یادداشتی برای آن‌ها که به طولانی نوشتن عادت دارند

رضا تهراني/

غرض این‌که حقیر دستم به کوتاه نوشتن نمی‎رود، هرچه نیت می‎کنم کوتاه بنویسم، سر آخر طولانی از کار در می‎آید. کوتاه نوشتن خودش هنر است، البته نه این کوتاه‎نویسی‎ها که در فضای وب رایج است و طرف در چند جمله خیلی راحت و خودمانی اعلام نظر می‎کند که فلان کتاب خوب است، بهمان کتاب بد است و خیلی هنر کند، دوخطی هم دربارۀ احساس شحصی‎اش می‎نویسد که مثلاً با این کتاب کیف کرده‎اند یا نه و از این دست. هرچند باید صفحه‌کلید رایانۀ بعضی‎ها را که اساسی می‎نویسند، بوسید. (یادتان هست که قدیم، قلمِ طرف را می‎بوسیدند!)
مطلب کوتاه خوب است اما از آن نوع که فشرده و با رعایت ایجاز و با اشاره به اساسی‎ترین وجوهِ یک اثر نوشته شده باشد و در همین مختصر نیز کُدهایی بدهد که خوانندۀ آن رهیافتی بهتر و دریافت کامل‌تری از اثر مورد بحث پیدا کند. این جور نوشتن هنری‎ست که خیلی‎ها از جمله نگارنده از آن بی‎بهره‎اند. به شخصه هرچه سعی می‎کنم مطلب‎هایم ۵۰۰ کلمه بیشتر نشده و در همین حجم همۀ حرفم را بزنم، نمی‎توانم و دست آخر می‎رود بالای ۱۰۰۰ و یا ۱۵۰۰ کلمه و حتا بیشتر! بعد هم به خودم می‎گویم، مرد حسابی کی حوصله دارد مطلبِ به این بلندی را بخواند؟ جماعت خیلی هنر کنند، نگاهی به پاراگراف اولش می‎اندازند و بعد هم به خاطر این‌که طولانی‎ست، بی‎خیالش می‎شوند. تازه اگر کسانی خیلی علاقه‎مند باشند، احتمال دارد این مطالب را سیو (save) کنند و خواندنش را بگذارند برای زمانی که هیچ‌وقت فرا نمی‎رسد، همان کاری که خود نیز وقتی با مطالب مفصل اما ارزشمند در سایت‎ها و وبلاگ‌ها روبه‌رو می‎شوم، انجام می‌دهم. هارد لب‌تابم نیز پُر است از این‌گونه مطالب که معلوم نیست کی قرار است از خجالتِ آن‌ها درآیم، مطالبی که مدام بر تعداد آن‌ها افزوده می‎شود و پروژۀ خواندنِ آن‌ها هم شکل ناممکن‎تری به خود می‎گیرد.
همان‌گونه که رویۀ انتشار مجلات چاپی (کاغذی)، جنس و به‌ویژه حجم مطالب مورد استفاده در آن‌ها را تحت‎الشعاع قرار می‎دهد، فضای مجازی و رسانه‎های مرتبط با آن نیز بر چند و چونِ این مطالب موثرند. برای نمونه، آن مطالب مطولی که در فصلنامه‎های تخصصی منتشر می‎شوند، به درد روزنامه نمی‎خورد. هرچند که خود این ماجرا هم وحی منزل نیست، چرا که گاه در روزنامه‎ها مطالب بسیار مفصل و دشواری را می‎بینیم که طرف هشت ساعت زمان کار اداری‎اش را هم صرف آن‌ها کند، تمام نمی‎شوند و به‌ندرت کسی حوصله کند آن‌ها را همان روز بخواند، پس خواندنش به بعد حواله می‎شود که سرانجامش در بالا آمد.
در فضای مجازی هم ماجرا همین گونه‎ است. شاید سایت‎ها و مجلات الکترونیکی، از مطالب بلندترهم استفاده کنند اما لااقل در مورد نوشته‎های وبلاگی به جرأت می‎توان گفت اگر می‎خواهید خوانده شوند، باید کوتاه بنویسید، موجز و خواندنی که حرفی برای گفتن داشته باشد، حداکثر ۵۰۰ کلمه!
بعد از یک عمر مطول‎نویسی، دارم تمرین می‎کنم کوتاه بنویسم؛ می‎دانید که در مجلات هرچه حجم مطلب بیشتر باشد، پول بیشتری می‎گیری، این‌جا هم که از پول خبری نیست، اگر طولانی بنویسی، از کیسه‎ات رفته!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.