پاره‌های پیوسته خاطراتی از رحمت‌الله بیگانه

 رحمت‌الله بیگانه/

بخش چهارم

حقیقت انقلاب ثور
انقلاب ثور در سال ۱۳۵۷ خورشیدی، با از بین رفتن خاندانِ آل ‌یحیی آغاز شد. تغییر در حکومت در تمام عرصه‌ها رونما گشت. انقلابی‌‌ها در ابتدا با تندیِ بیش از حد حرکت کردند. حزب دموکراتیک خلق افغانستان به این هدف ‎که روحیۀ مخالفینِ خود را بشکند، دست به حرکاتِ تند و تبلیغاتِ وسیع زد. نورمحمد تره‌کی اولین رییس‌جمهور حزب دموکراتیک خلق افغانستان می‌گفت: «د خلکو زور، د خدای زور دی!»
حفیظ‌ا‌لله امین دومین رییس‌جمهورِ زمان حکومت انقلابی، می‌گفت: «ما توپ داریم، تانک داریم، طیاره داریم!»
ببرک‌کارمل سومین رییس‌‌جمهور حکومت حزب دموکراتیک می‌گفت: «دولت شوراها، دولتی که در زمان حملۀ ارتجاع و امپریالیزم افغانستان را تنها نگذاشت، ما از کشور شوراها سپاس‎گزاریم!»
حزب دموکراتیک در زمان حاکمیت خود، بالای دروازۀ مساجد، شعارِ مرگ بر «اخوان الشیاطین» را نصب کرده بود.

استاد آزاده
سال ۱۳۵۸ خورشیدی، متعلم صنف نهمِ لیسۀ خیرخانه بودم. مدیری داشتیم از خلقی‌‌های دوآتشه و سخت‌گیر که نامش سندی‌گل بود. او همه‌چیزِ مکتب را به‌شدت کنترل می‌کرد.
شاگردان همه‌روزه پیش از رفتن به صنف‌ها، در قطارهای منظم ایستاده شده و سرود ملیِ خلقی‌ها را که با موزیک نواخته می‌شد، گوش می‌‌دادند.
حوچه دا حمکه آسمان وی
حوچه دا جهــان ودان وی
و…
راه رفتن و گپ زدن در هنگام نواختنِ سرود ملی، جُرم بزرگی بود.
استادی داشتیم که شخصی دانشمند بود، او را در مکتب مقیم‌خان می‌گفتند. مقیم‌خان معلم مضمونِ اقتصاد ما بود. او هنگام نواختنِ سرود ملی توقف نکرد، شاید نفهمید که سرود ملی در حالِ نواختن است. بعد از همان روز، دیگر استاد مقیم را ندیدیم.
پرسیدیم که استاد مقیم‌ خان چه شد. گفتند: مقیم‌‌خان به جرم شرارت محبوس گردیده است. اما دیگر این استاد هرگز برنگشت!
رژیم خلق و پرچم با مخالفینِ خود روشِ بسیار خشن و غیرانسانی داشت و با اندک‌ترین اشتباه، افراد را مورد بازپرس قرار می‌‌داد. کوچک‌‌ترین اسناد مبنی بر دست ‌داشتن در فعالیت‌‌های ضد دولتی، جزای مرگ داشت. آن‌ها مخالفینِ خود را به هیچ صورت تحمل نمی‌کردند.
با وجود شدتِ عمل برضد مخالفین، هر روز به گروه‌های مخالفِ دولت افزوده می‌شد، تا این‌که دامنۀ مخالفت‌ها گسترده گردید و اکثرِ ولسوالی‎های ولایات افغانستان به دستِ مجاهدین افتاد و در نهایت، با وجود حمایت دولت شوروی وقت، رژیم خلق و پرچم پس از چهارده سال جنگ و کُشتار، به ‌تاریخ ۸ ثور ۱۳۷۱ خورشیدی، به ‌دستِ مجاهدین سقوط کرد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.