داستان <پشه‌هایی> که طالبان را هدف می‌گیرند

احمد ولی مجیب/ وزیرستان/

منطقه قبایلی وزیرستان در پاکستان که پیوسته تحت مراقبت است و به صورت منظم هدف حملات هواپیماهای بدون سرنشین امریکایی قرار دارد، خطرناکترین محل در دنیا خوانده شده است. این حملات هزینه روانی زیادی را بر مردمی که در آنجا زنده‌گی می‌کنند، تحمیل کرده است.
حملات موشکی این هواپیماها مراکز آموزشی جنگجویان را هدف قرار می‌دهد اما مساجد، مناطق مسکونی، مدارس مذهبی و ماشین‌های غیرنظامیان نیز از آسیب در امان نیستند.
من وقتی در ماه می به این منطقه سفر کردم، هراس، نگرانی و افسردگی ناشی از این حملات را در میان مردمان قبایلی به وضوح دیدم.
هواپیماهای بدون سرنشین به صورت ناگهانی پدیدار نمی شوند که بعدش حمله کنند و ناپدید شوند. بلکه هر روز چهار هواپیما بدون وقفه در فضای وزیرستان در پرواز اند و صدای آزار دهنده وزوز آن پیوسته شنیده می‌شود.
در آنجا به هواپیماها «پشه‌« می‌گویند.
عبدالواحد یکی از باشندگان (اهالی) وزیرستان شمالی می‌گوید:» هر که صدای این هواپیماها را تمام روز بشنود، شب نمی‌تواند بخوابد. اینها مثل اعصای افراد کور هستند. می‌تواند هرکه را در هر زمانی بزند.»
مردم در آنجا به من گفتند که هواپیماها تنها اعضای طالبان و القاعده را هدف قرار نمی‌دهند بلکه تعدادی زیادی افراد غیرنظامی نیز در نتیجه حملات این هواپیماها کشته شده اند.
در بعضی موارد مردان قبایلی به دلیل خصومت‌های شخصی و یا دیگر رقابت‌های محلی، رقیبان خود را به امید اینکه توسط حملات هواپیماهای بدون سرنشین کشته شوند، به عنوان اعضای طالبان و یاهم حامیان القاعده معرفی کرده اند.
همه مردم نگران اند که روزی هدف یکی از حملات این هواپیماها باشند.
متین خان یک مکانیک موتر در میرانشاه می‌گوید: « تنها یک راه برای خواب رفتن باقی مانده. من مثل بسیاریها اینجا قرص خواب می‌خورم. یا باید قرص خورد و یا هم تمام شب بیدار ماند.
همانطوریکه من در منطقه قبایلی ‘اوروکزی’ در حال رانندگی بودم، در مسیر راه مخروبه‌ها و آثار ناشی از حملات هواپیماهای بدون سرنشین را می‌دیدم؛ بعضی مراکز جنگجویان اما بیشتر وسایل نقلیه.
ولی محمد، اولین فرمانده مهم طالبان بود که من او را ملاقات کردم. او برادر نیک محمد، بنیانگذار طالبان پاکستانی است.
نیک محمد، در یکی از نخستین حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی در سال ۲۰۰۴ در همین منطقه کشته شد.
ولی محمد نیز در این حمله به شدت زخمی شد اما جان بدر برد. او می‌گوید بیشتر طالبان به شمول خود او ترجیح می‌دهند در روبرو با دشمن (نیروهای ناتو) در جبهه کشته شوند نه به وسیله هواپیما. او می‌گوید: «من از این هواپیماها هراسی ندارم- اما نمی‌خواهم در حملات آن کشته شوم.»
طالبان و دیگر مردم محل می‌گویند که حملات این هواپیماها تقریبا همیشه به جاسوسان محلی وابسته است. آنها اول اطلاعات می‌دهند و سپس حملات انجام می‌شود.
بعضی‌ها می‌گویند جاسوسان در محلات مورد نظر تراشه (چیپ) و ریزتراشه (مایکروچیپ) می‌گذارند تا هدف گیری را برای هواپیماها تسهیل کنند. دیگران می‌گویند از علامت خاص شبیه X برای مشخص ساختن هدف نیز استفاده می‌شود.
به همین دلیل بسیاری از مردم به خصوص فرماندهان طالبان، برای ماشین‌های شان محافظان ویژه دارند.
هرکسی مورد ظن قرار بگیرد، کمتر ممکن است فرصت توضیح برایش داده شود. طالبان اول می‌کشند و بعدا تصمیم می‌گیرند که آیا فرد مقتول دخیل بوده و یا خیر. آنها می‌گویند «ایمن بودن مهمتر از متاسف بودن است.»
در جریان ۲۵ روز اقامتم در وزیرستان شمالی چهار حمله از سوی هواپیماهای بدون سرنشین صورت گرفت؛ دو حمله بر شهرک میرعلی و دو حمله هم در شهر میرانشاه.
یکی از این حملات در بیست و ششم می، ساختمانی را در بازار اصلی میرانشاه و در ۵۰۰ متری محلی هدف قرار داد که من در آن اقامت داشتم.
ساعت ۴:۱۵ بامداد بود که صدای انفجار مرا بیدار ساخت. اول صدای تیز و تند یک موشک در حال عبور و بعد هم انفجار.
فاصله میان شلیک موشک و انفجار آن چند ثانیه بیشتر نبود. مردم از ترس از خانه هایشان فرار می‌کنند و به جاده‌ها میریزند. بعضی شان هم در محل اصابت موشک جمع می‌شوند.
این بار اتاقی در بالای یک نانوایی در مرکز شهر تخریب شده بود. مردم محل و طالبان آوار را کنار می‌زدند. گفته می‌شد که سه نفر در نتیجه این حادثه کشته شدند.
دقایقی بعد مردم و طالبان قادر شدند کشته شدگان و زخمیان را از زیر مخروبه ها بیرون بیاورند. کشته شدگان و زخمیان به سرعت از محل بیرون برده شدند و هیچ کسی میل نداشت بگوید که آنها کی بودند.
وقتی بعدا تلاش کردم با مردم و جنجگویان صحبت کنم، هرکسی پاسخی متفاوت می‌داد. ظاهرا کسی نمی دانست که کشته شدگان کی بودند، اما دیری نگذشت که در رادیو شنیدم که ابو حفص المصری یکی از رهبران ارشد القاعده در میان کشته شدگان بوده است.
بعد از این حمله با دوکانداران محل صحبت کردم. یکی از آن‌ها بسیار عصبانی بود. او می‌گفت این حملات زندگی و معیشت مردم محل را ویران کرده است.
در حالی‌که هیچ کسی به شمول مردم و جنگجویان این واقعیت را رد نکردند که در نتیجه این حملات رهبران القاعده کشته شده اند اما آنها در مورد تلفات و خسارات گسترده این حملات به غیرنظامیان نیز صحبت کردند.
طالبان هیچ راهی برای مقابله با این حملات ندارند. به همین دلیل بیشتر تلاششان را بر پیدا کردن جاسوسانی که برای انجام این حملات به آمریکاییها اطلاعات می‌دهند، صرف می‌کنند. من شاهد دستگیری چندین نفر بودم.
یک فرمانده طالبان گفت بیشتر جاسوسان، مردمان محل هستند که از ادارات استخباراتی پاکستان استخدام شده اند.
مانند تقریبا همه فرماندهان طالبان، او دولت پاکستان و نیروهای امنیتی این کشور را مسوول حملات هواپیماهای بدون سرنشین می‌داند.
رهبران طالبان می‌گویند هواپیماهای بدون سرنشین آنها را مجبور نخواهد کرد تسلیم شوند.
اما در این میان، این مردم عادی این منطقه هستند که رنج می‌کشند و هر روز متحمل فشارهای روانی می‌شوند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.