مقدمه‌ای برهنر اسلامی

نویسنده: رباح سعود - ترجمه سمیرا ملك پور/ دوشنبه 25 سرطان 1397/

بخش نخست/

mandegar-3هنرمندان اسلامی خلاقیتشان را در جهت زنده کردن باورهای درونی خویش و ایجاد مجموعه ای از تجسمات و آثار هنری منحصر به فرد سوق دادند.عدم پذیرش توصیف تصاویر موجودات زنده در دین اسلام باعث شد تا هنرمندان اسلامی به تدریج روش جدیدی را تعریف کنند و به این ترتیب از هنر رومیها و بیزانسی ها ی زمان خودشان فاصله بگیرند. به عقیده هنرمندان اسلامی، آثار هنری آثاری هستند که بیشتر به انتقال پیام دین اسلام می پردازند. این مقاله به طور خلاصه مفاهیم و ماهیت هنر اسلامی را بررسی می کند و درباره آثار هنری، اشکال تزیینی منقش به گل، اشکال هندسی و هنر خوشنویسی تحقیق می کند. در پایان، این مقاله تاثیر هنر اسلامی بر دیگر فرهنگها به خصوص فرهنگ اروپاییان را مورد بررسی قرار می دهد.

مقدمه
هنر اسلامی توجه بسیاری از دانشمندان غربی۱ را که سابقه خوبی در جهت مطالعه و تبلیغ هنر اسلامی داشته اند، جلب کرده است. با وجود این جنبه مثبت، زمانی که به طور مکرر هنر اسلامی را با الگو و معیارهای هنر غربی مورد ارزیابی قرار دادند مطالعه و تبلیغ هنر اسلامی توسط دانشمندان غربی، عامل تضعیف هنر اسلامی شد. دانشمندان غربی، در کنار مطالعه و تبلیغشان در ارتباط با هنرهای جامعه اسلامی، معتقدند که دین اسلام خلاقیت های هنری را محدود و کوچک شمرده است. از نظر دانشمندان غربی، دین اسلام بازدارنده و محدود کننده استعدادهای هنری است و عجز و ناتوانی این هنر را می توان از آثار هنری در قالب مناظر برجسته طبیعی و تصاویر و اشکال هندسی و تزیینی قضاوت کرد. اینچنین مباحثی موضوع عدم درک و فهم جدی اسلام و نگرش آن نسبت به هنر را نشان می دهد.اغلب استادان دانشکده های شرق شناسی اتهاماتی را به اسلام روا می دارند مبنی بر اینکه اسلام زندگی ساده لوحانه و سختگیرانه را تقویت می کند و مانع پیشرفت و رفاه و آسایش است. این ادعاهای نادرست از طریق قران و احادیث پیامبر رد شده است. به عنوان مثال قرآن زندگی آرامی را به مومنین وعده می دهد.: «بگو ای پیامبر، چه کسی زینت های خدا را که برای بندگان خود آفریده حرام کرده و از صرف رزق حلال و پاکیزه منع کرده؟» (سوره اعراف – آیه۳۲) این پیام درآیه دیگری از قرآن نیز تأکید شده است:
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، حرام مکنید طعام های پاکیزه‌ای را که خدا برای شما حلال نموده و ستم و تعدی به یکدیگر مکنید که خدا ستمکاران را دوست نمی دارد.» (سوره مائده-آیه ۸۷)
البخاری (Al-Boukhari) روایت موثقی از حضرت محمد(ص) نقل می کند که:»خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد.»شاید این روایت قابل درک ترین پیام از دیدگاه اسلام نسبت به هنر باشد. زیبایی، در اسلام ، جلوه ای از صفات الهی می باشد. غزالی(۱۰۵۸-۱۱۲۸ Al-Ghazali) دانشمند بزرگ اسلام، زیبایی را بر اساس دو معیار اصلی که در برگیرنده تناسب عالی و هارمونی مناسب است، تعریف می کند که عبارتند از قسمتهای درونی و بیرونی اشیاء،حیوانات و انسانها.از دیگر عوامل تعیین کننده در ارتباط با تاثیر دانشمندان غربی بر هنر اسلامی، شباهت به هنر یونانی است که انسان را مبنای ابداعات هنری خود قرار می‌دهد. بنابراین، تصاویر و مجسمه های انسانی و مجسمه سازان انسان به عنوان شاهکارهای هنری تلقی می شوند. طبق این نظریه، انسان باشکوه ترین و زیباترین موجود طبیعی است که باید آغاز و پایان تمام تلاش های هنرمندان باشد.آثار هنری موفق آثاری هستند که اعماق درون و ظاهر فیزیکی انسان را به تصویر می کشند. شاید عالیترین جایگاه برای انسان، درهنر اسلامی، زمانی است که انسان مظهر ذات الهی است ، یا زمانی که نشانگر تصویر الهی است. هنراسلامی،درهرصورت، دارای بینش کاملآ متفاوتی است. در هنر اسلامی، انسان به عنوان یک موجود الهی تلقی می شود که آفریده ی یک قدرت مطلق، به نام الله است.

هنر اسلامی و بیزانسی
هنر بیزانسی اساسآ بر پایه تلفیق موضوعات مسیحی با انسان گرایی و طبیعت گرایی یونان باستان شکل گرفته است.انسان گرایی و طبیعت گرایی، هر دو نشانگر و مظهر ربانیت است. انسان و طبیعت تصویری از ذات الهی دانسته شده اند.هنر فیگوراتیو جدید در پی فلسفه زیباشناسی صرف نیست، آنچنان که در سنت یونان مرسوم بود، بلکه تلاش می کند تا مفاهیمی مانند رستگاری و ایثار را در اعتقادات مسیحیت تفسیر کند. دانشمندان غربی از زمان فعالیتشان در زمینه های مختلف هنری، در اغلب موارد ریشه و بنیان هنر اسلامی را به یونان باستان و بیزانسی ها ربط می دهند، با این ادعا که مسلمانان از هنر این دو فرهنگ فقط تقلید کرده اند یا به عاریه گرفته اند و هنر اسلامی را با طرح های منقش به گل و گیاه، نقاشی طوماری در هم پیچیده و هنر خوشنویسی مزین نموده اند. منبع الهام بخش هنری بیزانیسی ها در اوایل خلافت مسلمین آغاز شد، زمانی که خلیفه امویان عبدالملک۲ (Abd-al-Malik) و ولید اول۳ (Al-Walid I) هنرمندان بیزانسی را برای تزئین قبه الصخره (۶۹۱-۹۲) مسجد بزرگ دمشق متعلق به امویان (۷۰۵-۷۱۴) فرا خواندند.تأثیر هنر بیزانسی را می توان در طرح های تمثال سازی و شمایل سازی موجود در قبه الصخره، به خصوص در هنر معرق کاری تاج ها و جواهرات این مسجد دید، لذا گرابر(Grabar1973) معتقد است که مظاهر قدرت بیزانسی قابل تقلید است. این تزیینات نشان دهنده تقدس، قدرت و استقلال هنر بیزانس است. به دنبال این موضوع، گرابر می گوید : «به عبارت دیگر، تزیینات قبه الصخره گواه بر استفاده آگاهانه در ساخت دکوراسیون داخلی این مکان مقدس در ارایه نشانه های هنر بیزانس است که مورد تسلط و فعالیت دشمنان اسلام بود.» گرابر بعدا تصدیق می کند که عرب ها، قبل و بعد اسلام، عادت داشتند که اموال و دارایی های گرانبها و ارزشمند خود مانند تاج های زینتی را به خانه کعبه پیشکش کنند و در آنجا آویزان نمایند۴٫
علاوه بر نمایش تصاویر گیاهان، از نظر گرابر، به نظر می رسد بار دیگر هنرمندان اسلامی زمانیکه هیچ دانشی برای توصیف ادبی درباره خدا نداشتند در توصیف و تصویرگری خدا از بیزانسی ها چیزهایی را به عاریه گرفته اند، او مدعی است که هنر بیزانسی آنقدر عالی و برجسته بود که هنرمندان اسلامی مجبور بودند از آن تقلید کنند. او در مواجهه با این پرسش که چرا مسلمانان هنر فیگوراتیو را نمی پذیرند، می گوید برای این که مسلمانان یارای رقابت با برتری و ارجحیت هنر بیزانس را نداشتند و باید تسلیم می شدند و نباید با آنها رقابت می کردند.او می گوید که:(«امویان به سختی توانستند مهارت پیچیده هنر شکل نما را که مختص هنر بیزانسی بود، فرا بگیرند. در این شرایط سخت که تلاش مسلمانان برای کسب هنرغیرمتعارف شکل نمای بیزانسی بی نتیجه ماند، آن را کنار گذاشتند و همانگونه که می دانیم تکنیک هنر بیزانس را بدون اخذ فرم های آن اقتباس کردند.») گرابر آشکارا مخالفت اسلام با فیگوراتیو (شکل نما) را نادیده گرفته و با چند مثال از احادیث پیامبر توضیح می دهد(در زیر می بینید).
ون گراندوم (Von Grandaum1955) نظریه های جامع و بسیاری در مورد عدم وجود تصویرگری به علت جایگاه انسان در دین اسلام تهیه کرده است. یک بعد مهم خداشناسی در دین اسلام، اهمیت صفت بارز یکتا بودن خدا، به عنوان آفریدگار، و انسان به عنوان آفریده محبوب او است. انسان بوسیله خداوند راهنمایی می شود و تابع تقدیر خداوند است، بنابراین نمی تواند به جایگاه خداوند دست پیدا کند ،در حالیکه مذاهب دیگر می گویند انسان می تواند به جایگاه خداوند نایل شود.اصول بنیادی هنر اسلامی این حقیقت را رسمأ اعلام می کند که «هیچ خدایی غیر از خداوند وجود ندارد « و «هیچ چیز شبیه او نیست. «هیچ خدایی غیر از الله! نیست، ماهیت هستی وجودش از خودش است، ابدی و ازلی است. خدایی که بلند مرتبه است و بالاترین و برترین قدرت ها از آن اوست (ستایش و حمد مخصوص اوست). (سوره ال عمران-آیه ۲۵۵).
شاید این تنها اختلاف نظر و شکاف اصلی در فلسفه و تکنیک های هنری بین مسلمانان و غیر مسلمانان باشد. با این راهکار ،هنر اسلامی نیازی به ارایه مفاهیم فیگوراتیو ندارد. چگونه می توان خدایی را توصیف کرد که نه می توان او را دید و هیچ چیز شبیه او نیست؟ هر نوع اظهارات هنری، چه در مورد تصاویری از طبیعت، چه انسان باعث تحلیل و بررسی معانی و ماهیت اعتقاد اسلامی است.متعاقبأ، هنرمندان اسلامی سرگرم تأیید درستی این سیستم پیچیده از طریق اشکال هندسی، آثار هنری منقش به گیاهان و الگوهای هنر خوشنویسی می باشند (الفاروقی ۱۹۷۳Al-Faruqi). اسلام تنها دینی است که برای اثبات مفاهیم اعتقادی نیازی به هنر تجسمی و تصویرگری ندارد(ون گراندوم ،۱۹۵۵).

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.