مقدمه‌ای برهنر اسلامی

نویسنده: رباح سعود - ترجمه سمیرا ملك پور/ یک شنبه 31 سرطان 1397/

بخش سوم و پایانی/

mandegar-3هنر هندسی
عنصر دوم هنر اسلامی شامل الگوها و اشکال هندسی است. هنرمندان مسلمان به دو دلیل هنر هندسی را استفاده و گسترش دادند: دلیل اول این بود که جایگزینی را برای تصاویر ممنوع موجودات زنده فراهم می آورد. اشکال هندسی انتزاعی بویژه در مساجد مورد استفاده قرار گرفت. زیرا آنها را به تفکر روحانی تشویق می کرد، برخلاف تصاویر موجودات زنده که توجه را بیشتر به تمایلات موجودات سوق می داد تا خواست خداوند. بنابراین هندسه اساس هنر مسلمانان شد و به هنرمندان اجازه می داد که تخیل و خلاقیتشان را آزادانه به کار بگیرند.بنابراین فرم جدیدی از هنر به وجود آمد که بر اساس اشکال و تصاویر ریاضی مانند دایره، مربع و مثلث شکل گرفت. دلیل دوم برای توسعه و گسترش هنر هندسی پیشرفت و جایگاه علم هندسه در دنیای اسلام بود.کشفیات اخیر در مورد طومارهای موزه توپ کاپی۸ (Top Kape)، که به قرن ۱۵ برمی گردد نشانگر استفاده ی سیستماتیک اشکال هندسی توسط هنرمندان و معماران اسلامی است. آنها نشان دادند که صنعت کاران مبتدی مسلمان، قوانین نظری بسیاری برای استفاده از اشکال هندسی در زیباشناسی ابداع کردند و ادعاهای بسیاری از شرق شناسان را مبنی بر اینکه پیشرفت هنر هندسی مسلمانان تصادفی بوده، رد کردند(اچ.سالادین،۱۸۹۹e.g.H.Saladin).هنر هندسی اسلامی بیشتر مربوط به مفهوم و هنر آرابسک است که اینگونه تعریف می شود: «آثار هنری تزیینی‌ای که برای سطوح صاف مناسبند و شامل طرح های هندسی متقاطع چند ضلعی، مدور و خطوط در هم پیچیده و منحنی» می باشند. ( دیکشنری علم وتکنولوژی چمبرز،۱۹۹۱)
الگوی آرابسک شامل اجزا و عناصر زیاد به هم پیوسته و متقاطع می باشد. هر جز اگرچه مستقل و کامل است اما بخشی از کل را تشکیل می دهد. رایج ترین استفاده از هنر آرابسک، از یک الگوی دو بعدی تشکیل شده است که سطح را می پوشاند، مانند تزیینات سقفها، دیوارها، فرش ها. بورگویین (۱۸۷۹) با مطالعه ۲۰۰ نمونه، به این نتیجه رسیده است که این روش هنری به دانشی قابل ملاحظه از هندسه عملی نیاز دارد که استادان این هنر باید بدانند. از نظر او طراحی آرابسک از یک سیستم رسا و مدور و کاملا توانا تشکیل شده است تا نهایتا به یکی از عناصر نه ضلعی ساده تقلیل یافته است. این طرح ممکن است از خطوط راست، خطوط منحنی، و یا ترکیبی از هر دو خطوط ایجاد شود. گفته شده است که لیوناردو داوینچی هنر آرابسک را مجذوب کننده یافته و زمانهای بسیار زیادی را برای کار کردن بر روی این طرح های پیچیده صرف کرده است(بریگس۱۹۲۴، Briggs)طرح های آرابسک می توانسته با گل تزیین شود، با استفاده از ساقه، برگ، یا گل در حد یک کار هنری متوسط یا تلفیقی از هنر منقش به گل و اشکال هندسی باشد.اشکال در هم پیچیده و حرکات منسجم و یکپارچه و مجذوب کننده حاکی از بی نهایت بودن احساس اندیشمندانه و متفکرانه است که تماشاگر را به اعماق حضور خداوند سوق می دهد(الاولفی۱۹۶۹ Al-Alfi). دابری (۱۹۲۰ Dobree) تاثیرعمیق هنر آرابسک را اینگونه بیان می کند: طرح آرابسک نه تنها توجه افراد را به موضوعی معین معطوف می دارد، بلکه به استعداد های ذهنی خدادادی روح و جان می بخشد. آرابسک یک نوع اثر تخیلی و حتی نوعی خود هیپنوتیزم است بطوری که شیفتگان را به سوی مکه رهنمون می سازد. بدین طریق این افراد زمانی که با آن مواجه می شوند، غرق در افکارشان شده و مبهوت طرح های منظم بکار رفته در این مکان مقدس می گردند و ذهنشان را از تعلقات مادی آزاد می کنند کاملا آشکار است که هنر هندسی توسعه، گسترش و شهرت خود را مدیون هنرمندان مسلمان بوده است، اگرچه هنوز منشا پیدایش این هنر جای بحث و گفتگو و تعمق دارد. ادعاهایی وجود دارد مبنی بر اینکه تزیینات اشکال هندسی ابتدایی در مصر باستان، بین النهرین، فارس، سوریه و هند دیده شده است. برای مثال ،طرح برجسته هنر هندسی، به طور گسترده ای توسط قبطی ها(از نژاد مصر باستان) طراحی شده اما مسلمانان در تمام دوران در این هنراستاد و ماهر بودند(گایت،۱۸۹۳ Gayet) .

هنر خوشنویسی
سومین شکل تزیینی هنر که توسط مسلمانان گسترش پیدا کرد هنر خوشنویسی بود که از حروف نوشتاری به صورت تزیینی استفاده کرد. این هنر گاهی با اشکال هندسی و طبیعی تلفیق می شد.مانند دیگر هنرهای اسلامی، محققان غربی تلا ش کردند تا هنر خوشنویسی مسلمانان را به هنر خطاطی دیگر فرهنگها ربط دهند.استفاده تزیینی از حروف (خوشنویسی)در ژاپن و چین حوزه‌ای مورد علاقه برای آنها بود. طبق این نظریه ها، این گونه ادعا می شود که عامل پیشرفت هنر خوشنویسی اسلامی، چینی ها هستند. اما طبق یافته های آثار هنری کوزه گری در قاهره باستان(الفوستات، Al-Fustat) این نظریه کاملا بی معنی و نا معقول است(کریستی-Christic,1922). علی رغم فقدان هرگونه دلیل اثبات شده در این مورد،شواهد مشخصی وجود دارد مبنی بر تفاوت گسترده ای که بین دو زبان در شیوه و حوزه نوشتاری آنها وجود دارد. طرح هر نوع ارتباطی میان هنر خوشنویسی اسلامی و فرهنگ های باستانی دور از تصور است. درست است که خوشنویسان مصر باستان بطور گسترده ای از اشکال خطی بر روی دیوارها نقاشی می کردند اما این خوشنویسی تصویری جنبه تزیینی نداشته است(بریگس،۱۹۲۴).
گسترش هنر خوشنویسی به عنوان یک هنر تزیینی به چند عامل بستگی دارد. اولین عامل که مهمترین است مربوط می شود به کتاب مقدس مسلمانان، قرآن که در آن خداوند یاری الهی را به کسانی که قرآن بخوانند و آن را ثبت کنند وعده می دهد. طبق آیه زیر، قلم، به عنوان سمبلی از دانش، اهمیت خاصی دارد: «بخوان! و بدان که پروردگار تو کریم ترین کریمان عالم است، آن خدایی که بشر را علم نوشتن به قلم آموخت، و به آدمی آنچه را که نمی دانست تعلیم داد»(سوره فلق – آیات ۳ تا ۵)
این نشان می دهد که هنر خوشنویسی اسلامی صرفا برای تزیین نیست بلکه همچنین یاد آوری و پرستش و ذکرخداوند(الله) است. آیات قرآنی اساسا بر محور پرستش۹ خدا و شامل تضرع است و یا تعدادی از صفات خداوند وپیامبرش را توصیف می کند. عامل دوم که هنر خوشنویسی عربی را پر رنگ جلوه می دهد، اهمیت زبان عربی در اسلام است. استفاده از زبان عربی برای نمازگزاران الزامی ست و عربی هم زبان قرآن است و هم زبان بهشت(رایس،۱۹۷۹Rice).به‌علاوه عربها همیشه علاقه زیادی به نوشتن داشتند، که این علاقه از ارزشی که برای ادبیات و شعر قائلند ناشی می شود. روایتی از پیامبر اسلام نقل شده مبنی بر اینکه: «در پی نوشتار زیبا باش زیرا که یکی از اسباب معیشت است». و خلیفه چهارم (حضرت علی (ع))،در مورد خوشنویسی اینگونه نظر داد: « خط زیبا وضوحِ تقوا و پارسایی را تقویت می کند» (راوی هر دو روایت از جابری،۱۹۷۴) افزون بر این، به بعضی از حروف، اسماء و جملات، قدرتی رمزآلود نسبت داده شده است که می تواند انسان را در مقابل شیطان محافظت کند.این امر نیز موجب گسترش خوشنویسی گشته است. هنر خوشنویسی در زبان عربی اساساً به دو شیوه نوشته می شود۱۰٫ اولین روش خط کوفی می باشد که این اسم از شهر کوفه گرفته شده است، شهری که این شیوه در آنجا ابداع شد توسط کاتبانی که سرگرم رونوشت از مجموعه کتاب قرآن بودند۱۱٫ حروف خط کوفی طرحی مستطیلی شکل است که با سبک معماری تناسب دارد.
دیگر روش خوشنویسی به خط عربی، هنر خوشنویسی نسخ است.این روش قدیمی تر از خط کوفی است با این حال، شبیه خطوطی است که در نوشتار و چاپ عربی مدرن از آنها استفاده می شود.ویژگی این خط اشکال دَوَرانی و خطوط شکسته آن است. خط نسخ از کوفی مشهورتر است و اساسا به وسیله عثمانی ها گسترش پیدا کرد(جابری،۱۹۷۴).

تاثیر هنر اسلامی بر هنر اروپا
به طور کلی نفوذ و اشاعه عناصر هنر اسلامی به اروپا و بقیه دنیا به سه روش اتفاق افتاده است. اولین آنها تقلید مستقیم از طریق بازتولید موضوعات هنری مشابه و فرم های مشابه است.به عنوان مثال، تقلید از یک موضوع هنری مانند هنر سفال در اسلام که در هنر اروپایی از ان نسخه برداری شده است.البته موارد بسیاری از این تقلیدهای هنری وجود دارد. شاید یکی از موثق ترین این تقلیدها به طور گسترده مربوط به نسخه برداری از خط کوفی در دوران رنسانس و قرون وسطی در هنر اروپایی باشد. طبق نظر کریستی(Ghristic,1922) نسخ خط کوفی در مسجد ابن تالون، ساخته شده در قاهره- مصر در سال ۸۷۹،یکبار دیگر در سبک معماری گوتیک برای اولین بار در فرانسه ایجاد شد، و بعد در بقیه اروپا گسترش پیدا کرد. پروفسور لتابی(۱۹۰۴ Lethaby) طرح های کنده کاری شده بر روی درب های چوبی در کلیسای جامع لِ پوی(Le puy) در فرانسه و دیگر دربهای کنده کاری شده کلیسای لا ویوت شیلاک (La Vavte Chillac) در آن نزدیکی، که توسط استاد کنده کاری «گن فردوس»(Gan Fredus)به همان ترتیب در مسجد ابن تولون ایجاد شده است را به هم نسبت می دهند.این ارتباط به ارتباط خاص شهر آمالفی(Amalfi) که در آن زمان با قاهره دوران فاطمی داشته است، نسبت داده می شود. این طور استنباط می شود که دیدار تاجران آمالفی از قاهره خود عامل انتقال نقش و نگارهای هنری و تزیینی اسلامی به اروپا بوده است.
آثار و نشانه هایی از هنر اسلامی در بسیاری از ساختمانهای مذهبی در جنوب فرانسه، در منطقه‌ای معروف به نام میدی(Midi) یافته شده است. فهرستی از طرح های تزیینی از این ساختمانها که مال (Male,1928) جمع آوری کرده است شامل گنبدهای نعلی شکل و چند لایه‌ا ی و چند رنگی است. مال معتعقد است که آنها از آثار هنری اندونزی نسخه برداری شده‌اند. رد پای تاثیر هنر اسلامی نیز در وست مینستر در انگلستان نیز دیده شده است و نیز گروهی از اشکال تزیینی به صورت پنجره های شیشه ای رنگی ابتدایی ساخته شده است(لتابی۱۹۰۴ ,Lethabl). چیزهای دیگری نیز وجود دارد، طرح های تزیینی مانند هشت ستاره ی برجسته، استالاکتیت، طرح های منقش با گل‌های عثمانی (گل لاله و میخک)و اشکال هندسی کاخ الحمرا همه اینگونه?اند، اما لیست کوچکی از عناوینی را فراهم می آورند که اروپایی ترین آثار هنر را ایجاد کرده‌اند(بنگرید به فکری،?۱۹۳۴).۱۲ افزون بر این اعتقاد رایجی وجود دارد مبنی بر اینکه قاب بندی های تزیینی هندسی در هنر گوتیک خاستگاهی اسلامی دارد (Marcais1945). دومین راه تاثیر آثار هنری اسلامی بر هنر اروپا از طریق شبکه ی حمل و نقل و ارتباطات جمعی بوده است.در این مورد، موضوعی از هنر اسلامی به صورت خاص در اروپا به روش متفاوتی کپی برداری شده است. برای مثال، موضوعی که از کارهای هنری اسلامی در اروپا تقلید شده است هنر سرامیک(کاشی کاری) است که می توان در نساجی و مجسمه سازی اروپایی به وضوح دید. البته مثالهای زیادی از این نوع انتقال و تقلید که بسیار فراگیر و جامع است وجود دارد که نمی توانیم در اینجا و در این مختصر بیان کنیم. بیان نمونه ای ازتقلید طرح های آرابسک می‌بایست در این مورد کافی باشد. طبق نظر وارد (Ward 1967)غنای آثار تزیینی اروپا، در دوران رنسانس مدیون سبک آرابسک است. سبک آرابسک و دیگر طرح های اشکال هندسی اسلامی، هنر های به کار رفته در سالن ها، اتاق های پذیرایی و سالن اجتماعات اروپایی را پر کرده بود.
توضیح نوع سوم انتقال هنر اسلامی به اروپا بسیار مشکل می باشد. در این نوع، آثار تزیینی اسلامی نه کپی شده است و نه تقلید، بلکه به تدریج پیشرفت روش خاصی از هنر نو را القا می کرد. شواهد بسیاری وجود دارد دال بر اینکه هنر اسلامی، بخصوص طرح های آرابسک، الهام بخش دو سبک اروپایی روکوکو و باروک(نوعی سبک دکوراسیون که در قرن ۱۸ در اروپا رایج بود) بوده است، سبک هایی که بین قرن های ۱۶ و ۱۸ مشهور شدند(جابرازبهوی،Jairazbhoy,1965). سبک معماری روکوکو شامل تزیینات خطوط منحنی زیبا و مجلل ترکیبی از خطوط پر پیچ و خم ذهنی شبیه طومارها ،خطوط متقاطع و طرح های آرابسک است. این سبک معماری در قرن ۱۸ در فرانسه گسترش و بعد به آلمان و اتریش رسید. منشا این سبک در کاخ اسلامی جعفریه(معروف به کاخ حدید) می‌باشدکه در شمال اسپانیا در قرن ۱۱ ساخته شده است، با طاق های سر پوشیده به روشی شبیه به سبک تزیینی روکوکو (جابرازبهوی). مثال های دیگری از این سبک»روکوکو به روش هنر اسلامی «در مسجد بزرگ تلمسان در الجزایر که در سال ۱۱۳۶ ساخته شده است، دیده می شود. همچنین در معماری باروک می توان رد پایی از هنر اسلامی را مشاهده کرد. مطابق بعضی منابع (برای مثال، جابرازبهوی،۱۹۶۵)کلمه «باروک»مشتق از کلمه عربی بورقا، به معنی «سطح ناهموار» است که اصل کلمه باروکو در زبان پرتقالی نیز می باشد که به معنی «مروارید شکل گرفته نا منظم»می باشد. مسلمانان از نقش و نگارهای تزیینی?ای استفاده می کردند که ویژگی سبک معماری باروک در اوایل قرن ۱۲ بوده است. این نقش و نگارهای تزیینی در دوره زمامداری حاکمان مرابطون (Al-moravid) که بر آفریقای شمالی و اندلس در سالهای ۱۰۶۲ و ۱۱۵۰ حکومت می‌کردند، از شهرت خاصی برخوردار شدند. علاوه بر آنچه در بالا مطرح شد، بسیاری از روش های تزیینی پیچیده، شامل تلفیقی از طاق های متقاطع با پوشش آینه جیوه ای، شبیه پنجره ی توری مشبک وجود دارد که در کاخ جعفریه و به همین ترتیب در مسجد تلمسان(۱۱۳۶)، و دانشگاه القرویین، در مراکش بین سال های ۱۱۳۵ و ۱۱۴۳، دیده می شود.از دیگر نمونه ها می توان مسجد بزرگ و بیمارستان دیوریگی را در ترکیه نام برد که بنای آن در سال ۱۲۲۹ کامل شد. در این بیمارستان به معماری باروک از لحاظ دکوراسیون و تزیینات شباهت قابل ملاحظه ای وجود دارد به طوری که تصور می شود حتی قدمت آن به ۴۰۰ صد سال پیش برمی گردد.

نتیجه
هدف اصلی از این مقاله، تاکید بر ویژگی خاص هنر اسلامی است که بر اساس باورها، اعتقادات مذهبی و ارزش های فرهنگی، به تصویر کشیدن موجودات زنده و انسان را حرام دانسته است. مهمترین ویژگی دیگر اینست که دین اسلام تصاویر مذهبی را ممنوع ساخته است. در اسلام پرستش تنها از آن خداوند است که بسیاری از فرهنگ ها از این موضوع پیروی می کنند، اگرچه در روش ها متفاوت هستند. منتقدان هنری بی طرفی هنر اسلام را مطرح می کنند که این بیطرفی سازگاری هنر اسلامی را با دیگر فرهنگ ها آسان می سازد. شاید هیچ فرهنگی به اندازه فرهنگ اروپا، به خاطر نزدیکی جغرافیایی و «زمینه های مشترک» مذهبی در معرض تاثیر موضوعات هنری و نقش و نگارهای تزیینی هنر اسلامی نبوده است. با وجود تفاوت ها، اسلام و مسیحیت در بسیاری از عقاید و باورهای بنیادین شریکند و بر وجود یک خدا اعتقاد دارند و برای خاستگاه وحی منشایی یکسان قائلند و گاهی پیام های اخلاقی مشابهی دارند. جای تعجب نیست که آثار و نشانه های هنر اسلامی به طور مکرر در آثار هنری بزرگ اروپا دیده می شود، حقیقتی که اهمیت هنر اسلامی را در توسعه و رشد هنر اروپا در طول تاریخ نشان می دهد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.