوت و وجه الله هر چیزی کند. از این‌رو به بلا و ابتلا و مصیبت و مهر و خشم می‌کوشد تا انسان‌ها را بیدار کند.
از نظر قرآن، تفکر و تدبر در آیات آفاق و انفس (فصلت، آیه ۵۳) یعنی نشانه‌های درون و بیرون می‌تواند مردم را از غفلت بیرون آورد و زمینه‌ساز بازگشت به مسیر اصلی و هدف زنده‌گی شود. اگر انسان به هر چیزی بنگرد و در آن دقت و نظر کند، درمی‌یابد که ملکوت هرچیزی خداوند است؛ چنان‌که این معنا به ابراهیم(ع) نشان داده شده است. (انعام، آیه ۷۵)
دربارۀ معاد جسمانی و امکان وقوع آن نیز دلایل و شواهد بسیاری در زنده‌گی مردم و جهان پیرامون یعنی در آفاق و انفس وجود دارد که انسان می‌تواند با تفکر و تدبر در آن، حقیقت معاد جسمانی را در جهانی دیگر دریابد.
در آیات قرآنی افزون بر نقل داستان‌هایی از چه‌گونه‌گی معاد و احیای دوبارۀ مرده‌گان به اموری اشاره می‌شود که از حوزۀ نقل به حوزۀ عقل منتقل می‌شود. به این معنا که افزون بر بیان داستان‌های نقلی از گذشته و چه‌گونه‌گی احیای مرده‌گان و رستاخیز آنان، به دلایل و شواهدی اشاره می‌شود که در دسترس همه‌گان است. این گونه است که خداوند از نقل و عقل برای تبیین مسالۀ معاد و رستاخیز استفاده می‌کند.
در حوزۀ نقل، می‌توان به داستان‌هایی چون احیای الاغ عزیر پس از یک سده (بقره آیه ۲۵۹)، احیای اعجازآمیز عزیر پس از یک‌صد سال (همان)، احیای پرنده‌گان پس از ذبح و جمع‌آوری اجزای آنان به وسیلۀ حضرت ابراهیم(ع) و رد شبهۀ آکل و ماکول (بقره، آیه ۲۶۰)، احیای مرده‌گان صاعقه گرفتۀ بنی اسراییل (بقره، آیات ۵۵ و ۵۶)، احیای مقتول بنی اسراییل (بقره، آیات ۷۲ و ۷۳) و بیداری اصحاب کهف پس از خواب طولانی سه‌صدساله (کهف آیات ۹ تا ۲۱) اشاره کرد که در قرآن از آن حکایت شده است.
در حوزۀ عقل نیز دلایل و شواهد بسیاری بیان شده که در اختیار مردم است و هرکسی می‌تواند با تدبر و تعقل و نظر در آن‌ها، امکان معاد و رستاخیز را اثبات و تبیین نماید.
از مهم‌ترین دلایل و شواهدی که بر امکان و وقوع معاد می‌توان ارایه داد، مسالۀ توحید است. پذیرش عقلانی توحید با نگاهی به جهان آفرینش این امکان را به فلاسفه می‌دهد تا حقانیت معاد را بفهمند و اثبات کنند. (یونس، آیه ۳۴؛ مومنون، آیات ۸۲ تا ۸۵)
هم‌چنین خداوند در آیه ۶۲ سورۀ انعام با اشاره به حاکمیت خدا بر همه‌چیز، آن را دلیل و نشانه‌هایی از قدرت خود بر بازگرداندن آدمیان به خود می‌داند و شاهدی بر اصل امکان معاد می‌شمارد.
افزون بر این، می‌توان به مسالۀ ربوبیت خداوند بر موجودات (انعام، آیه ۱۶۴؛ مومنون، آیات ۸۲ تا ۸۷)، رحمت الهی که مقتضای رساندن انسان به کمال خود و بهره‌مندی از حیات جاوید پس از مرگ است (روم، آیه ۵۰)، عدالت خدا در پاداش دادن به خوبان و کیفر دادن به بدکاران در محکمۀ عدل و قابل اجرا چنان‌که بایسته و شایسته خوبان و بدکاران باشد (یونس، آیه ۴؛ سجده، آیات ۱۴ و ۱۵ و ۱۶)، علم خدا به اجزای متلاشی شدۀ هر چیز (ق، آیات ۲ تا ۴)، قدرت مطلق خداوند و توان او بر هر کاری (سبا، آیات ۷ و ۹، بقره، آیه ۲۵۹)، مالکیت خداوند بر موجودات (بقره، آیه ۱۵۶؛ مائده، آیه ۱۸)، عزت خدا و غلبۀ او بر هر چیز (بقره، آیه ۲۶۰) و هدف‌مندی خلقت و حقانیت آن و حکمت خداوند (آل عمران، آیه ۱۹۱؛ انعام، آیه ۷۳؛ یونس، آیات ۴ و ۵) به عنوان دلایل و شواهد عقلی اشاره کرد که بر اثبات معاد و رستاخیز دلالت دارند.
فراتر از این دلایل عقلانی پیش گفته، خداوند راه‌های آسان‌تری برای اثبات امکان و وقوع معاد ارایه کرده که در همه‌جا قابل شناسایی و ردگیری است. ازجمله این دلایل و شواهد بر رستاخیز می‌توان به چه‌گونه‌گی فراهم شدن و نزول آب آشامیدنی از ابرها اشاره کرد. در این گردش و فرآیند نزول باران و آب می‌توان چه‌گونه‌گی امکان و نیز قدرت خداوند را از معاد و رستاخیز به‌دست آورد. (واقعه، آیات ۶۰ تا ۷۰)
هم‌چنین حیات‌بخشی به موجودات از دیگر دلایلی است که در اختیار همه‌گان است. خداوند در آیه ۱۹ سوره روم به مسالۀ تبدیل موجود فاقد حیات به موجودی زنده از سوی خود اشاره می‌کند و آن را دلیل و شاهدی بر مدعای معاد و امکان و وقوع رستاخیز برمی‌شمارد.
زنده شدن گیاهان و حیات مجدد آنان پس از مرگ و آبادانی زمین با باران و برآمدن گیاهان و رشد آن‌ها، دلیل و شاهدی دیگر بر امکان و وقوع معاد است که در آیاتی از جمله ۵۷ سوره اعراف و ۵ سوره حج و ۱۹ و ۵۰ سوره روم و ۹ فاطر و ۳۹ فصلت و ۱۱ سوره زخرف به آن اشاره شده است.
از نظر قرآن، مطالعۀ رویش و رشد گیاهان گوناگون بر زمین مرده، زایل‌کنندۀ هرگونه تردید و گمان در امکان معاد و قدرت خداوند بر احیای مجدد مرده‌گان و رستاخیز آنان است. (حج، آیات ۵ تا ۷؛ ق، آیات ۳ تا ۱۱؛ عبس، آیات ۲۴ تا ۳۳)
مطالعه و دقت نظر در چه‌گونه‌گی حیات و نمو دانه‌ها و گیاهان در زمین، این امکان را برای همه‌گان فراهم آورده تا به قدرت الهی پی برند و امکان معاد را دریابند. (واقعه، آیات ۶۰ تا ۶۴؛ نباء آیات ۱ و ۲ و ۱۴تا ۱۷)
انسان نه تنها می‌تواند با نگاهی به آفاق، این حقیقت را دریابد، بلکه می‌تواند حتا با نگاهی به خود و خودشناسی، حقیقت معاد را نیز با شواهد و دلایلی متقن و حضوری و شهودی دریابد؛ زیرا حیات یافتن انسان از مواد فاقد حیات، خود دلیل بر قدرت خداوند بر احیای مجدد انسان پس از مرگ اوست. (بقره، آیه ۲۸؛ جاثیه، آیه ۲۶)
انسان از عناصری چون خاک، نطفه و علقه آفریده شده است که بیانگر امکان مجدد رستاخیز و معاد آن می‌باشد. (حج، آیه ۵؛ مومنون، آیات ۱۲ تا ۱۶، قیامت، آیات ۳۵ تا ۴۰؛ غافر، آیات ۶۷ و ۶۸) اگر انسان در چه‌گونه‌گی خلقت و آفرینش خود دقت نظر کند، به ساده‌گی تجدد حیات در خود را خواهد یافت. جالب این است که انسان هر دمی می‌میرد و زنده می‌شود چنان‌که در هنگام خواب نوعی مرگ را تجربه می‌کند و هنگام بیداری نیز نوعی معاد را می‌آزماید. (زمر، آیه ۴۲) از نظر قرآن، چیزی که نباید هیچ گونه تردید و شکی درآن روا داشت، همین معاد و رستاخیز است؛ زیرا وقتی انسان به خلقت هستی و آفرینش آن از سوی خداوند توجه می‌یابد، می‌بایست خود به خود به معاد و رستاخیز دوبارۀ آن‌ها ایمان آورد. (یونس، آیه ۳۴؛ ابراهیم، آیات ۱۹ و ۲۰؛ نمل، آیات ۶۴ و ۶۷)
بلکه انسان با نگاهی به آفرینش هستی و خود باید دریابد که معاد و رستاخیز از خلقت ابتدایی و آغازین برای خداوند آسان‌تر است. (روم، آیه ۲۷؛ عنکبوت، آیات ۱۹ تا ۲۱) از دیگر نشانه‌ها، شواهد و دلایل امکان معاد و رستاخیز، درخت سبز آتش‌زاست که در آن نشانۀ قدرت خداوند را درحیات مجدد و رستاخیز می‌توان به نظاره نشست. از این‌رو، خداوند از مردم می‌خواهد تا در این معجزۀ آشکار و پیش روی خود دقت و تامل نمایند تا حقیقت معاد و امکان آن برای ایشان روشن شود. (یس، آیات ۷۸ تا ۸۰؛ واقعه، آیات ۶۰ تا ۷۳) باشد با نگاهی به این شواهد و دلایل روشن وکافی درخود و محیط زیست خویش، درک درستی از حقیقت معاد داشته و زنده‌گی خود را بر اساس این تفکر و بینش و نگرش سامان دهیم و باشد که درجست‌وجوی صفات ذات الهی، در اندیشه متاله و ربانی شدن باشیم و عاشقانه سر بر خاک عبودیت و مذلت در برابر خداوند گذاریم و از غنایِ او فقر خویش را جبران نماییم.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.