شعری از جین اِلن گِلَسر

سه شنبه 7 دلو 1393/

ترجمه: امیر حامد دولت‌آبادی فراهانی
mnandegar-3جین اِلن گِلَسر، یکی از شاعران ناشناخته برای فارسی‌زبانان است. اولین مجموعه شعرِ او با عنوان “نام‌گذاری شب” در سال ۱۹۹۱ با مقدمۀ مفصلی از دابلیو. دی. اسنودگِرَس [که خود برندۀ جایزه پولیتزر است] منتشر شد. ناگفته نماند که شعرهای او در نشریه‌های معتبر و متعددی از جمله هادسون، فصل‌نامۀ ویرجینیا، جورجیا و شعر کانِتیکِت(نام یکی از سیزده ایالت امریکا که تحت قوانین بریتانیا به وجود آمد) چاپ شده است. او در سال ۲۰۰۵ برندۀ جایزۀ ۱۰۰۰ دالری شعر نشریۀ “تامپا“ شد. از او تا به حال چند مجموعه‌شعر منتشر شده است که جزو آثار پُرفروش امریکا به حساب می‌آیند.

مناجات دافنی
خدایا، بگیر دستم را!
زمین را بُگشا
تا مرا در بر گیرد،
یا ارزانی دهدم بَر شدنی.
نمی پذیرم سوداگری درخت‌زارانم را
در برابر مقبرۀ ازدواج خانه‌یی.
با من از نواده‌گان سخن مگوی!
کلاغ‌ها خوش‌تر ز من می‌خوانند لالایی را؛
از منی که می‌پسندد عریان‌پا جست‌وخیز کردن را
با خرگوش و روباه سرخ‌موی
تا همچون خانه‌به‌دوشی زخمی شدن و
محو آپولو؛ خدای شعر و موسیقی و طاعون و خورشید و دانایی و نور شدن.

این کفل‌ها،
از برای بالا و پایین انداختن کودکان بر زانو این‌گونه نشده‌اند.
خدایا، مرا محفوظ دار!
از امیال سنگین-رویِ مردان.
اگر می‌باید ریشه دهم،
بکار پاهایم را،
در خاک غنی،
نه بگذار جسم زنانه‌ام
به‌راحتی پوست اندازد،
و بخواه دست‌ها و پاهایم را
تنومند در آستین‌هایی همیشه سبز و بی‌خزان،
تا ادامه دهند صعود را
به سوی خورشید عالم‌تاب.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.