رویکردی تازه به رمضان

عبدالبشیر فکرت ـ بخشی/ 23 سرطان 1393/

بخش سوم و پایانی

mnandegar-3روزه هم در ادیان سماویِ پیشین و هم در قریب به اتفاقِ ادیان وضعی جهان، به گونهیی معمول بوده است که ما به برخی از آن اشاره میکنیم:
۱) در هندوییسم (۲۵۰۰- ۴۰۰۰ق م) نیز روزه مروج بوده است. هندوها معمولاً روزهای ماهِ جدید و جشنهایی همچون Durga Puja، Shivratri و Saraswati Puja را روزه میگیرند؛ اما نوعیتِ آن بیشتر به خود فرد واگذار شده، کما این‌که گاهی ممکن است امتناع از خورد و نوش و گاهی صرف امتناع از نوشیدن برای ۲۴ ساعت باشد، اما بیشتر شامل نخوردن غذاهای جامد است و نوشیدنِ مقداری آب یا شیر مجاز میباشد. هدف از این روزه، افزایش تمرکز در مدیتیشن یا عبادت برای تطهیر درون است و گاهی به عنوان دادن یک قربانی در نظر گرفته میشود.
۲) بودیسم یا دین بودا برخاسته از آموزشهای «سیدارتاگوتاما» است که ۵۳۵ سال پیش از میلاد به شگوفایی رسید و بودا نام گرفت. او سیاقِ میانهروی را جایگزین ریاضتهای شدید جسمی یا دنیاپرستی و خوشگذرانی زیاد کرد. همۀ فرقههای اصلی دین بودا دورههایی برای روزه دارند، معمولاً روزهای چهاردهم ماه و دیگر روزها را مقدس دانسته، روزه میگرفتند. در آیین بودا به معنای خودداری از خوردن غذاهای جامد است ولی استفاده از بعضی مایعات مانعی ندارد. روزۀ بوداییان روشی برای پاکسازی است.
۳) زاهدان پیرو آیین جین برای ایجاد آماده‌گی روحی خود برای برخی جشنها و اعیاد روزه نگه میدارند. همچنان پارسایان آیین جین بهترین مرگ را مرگ در اثر پرهیز کامل از غذا و آب میدانند و بسیاری از آنها داوطلبانه راه روزهدار را در پیش می‌گیرند تا بدین طریق به زنده‌گی خود پایان بخشند.
۴) صابیین یا منداییان (پیروان حضرت یحیی علیهالسلام) در روزهای ویژه‌یی از ماه که آن را مبطل مینامند، از خوردن گوشت، ماهی و تخم مرغ خودداری میکنند از جملۀ این روزها ۲۶، ۲۷، ۲۸، ۲۹، و ۳۰ ماه سمبلتا، روزهای ششم و هفتم ماه دولا و روز دوم ماه هطیا است. آنها روزۀ واقعی را روزهدار بودن اعضا و جوارح آدمی میدانند که در کتاب کنزاربا یا صحف آدم، مقدسترین کتاب منداییها آمده است: «ای مومنان برای‌تان گفتم روزۀ بزرگ فقط نهی از خوردن و آشامیدن نیست، بلکه دیدگاه‌تان را از نگاههای هیز و شیطانی و گوشهای‌تان را از شنیدن حرفهایی که مردم در خانۀ خود میزنند، برحذر دارید و زبانتان را به گفتارهای دروغ ناپسند نیالایید …»
۵) در آیین زرتشت نیز روزه معمول بوده است، زرتشتیان باید در سه بخش معنوی «شنوایی»، «اندیشه» و «احساس» همیشه روزه باشند به آن معنا که از طریق این سه حس از نیکی دور نشوند و «اندیشه، احساس و شنوایی» همیشه سرشار از نیکی باشد. با این حال، زرتشتیان برای افراط نکردن در خوردن گوشت حیوانات، روزهای دوم، دوازدهم، چهاردم و بیست‌ویکم هر ماه زرتشتیان از خوردن گوشت پرهیز میکنند .
۶) یهودیان در یوم کیپور YOM KIPPUR روزه میگیرند. یوم کیپور تعطیلی مذهبی یهودیان در ماه سپتمبر یا اکتوبر است که مردم در آن روز روزه میگیرند و در کنیسه دعای صبر میخوانند. آن روز را روز کفاره هم میگویند. یهودیان شش روز دیگر را نیز روزه میگیرند که TISHA V›AV (نهم ابریل، روزی که معبد یهودیان در آن روز تخریب شد) از آن جمله است. هدف روزه در در دین یهودیت، استغفار از گناهان یا خواست حاجت خاصی از خداست.
۷) در مسیحیت نیز گرفتن روزه یکی از فرایض دینی بوده است، اما نوعیت آن در فرقههای گوناگون این دین، متفاوت است و هدف از این روزه، کنترول هواهای نفسانی و ریاضتکشیدن برای بخشایش گناهان و همدردی با فقراست .
با توجه به آن‌چه گفته آمدیم، معنای (کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ…) [بقره: ۱۸۳] ترجمه: همان‌گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد را در پرتو توضیحات فوق میتوان درک کرد و شواهد محسوسی در این زمینه به‌دست داد.
هدف از روزه در دین مقدس اسلام نیل به تقوا خوانده شده است و تقوا نیز معنای وسیعی دارد که از نیک‌اندیشی تا نیک‌رفتاری انسانها را در بر میگیرد. تقوا که از «وقایه» مأخوذ است، به‌وفرت در قرآن کریم و روایات به کار رفته و توصیه شده است.
تقوا تنها به معنای انجام واجبات دینی نیست بلکه افزون بر آن، اجتناب از منهیات شرعی را نیز در بر میگیرد و دارای جنبههای سلبی و ایجابی میباشد. در این میان، اجتناب از منهیات اولیتر و مقدم بر انجام واجبات دینی است.
تقوا غیر از زهد یا پرهیزگاری است؛ زیرا زهدورزی بیشتر جنبۀ آخرتمآبانه دارد اما تقوا پرداختن به امتثال به احکام و پایبندی به دین است. خواه این پایبندی به دین متضمن آخرتگرایی و ترک دنیا باشد و یا خیر؛ با این توضیح، تقوا معنایی فراخ‌تر از زهد می-یابد و با رفع توهم فاصله میان دنیا و آخرت، توجه به هر دو جهان را میطلبد.
خلاصه:
۱٫ روزه را که سومین بنای اسلام است، میتوان فرصتی برای پالایش روح و جسم انسان به‌شمار آورد که اثرات مثبتِ آن در باب نظر و عمل برای صاحبان بصیرت پوشیده نیست. رمضان بیشتر با روح و درونِ انسان پیوند دارد و پیوند آن با اجتماع نیز از نوع پیوند درون به بیرون است کما این‌که امساک از خورد، نوش و…، حالتی به‌شدت فردی و شخصی است زیرا احساس گرسنه‌گی و تشنه‌گی از سنخ حالات درونی که با علم حضوری درکپذیر است و تجربهیی به‌شدت خصوصی دانسته میشود، شاید از همینجاست که پاداش شخص روزهدار ـ برعکس سایر عبادات ـ توسط خود خداوند داده میشود.
۲٫ با این توجیه، روزه از مجرای تجربیات فردی همه‌گانی، راهی به صوب احساس همگون جمعی میگشاید و نقبی می-شود از فرد به جمع، و از تجربۀ انفرادی به اجتماعی که در این تجربه شریک است. با این وصف، فرد با جامعه به رنگ ویژهیی پیوند میخورد و تلازم اصلاح فرد و جمع با تکیه بر بار اجتماعی تجربیات خصوصی اشخاص، بیشتر از پیش روشنتر میگردد که میتوان چنین دگرگونی را «بازگشت به خودِ جمعی از مجرای خودِ فردی» نام گذاشت.
۳٫ ماه رمضان بستری است که در آن عناصر عقل و وجدان بر غریزه و اراده فایق آمده و ذهن و ضمیر با استخدام اراده، در مسند فرماندهی رفتارهای انسانی تکیه میزنند و انسان با اصلاح درونی، رفتاری مصلحانه از خود بروز میدهد و عقلانیت و وجدان پایۀ مناسبات و روابط فردی و اجتماعی قرار میگیرد.
۴٫ اسلام هیچگاه جانب‌دار کشتن نفس نیست بلکه بر اصلاح نفس تأکید دارد. کشتن نفس آن‌گونهیی که در ادیان مسیحیت، بودا و … معمول بوده است، هیچ جایی در معارف اسلامی ما ندارد کما این‌که در گذشتهها اصلاح نفس را در کشتن آن میدانسته اند اما اسلام بر اصلاح و تعدیل نیازهای نفسی و جسمی پای فشرده و کشتن نفس را همان رهبانیتی میخواند که مسیحیان ابداع کرده اند.
۵٫ امساک از خوردن و نوشیدن و… به معنای مهار کردن و لگام زدن بر خواهش‌های متمرد فیزیولوژیک و اشباعنشدنی انسان است و مسلمان روزه‌دار با یک‌چنین خودداری‌یی، غرایز خودش را کنترول و تعدیل نموده، در نهایت زمام حرکات خودش را به‌دست میگیرد. روزه راهی برای رسیدن به قلههای خودباوری و اطمینان به نفس است که با آن میتوان از خم و پیچ-های تردید و تعارض عبور کرد و به تصمیم و اطمینان دست یافت.
۶٫ ماه مبارک رمضان در حقیقت ترفندی است برای آمرزش بنده‌گان خداوند و رحمتی است که توسط باری‌تعالی برای مسلمانان ارزانی شده است، کما این‌که در روایتی از ابوهریره آمده است «من صام رمضان إیمانا و احتسابا غفر له ما تقدم من ذنبه « هرکس رمضان را از روی ایمان و برای خشنودی اوتعالی روزه گیرد، گناهان گذشته‌اش مورد آمرزش قرار می-گیرد. پیامبر اکرم ص، روزۀ ماه مبارک رمضان را فرصتی برای بازگشت از گناهان دانسته و قطعاً گناهان کسی را که برای خشنودی خداوند و از روی ایمانداری روزه میگیرد، مورد بخشش خداوند میخواند. از سویی هم، ملکه شدن فضایل اخلاقی امری زمان‌گیر و نیازمند تمرین است و نمیتوان شبه‌فضایل اخلاقی را در خود نهادینه کرد.
۷٫ روزه در بعد اجتماعی نیز برآیندهای مثبتی دارد کما این‌که میان درون و بیرونِ ما رابطهیی وجود دارد و هرگونه ناثبات‌مندی درونی به بیثباتی رفتارهای عملی اشخاص و افراد میانجامد. از این‌جاست که تیوری تلازم اصلاح فرد و اجتماع قوّت بیشتر می-یابد و جان تازهیی پیدا میکند. با این توضیح، رمضان را میشود زمینی برای روییدن حس تعاون، همنوعدوستی، مناسبات اخلاقی میان نوع بشر و سایر ارزشها توصیف کرد.
۸٫ این ماه میمون و مبارک را بایست فرصتی برای بازگشت به خویش، تعدیل و کنترول غرایز در نظر آورد، اما نتایج آن در رفتارهای مسلمانان چندان مطلوب نیست کما این‌که روزه‌داران مسلمان بیشتر از پیش در این ماه عنان از کف میدهند و بیشتر تسلیم نیروهای خشم و غضب میشوند. بنابراین، هرگاه روزه توأم با یکرشته واجبات دیگری انجام نگیرد، ارزش چندانی نخواهد داشت و ثمرۀ آن نیز صرف در گرسنه‌گی و تشنه‌گی خلاصه خواهد شد.
۹٫ روزه بر مسلمان فرض گردیده است، چنان‌که در امتهای پیشین فرض شده بود؛ بنابراین، روزه اختصاصی به مسلمانها ندارد بلکه بر پیروان سایر انبیا نیز – از حضرت آدم الی پیامبر خاتم – فرض بوده است. حضرت ابن عباس و مجاهد رضیاللهعنهما منظور از امتهای قبلی را اهل کتاب دانسته اند و کسانی هم، چون حسن، شعبی و غیره منظور آنرا مسیحیان گفته اند. به هر حال، بیان این امر که روزه بر امتهای پیشین نیز فرض گردیده بود، برای آن است که مسلمانان در انجام این تکلیف شرعی تردیدی به خود راه ندهند و مشقتِ روزه را تحمل نمایند کما این‌که گفته اند: «فإن الأمور الشاقه إذا عمت طابت»: یقیناً امور شاقه هنگامی که عام گردند، پذیرفتنیتر اند.
۱۰٫ اگر به عمومیت آیۀ کریمه توجه شود، ظاهراً هیچ امتی نبوده است که مکلف به ادای فریضۀ روزه نگردیده باشد و روزه به عنوان امری عبادی در همۀ دیانات پیش از اسلام وجود داشته است با این تفاوت که روزه گاهی خودداری مطلق از طعام بوده و زمانی هم، امساک از انواع معینی از طعام دانسته شده است. به هر حال، روزه در کلیۀ ادیان به منظور تربیت انسان ـ علی‌رغم اختلاف در تعداد روزها و کیفیت روزه ـ تکلیفی دینی بوده است.
۱۱٫ هدف از روزه در دین مقدس اسلام، نیل به تقوا خوانده شده است و تقوا نیز معنای وسیعی دارد که از نیک‌اندیشی تا نیک‌رفتاری انسانها را در بر می‌گیرد. تقوا تنها به معنای انجام واجبات دینی نیست، بلکه افزون بر آن، اجتناب از منهیات شرعی را نیز در بر میگیرد و دارای جنبههای سلبی و ایجابی میباشد. در این میان، اجتناب از منهیات اولیتر و مقدم بر انجام واجبات دینی است.
۱۲٫ تقوا غیر از زهد یا پرهیزگاری است؛ زیرا زهدورزی بیشتر جنبۀ آخرتمآبانه دارد، اما تقوا پرداختن به امتثال به احکام و پای‌بندی به دین است. خواه این پایبندی به دین متضمن آخرتگرایی و ترک دنیا باشد و یا خیر. با این توضیح، تقوا معنایی فراخ‌تر از زهد مییابد و با رفع توهم فاصلۀ میان دنیا و آخرت، توجه به هر دو جهان را میطلبد.

فهرست منابع:
قرآن کریم
۱٫ ابن خزیمه، أبوبکر محمد بن إسحاق: ۱۳۹۰هـ-۱۹۷۰م، صحیح ابن خزیمه، تحقیق: د. مصطفی الأعظمی، ج۳، (لبنان: بیروت- المکتب الإسلامی)
۲٫ دارمی، أبو محمد عبدالله بن عبدالرحمن: ۱۴۰۷هـ، سنن الدارمی، تحقیق: فواز أحمد زمرلی، خالدالسبع العلمی، ج۲، الطبعه الأولی (لبنان: بیروت- دارالکتاب العربی)
۳٫ بخاری، أبوعبدالله محمد بن إسماعیل : ۱۴۰۷هـ-۱۹۸۷م، الجامع الصحیح المختصر، تحقیق: د. مصطفی، ج۱، ص۶، الطبعه الثالثه (لبنان: بیروت- دار ابن کثیر)
۴٫ تمیمی، أبوحاتم محمد بن حبان بن أحمد: ۱۴۱۴هـ-۱۹۹۳م، صحیح ابن حبان، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، ج۸، الطبعه الثانیه (لبنان: بیروت- مؤسسه الرساله)
۵٫ طبری، أبوجعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب الآملی: ۱۴۲۰هـ۲۰۰۰م، جامع البیان فی تأویل القرآن، تحقیق: احمد محمد شاکر، ج۳، الطبعه الأولی (مؤسسه الرساله)
۶٫ ألوسی، شهاب‌الدین محمود ابن عبدالله الحسنی: روح المعانی، ج ، ص
۷٫ تفسیر شعراوی، سورۀ بقره، آیه ۱۸۳
۸٫ موسسۀ گفتوگوی ادیان، پیروان ادیان مختلف چه‌گونه روزه میگیرند؟ سایت http://www.iid.org.ir

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.