احمد مسعود: طالبان به هیچ تعهد خود به غیرقرارداد خود با آمریکا عمل نکردهاند.
- ۱۸ قوس ۱۳۹۸
بخش چهارم/
در اینجا بنده خاطرۀ دیگری را که خود شاهد آن بودم، ذکر میکنم.
یک روز در شهر دوشنبه که من درآنزمان نمایندۀ آمرصاحب درآنجا بودم، همراه چند نفر دریکی ازمهانخانههایمان که به مهمانخانۀ ۱۴ شهرت داشت، نشسته بودیم که ناگهان آمرصاحب داخل شد. طبق عادت بعد از نشستن یکبار همۀ اعضای حاضر در اتاق را از نظر گذشتاند و سپس به مولانا فرید که در همانجا بود گفت که چند آیتاز قرآن کریم را تلاوت کن تا دعا کنیم. من فکرکردم حتماً یکی از فرماندهانِ ما شهید شده است که آمرصاحب چنین متأثر به نظر میرسد.
مولانا فرید آیاتی از قرآن کریم را تلاوت نمود، سپس آمرصاحب دعا کرد و بعد از آن گفت:« پاکستانیها ملاربانی را شهید کردند». سپس توضیح داد که با او همیشه در ارتباط بودیم و سازمان آی.اس.آی که خبرشده بود، او را دریکی از شفاخانههای نظامی پاکستان که بهخاطر تکلیف گرده رفته بود، مسموم کردند.
البته بنده از تماس ملامحمد ربانی با آمرصاحب در آن زمان اطلاع داشتم و آنها روی یک برنامۀ کلان کار میکردند که اجرای بخشهایی از آن مربوط من میشد.
مولانا فرید میگوید چهار ماه بعد از سفر آمرصاحب به میدانشهر، یک روز او مرا نزد خود خواست وگفت که طالبان یک نمایندۀ خاص از ما خواستهاند و کدام پیامی دارند. بعد به شوخی گفت وصیتنامهات را بنویس و به میدانشهر برو. سپس من همراه با مولوی محمدگل از پکتیا که سابقۀ عضویت درحزب حرکت انقلاب اسلامی مولوی محمدنبی محمدی را داشت، به میدانشهر رفتیم و با طالبان دیدار کردیم.
پیام آنها کوتاه بود و آن اینکه: به احمدشاه مسعود بگویید با رهبران جهادی که خاین اند اعلام مقاطعه کنـد، در این صورت ما حاضریم با او به هرشرایطی که خواسته باشد، کنار بیاییم.
وقتی برگشتم، آمرصاحب در تپۀ فرقۀ هشت قرغه بود. وقتی پیـام را به او گفتم، درجواب گفت: این برنامۀ پاکستان است که برای آنها داده است، میخواهند در میان ما تفرقه ایجاد کنند.
مذاکرات ترکمنستان
در دوران مقاومت هم مذاکرات با طالبان ادامه یافت که یک دور آن در کشور سویس و دور دومِ آن در ترکمنستان صورت گرفت.
در مذاکرات سویس از جانب جبهۀ متحد، دکتور عبدالحی الهی اشتراک کرد که به علت درگذشتِایشان نتوانستم در مورد آن معلومات بهدست آورم.
واما در مورد مذاکرات ترکمنستان که محمدیونس قانونی رییس هیأت مذاکرهکننده از جانب جبهۀ متحد بود، برای من چنین گفت:
آمرصاحب به یک راهحل سیاسی رغبت زیادی داشت و زمانی که نمایندۀ ملل متحد در امورافغانستان عنوان کرد که طالبان هم خواهان مذاکره با جبهۀ متحد اند، آمرصاحب از آن استقبال کرد و بعد از مشورت با استادربانی ما به سوی عشقآباد حرکت کردیم.
مذاکره سه روز دوام کرد و از جانب طالبان وکیل احمد متوکل وزیرخارجۀ طالبان همراه با مولوی دینمحمد حنیف، عبدالرحمن هاشمی و فکر میکنم یک نفر دیگربود.
هیأت همراه من عبارت بود از: انجنیر عبدالرحیم سفیر افغانستان درتاجکستان و امرالله صالح.
مذاکرات سه روز درحضور نمایندۀ ملل متحد برای افغانستان صورت گرفت و از نخستین روز موضوع اصلی این بود که آیا ما میتوانیم با طالبان یک دولت مشترک تشکیل کنیم یا خیر. بعد از سه روز ما به توافق رسیدیم که هردوطرف یک حکومت مشترک تشکیل بدهیم که شامل هر سه قوۀ دولت باشد. سپس یک کنفرانس مطبوعاتی گرفتیم که در آن نخست وکیل احمد متوکل صحبت کرد و به دنبال آن من گپ زدم.
من درجریان مذاکرات قدم به قدم آمرصاحب را در جریان جزییات قرار میدادم و دستورات او را میگرفتم.
هنگامی که وکیل احمد متوکل به پاکستان برگشت، اتفاقِ عجیبی افتاد.
پاکستانیها که از این توافق خشمگین بودند،ملا وکیل احمد متوکل را مجبور ساختند تا در ترمینال فرودگاه اسلامآباد، کنفرانس مطبوعاتی بدهد و اعلام کند که هیچ توافقی بین طالبان و جبهۀ متحد صورت نگرفته است.
این درحالی بود که هنوز وکیل احمد متوکل به رهبریشان در مورد نتایج، گزارش مستقیم نداده بود.
به این ترتیب، کنفرانس ترکمنستان بینتیجه ماند.
امریکا برسرِ دوراهی خروجِ مسوولانه یا آبرومندانه
اینک به موضوع مذاکرات بین طالبان- امریکا و مذاکرات بینالافغانی میپردازم و تلاش میکنم به مهمترین سوالات و نگرانیهایی که نزد مردم است، پاسخ پیدا کنم.
این را هم باید یادآوری کنم که این مذاکرات بسیار سخت، مبهم و پیچیده است که سخن گفتن در تمام ابعاد آن یک کتاب مفصل میخواهد که در اینجا نمیگنجد.
درحالی که مذاکرات امریکاـ طالبان که فقط دوطرف اصلی و صرف یک آجندا یعنی خروج دارد یک سال طول کشیده است، تصور کرده میتوانید که مذاکرات بینالافغانی که بیست طرف دارد و بیست آجندا، در چه مدت به نتیجه خواهد رسید. این درحالی است ضربالاجل انتخابات ریاست جمهوری آمریکا درسال ۲۰۲۰ برسرآن دور میزند.
ذکر این نکته پیش از وارد شدن به جزییاتِ مذاکرات ضروری است که نیروهای امریکایی نه با تصمیم مردم افغانستان به این کشور آمدهاند و نا با تصمیم مردم افغانستان خارج میشوند.
ترامپ تصمیم گرفته است که نیروهای خود را از افغانستان خارج کند که به تبعیت از آن، سایر نیروهای نظامی ناتو که اغلب از کشورهای اروپایی اند نیز افغانستان را ترک خواهند گفت.
دونالد ترامپ از همان آغاز وارد شدنش به انتخابات، به مردم امریکا وعده سپرده بود که پول وسربازانِ امریکا را به کشورشان برمیگرداند. او تلویحاً جنگ افغانستان را یک جنگ بیپایان و بیهوده گفته بود و به فکر خروج از این جنگ بود و هست.
پس استراتژی امریکا، استراتژی خروج است؛ خروج از جنگی که به زعم ترامپ بی پایان، بینتیجه و پرهزینه است.
به نظر من، ترامپ به فکر «خروج مسوولانه» است و اگر «خروج مسوولانه» ممکن نباشد، به «خروج آبرومندانه» اکتفا خواهد کرد.
«خروج مسوولانه» وضعیتی است که هم مذاکرات بین امریکا- طالبان به نتیجه برسد و هم مذاکرت بینالافغانی.
واما « خروج آبرومندانه» از نظر من به خروجی میتوان گفت که مذاکرات بینالافغانی تا قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری امریکا در سال ۲۰۲۰ به نتیجه نرسد و امریکا تمام نیروهای خود را از افغانستان بیرون کند.
تفاوتهای این دونوع خروج را میتوان چنین شرح داد:
در صورت «خروج مسوولانه» بخشی از نیروهای امریکا با یک نام جدید در کشور باقی خواهند ماند، طالبان در قدرت سهیم خواهند شد و رابطۀ خود با گروههای تروریستی را قطع خواهند کرد. درصورت «خروج مسوولانه» میتوان امیدوار بود که دولت در افغانستان بقا پیدا میکند، خونریزی کمتر میشود و امید برای آیندۀ کشور ادامه خواهد یافت.
و اما« خروج آبرومندانه» زمانی اتفاق میافتد که مذاکرات بین الافغانی به بنبست یا ناکامی بینجامد و مهلت غیراعلان شدۀ این مذاکرات که همانا نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری امریکا در سال ۲۰۲۰ است، به پایان برسد. در این حالت احتمال دارد ترامپ یک صبح از خواب برخیزد و درتوییتِ خود فرمان خروج را صادر کند.
آنچه جنرالان امریکا پی در پی به ترامپ هشدار میدهند عبارت از خروج غیرمسوولانه است؛ یعنی خروجی که طالبان با امریکا به توافق رسیده باشند اما با دولت افغانستان به توافقی نرسیده باشند.
اخیراً دو سناتور امریکایی که یکی جمهوریخواه و دیگری دموکرات است، روی متن لایحهیی کار میکنند که در آن از پایان مسوولانۀ جنگ افغانستان از طریق یک راهحل سیاسی نام برده شده است. این لایحه میخواهد مذاکرات صلح چه قبل از توافق و چه بعد از توافق تحت نظر مجلس سنای امریکا باشد که این خود نگرانی سیاستمدارانِ امریکا را از یک خروج غیرمسوولانه نشان میدهد.
حال با در نظرداشت شناخت از طالبان، عملکرد گذشتۀ آنها و تاریخچهیی که از خود تا حال بهجا گذاشتهاند، به جریان مذاکرات طالبان وخواستهای ایشان میپردازیم.
این را هم باید بگویم که این مذاکرات با نیت «خروج مسوولانه» آغاز شد اما با انتقادات شدید سنا، شورای امنیت و جنرالان در امریکا مواجه شد که نشان میدهد امریکا به سوی «خروج آبرومندانه» در حرکت بوده است.
اینک میپرادزیم به مذاکرات امریکا- طالبان که حدود یک سال را در برگرفت و متوقف شد و با تبادلۀ انس حقانی دربرابر دوگروگان امریکایی و استرالیایی، به احتمال زیاد از سرگرفته خواهد شد.
در همان چند جلسۀ نخست امریکاـ طالبان، هیأت امریکایی به طالبان روشن کرد که امریکا به فکر خروج از جنگ است، نه خروج از افغانستان. آنها باقی ماندنِ نیروهای امریکا در افغانستان را بهخاطر مبارزه برضد تروریزم، بخشی از نیاز امنیت ملی امریکا دانستند.
طبیعی است که طالبان چنین انتظاری را نداشتند و مذاکرات از آغاز با مشکل مواجه شد اما بعد از مدتی طالبان متوجه شدند که اگر بر این موضوع اصرار کنند، امریکاییها در افغانستان باقی خواهند ماند، لهذا یک راه بینالبین برای آن یافتند.
راه وسط این بود که ترکیب نیروهایی که در افغانستان باقی میمانند، طوری باشد که به جنگجویانِ طالبان چنین القا نشود که بخشی از نیروهای امریکا در افغانستان باقی میمانند.
قرار شد ترکیب نیروهایی که در افغانستان باقی میمانند، فراملیتی شود و نیروهای ویژۀ کشورهای اسلامی مانند امارات، سعودی، مصر، پاکستان و غیره به این ترکیب اضافه شوند اما رهبری آن به دوشِ امریکا باشد.
شرط دیگر طالبان این بود که موضوع باقی ماندن نیروهای امریکایی در افغانستان طوری در توافقنامه ذکر گردد که هیچگونه پیامِ منفی به جنگجویانِ طالبان ندهد. این موضوع مورد توافق طرفین قرار گرفت و حال نوبتِ امریکا بود که در برابر خواستِ دیگر طالبان از خود نرمش نشان دهد.
خواست دیگرِ طالبان این بود که توافقنامه بین امریکا و طالبان به نام امارت اسلامی افغانستان به امضاء برسد که این برای امریکا قابل قبول نبود؛ زیرا این به معنی به رسمیت شناختنِ طالبان به حساب میآمد و برای امریکا امکان نداشت در یک کشور دو حکومت را به رسمیت بشناسد.
امریکاییها برای حلِ این مشکل چند پیشنهاد دیگر دادند که در اینجا دو نمونۀ آن را ذکر میکنم. پیشنهاد اول این بود که در متن چنین نوشته شود «گروه طالبان که خواهان امارت اسلامی اند» که این را طالبان نپذیرفتند.
بعد از جروبحث زیاد، جانب امریکایی این متن را پیشنهاد کرد «امارت اسلامی طالبان که امریکا آن را به رسمیت نمیشناسد» که این متن هم مورد قبول طالبان واقع نشد و بار دیگر مذاکرات به بنبست رسید.
بعد از وقفهیی در مذاکرات و پادر میانی جناحهای دیگر مانند پاکستان، امریکاییها کلمۀ امارت را پذیرفتند که طالبان را به شعف و خوشی زائدالوصفی مواجه کرد.
یکی از خواستهای دیگرِ امریکا از طالبان این بود که با امضای توافقنامه، یک آتشبس دایمی اعلام گردد. طالبان این را نپذیرفتند و استدلالشان این بود که این آتشبس به حکومت فرصت میدهد که انتخابات را در فضای آسوده برگزار کند؛ از جانب دیگر هنوز حساب و کتابِ ما با حکومت غنی تصفیه نشده است، ما چگونه میتوانیم جنگجویان خود را قناعت دهیم که با یک حکومتِ دستنشانده آتشبس کردهایم.
پیشنهاد طالبان این بود که آتشبس فقط با نیروهای امریکایی صورت بگیرد و آتشبس عمومی زمانی صورت گیرد که انتخابات به تعویق افتاده، یک حکومت موقتِ متشکل از طالبان ایجاد شود، سپس با این حکومت آتشبس دایمی برقرار شود.
امریکاییها این پیشنهاد را به این دلیل رد کردند که آتشبس یکجانبه با ما سبب می شود که شما جنگ با حکومت افغانستان را ادامه بدهید درحالیکه نیروهای امنیتی به دلیل محروم شدن ازحمایت ما، تضعیف خواهند شد.
امریکاییها اذعان داشتند که هدفِ آنها این نیست که با طالبان صلح کنند و دستِ آنها را برای کوبیدن نیروهای امنیتی افغانستان باز بگذارند.
طالبان زیر بار نرفتند و بار دیگر مذاکرات با بنبست مواجه شد تا راهحل میانهیی برای آن پیدا شود. بالاخره بعد از صحبتهای کارشناسانه، امریکاییها باز هم کمی عقبنشینی کردند وگفتند در صورتی که شما آتشبس دایمی را نمیپذیرید، در آن صورت باید وعده دهید که در جریان مذاکرات بینالافغانی خشونتها را کاهش میدهید ،ضمناً خروج ما که طی یکونیم سال پیشبینی شده است، مربوط میشود به پیشرفت مذاکرات بینالافغانی.
به همین دلیل بود که در جریان مذاکرات امریکا- طالبان، تلاش صورت گرفت تا مذاکرات بینالافغانی هم آغاز شود تا دیده شود که چگونه به پیش خواهد رفت که بر سرِ فهرستگیری به بنبست رسید.
با کشته شدنِ یک افسر امریکایی در ششدرک کابل، مذاکرات تعطیل شد و با رهایی انس حقانی به احتمال زیاد مذاکرات از سر گرفته خواهد.
Comments are closed.