مرد خاطره‌ها

مرد خاطره‌ها

این خاطرات در اسد 1380 (اکتوبر 2001) نوشته شده است. «اي كه ما را گردش چشم عقاب آموختي ديدة بيدار خود را از چه خواب آموختي» هنوز مشكل است كه واقعيت تلخِ فقدان بزرگمرد تاريخ، احمدشاه مسعود را پذيرفت و به يادش نوحه‌سرايي...

ادامه مطلب...
«همی قوماندان گفت ای‌رقم دریشی کو؟»     (خاطره من از قهرمان ملی)

«همی قوماندان گفت ای‌رقم دریشی کو؟» (خاطره من از قهرمان ملی)

 روزگاري در قرارگاه معروف به «كندك ثقيله» كه در نزديكيِ پل تخار واقع بود، با جمعي از سربازانِ مقاومت نشسته بودم. از پنجره بيرون را ديدم كه دو جيب روسي وارد قراول شد. يك سرباز با شتاب به سمت اتاقِ...

ادامه مطلب...
آخرین روزها  در کنار مرد اسطوره‌یی

آخرین روزها در کنار مرد اسطوره‌یی

اواسط ماه سرطان سال 1380 بود. آمرصاحب که در تخار بود، از طريق تليفون به من گفت كه از پنجشير به خواجه بهاءالدين بروم و در آن‌جا به مدت سه تا چهار روز را به منظور اجراي يك سلسله امور...

ادامه مطلب...
اگر مسعود زنده می‌بود…

اگر مسعود زنده می‌بود…

دریافت پیامِ نوشتنِ مقاله‌يی به مناسبت یازدهمین سالگشت شهادت سپه‌سالارِ جهاد و مقاومت، زنده‌یاد احمدشاه مسعود، ساعت‌ها مرا به‌خود مشغول داشت. گاه به یاد خاطرات دورودراز و تلخ‌وشیرین می‌افتادم، گاه چهره و سیمای مسعود را از نظر می‌گذراندم و زمانی...

ادامه مطلب...
مسعودچه‌گونه قهرمان شد؟

مسعودچه‌گونه قهرمان شد؟

جوانان پاسخ می‌گویند  شخصیتي کاریزمایی بود احسان سلام: راز ماندگاری قهرمان ملي كشور، شهيد احمدشاه مسعود را باید در برگه‌های تاریخ تحلیلی افغانستان در چهار دهۀ اخیر، جست‌وجو کرد که اين فرصت در اين مقال وجود ندارد. اما به باور من، دو اصل...

ادامه مطلب...
Page 572 of 576« First...1020304050...570571572573574...Last »