انتخابات و دولت وحدت ملی

حلیمه حسینی / 12 حمل 1393/

فقط چند روز تا انتخابات باقی مانده است و دوران سکوت هم در پیش است. چهل و هشت ساعتی که دیگر کاندیدان اجازه کامپاین و به راه انداختن گردهمایی ها را ندارند. فرصتی برای تفکر و اندیشیدن، فرصتی برای مردم تا در میان این هیاهوی به راه افتاده کسی را برگزینند که بتواند گره کوری که به وضعیت سیاسی افغانستان وارد شده را بگشاید. آن چه مسلم است، انتخابات اگر برگزار شود، که باید شود، نتیجه هر چه که باشد، یکی برنده است و به اریکه ریاست جمهوری تکیه خواهد زد. mnandegar-3اما سوال این است که برنده اگر بخواهد حکومت کند و تثبیت حاکمیت داشته باشد، بدون شک فقط با اعلام برد در انتخابات، هرگز نخواهد توانست برنده باقی بماند و کارکردی موفق داشته باشد. پس برای دوام و بقای حکومت خود چه باید بکند و کدام مکانیزم و استراتژی را در پیش بگیرد که نظم و امنیتی با ثبات را فراهم آورد؟
روزهای سختی را پیش رو خواهیم داشت، برنده جدای از این که چه کسی و متعلق به کدام جریان یا گروه باشد، چالش های عدیده ای را پیش رو خواهد داشت که مهمترین آن ها، خلاء ها و نواقص و صدماتی است که میراث جناب اقای کرزی به جانشین بعدی اش خواهد بود. اما بدون شک یک نکته هویدا است و غیر قابل انکار و آن این که اگر حکومتی بخواهد بعد از انتخابات آتی دوام یابد و به کارش ادامه دهد و رضایت همگانی را فراهم آورد، چاره ای ندارد جز این که طرحی برای دخیل ساختن دیگر طرفین را روی دست بگیرد و از همه پتانسیل ها و ظرفیت های موجود برای صلح آوری و ایجاد یک حکومت داری خوب بهره بگیرد
سیاست حذف دیگران، تک روی و سرمست شدن از باده قدرت و حیف و میل منابع قدرت و ثروت که امانت مردم است در دستان رییس جمهور که در نظام کشور ما بالاترین مقام اداری به شمار می رود، شاید یکی از پرخطر ترین و ناکارآمدترین مدل ها و الگوها حتی برای ایجاد یک حکومت استبدادی در قالب دموکراسی است. چرا که حتی اگر خواسته باشیم در قالب یک حکومت دموکراتیک، مستبدانه رفتار کنیم، باید آن قدر این سیاست نرم، انعطاف پذیر و با رندی و مهارت انجام شود، که استراتژی های خشن و منزجر کننده ای مثل، حذف، ترور و تحقیر و یا عدم پذیرش دیگری، نخواهد توانست، جاذبه ای و یا کارآمدی حتی حداقلی در فضای سیاسی کنونی داشته باشد. ما شاهد بودیم که جناب اقای کرزی در طول بیش از یک دهه گذشته چه تردستی ها و مهارت هایی را به خرج داد، تا بتواند حکومت تا خر خره در فساد و ناکارآمدی غرق خود را روی پا نگه دارد تا جایی که به نظر می رسد، انتخابات آتی هم نتواند نقطه پایانی باشد بر روی خط مشی به راه افتاده که کرزییسم اگر هم بنامیمش به خطا نرفته ایم.
کرزییسم که مساوی با مکتب و منشی است که فساد پروری، فساد گستری و هم چنین طبع دمدمی مزاج داشتن در سیاست و در قالب مردمی ترین چهره، ضد مردمی ترین حرکت ها را انجام دادن، از شاخصه های بارز ان است، اگر بخواهد توسط زعیم آینده کشور تغییر جدی بخورد، نیاز است که به طرح و اندیشه های نو و تازه ای که روح تازه و دوباره به کالبد نیمه جان سیاست ما بدمد، بیاندیشیم و جدی تر برای عملی شدن آن طرح و قدم های عملیاتی داشته باشیم. هر کسی که در انتخابات برنده شود، بدون شک نیازمند، تشریک مساعی و همیاری دیگر اقوام و گروه ها و جریانات است. کسی می تواند برد شیرین یک روزه خود را به یک دوره کامیاب کاری پنج ساله با امید به تمدید، مبدل سازد، که بتواند حداکثر معیارها و شاخص های وحدت سازی و ایجاد همگونی میان اقوام و جریانات را تشخیص داده و سپس تطبیق نماید. طرح دولت وحدت ملی، که از چندی بدین سو به صورت جدی در فضای سیاسی کشور طرح و ارائه شده است، شاید بتواند، نقطه آغازینی باشد برای اندیشیدن به این نیاز اساسی که چگونه می توان حکومت داری خوب و سازنده داشت، بدون این که قدرت را به تکه پاره هایی تقسیم کرد که هر کسی برای مبدل نشدن به یک شورشی و طغیان نکردن، باید سهمی و تکه ای از آن را به دندان بکشد در غیر این صورت، به دریدن و تکه تکه کردن یکدیگر تا پای خون ریختن و کشتن و زخم زدن پیش خواهند رفت.
وحدت ملی ایجاد نخواهد شد مگر این که این تفکر و اندیشه از پایین به بالا و از میان توده های مردم صد البته با هدایت و انگیزه آفرینی نخبگان سیاسی کشور، موجی بیافریند که چوکی نشینان را مجبور به تن دادن و گردن نهادن به خواست مردم نماید. مردمی که از واگرایی ها نفرت زده و نفاق گریز باشند، دیگر محلی برای ایجاد شکاف ها و گسل هایی باقی نمی ماند که به وسیله آن، همواره افغانستان قطب بندی شده و جناح بندی شده ای داشته باشیم که در آن،مفهوم قوم و نژاد و زبان و مذهب، بر مفهومی به نام شهروندی پیشی می گیرد و جایی برای یکی شدن به عنوان شهروندان یک جغرافیا و یک حاکمیت مشترک باقی نمی گذارد.
طرح و اندیشه دولت وحدت ملی، بدون شک می تواند افقی متفاوت را فرا روی کاندیدان محترمی که این شب و روزها سخت برای پیروزی و پیشی جستن به یکدیگر در تلاشند، خواهد گشود، از این رو خوب است در کنار اندیشیدن به پیروزی نخبگان سیاسی جدای از این که برنده که خواهد بود، با تشکیل اطاق های فکری قوی و منسجم، یک چنین اندیشه ها و طرح هایی را به پختگی بیشتر برسانند و رهنمودی فراگیر و جامع برای حکومت آینده فراهم آورند. رهنمودی که در عین روشنگری، به عنوان یک مکانیزم عملیاتی و علمی جدی، چهارجوب کاری حکومت آینده را در نگاه مردمی مشخص سازد و بتواند با همکاری نهادهای مردم مدار و سازمان های آزاد و غیر دولتی اما فعال در عرصه های مختلف به خصوص رسانه ها،قدم به قدم اجرایی شدن آن ها را از حکومت آینده مطالبه کنند و این گونه نقش نظارتی مردم را در امر حکومت داری بیش تر از هر زمان دیگر برجسته سازند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.