چشم‌انداز صلح؛ آغاز دور جدید مذاکرات بین‌الافغانی و سناریوی دوگانه

نویسنده:نویسنده: عبدالقادر فقیرزاده ۲۷ سرطان ۱۴۰۰

در ۲۵ سرطان ۱۴۰۰ خورشیدی، هیأتی متشکل از ده‌نفر به ریاست عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصاحله ملی کشور جهت اشتراک به دور جدیدی از مذاکرات صلح افغانستان عازم دوحه پایتخت قطر شدند. برخی منابع گفته اند که در این گفت‌وگوها که در ۲۶ سرطان آغاز شد قرار است محوراین بحث‌ها روی آجنداهای آتش‌بس، تشکیل حکومت انتقالی و رهایی زندانیان طالبان متمرکز باشد.

دور جدید از مذاکرات صلح در حالی شکل می‌گیرد که از بیش از یک‌ماه بدینسو، پس از آن‌که ایالات متحدۀ امریکا زمان خروج نیروهایش را از افغانستان اعلام کرد، حملات گروه طالبان بر تأسیسات دولتی در شهرستان‌ها و شهرهای کشور تشدید یافت که در نتیجه گروه طالبان توانستند ده‌ها ولسوالی را تحت تصرف خود درآورند و همچنان بر چندین بندرگاه تجارتی کشور با همسایه‌های شمال و شمال غربی مسلط شوند. با حملات تهاجمی گروه طالبان بر بخش‌های اعظم کشور، هزاران خانواده بیجا شده و به صدها هزار انسان در سرتاسر افغانستان آواره گشتند.

از سوی‌هم این گفت‌وگوها قرار است در حالی شکل بگیرد، گروه طالبان آتش‌بس سه ماهه را به دولت افغانستان مشروط به آزادی ۷هزار زندانی این‌گروه و حذف اسامی سران‌شان را از فهرست سیاه شورای امنیت سازمان ملل، پیشنهاد داده‌اند.

پرسشی که مطرح می‌شود؛ آیا دولت افغانستان حاضر خواهد شد که پیش‌شرط‌ های گروه طالبان را بپذیرد و آیا این دور مذاکرات نتیجه‌ی مثبت خواهد داد. در صورت پیروزی مذاکرات کدام سناریوها به آینده‌ی سیاسی افغانستان متصور است؟

دولت افغانستان پس از آن‌که تفاهم‌نامه‌ای میان ایالات متحده‌ی آمریکا و گروه طالبان به امضا رسید با وجود که هیچ‌گونه تعهدی در برابر آن نداشت، بیش از۵هزار زندانی گروه طالبان را از زندان‌های شان آزاد ساخت و پس از آن شواهدی بسیاری به دست آمد که این نیروها دوباره به صفوف جنگ برگشتند و تا امروز به میزان خشونت‌ها برخلاف حسن نیت که صورت گرفت، بیشتر شده است. با این تجربه‌ی تلخ، دولت افغانستان نخواهد که به این پیش‌شرط گروه طالبان تن دهد.

در تجربه‌ی بیشترینه تفاهم‌ها در عرصه‌ی جهان، امتیازات و دستاوردهای پسا صلح بعد از آن‌که تعهد طرفین صورت می‌گیرد، به عرصه‌ی اجرا گذاشته می‌شود. مذاکرات صلح میان گروه طالبان و دولت افغانستان، باید نیز از این مسیر بگذرد و موافقت‌‌نامه منتج به نتایجی باشد که رهایی زندانیان طرفین، حذف اسامی رهبران گروه طالبان از فهرست سیاه شورای امنیت سازمان ملل و مسائل دیگر جز از آن‌ها است. با این وصف، از یک‌سو کارت برای بازی طرفین وجود دارد و از سوی‌هم،این مطالبات سبب ایجاد مانع نسبی پیش‌روی نظامی در برابر یک‌دیگر خواهد شد.

اخیراً بعد از آن‌که گروه طالبان به پیش‌روی نظامی شان به جایگاه بهتری نسبت به دولت افغانستان دست یافتند، گمان می‌رود که این پیش‌روی‌ها باعث شده است که رهبران سیاسی این گرو توسط امریکا و مجامع بین‌المللی بنا به درخواست دولت افغانستان و چشم‌دید جهانی تحت فشار و با شرایط ویژه روبرو شده‌اند، خوشبینی‌ها وجود دارد که ‌باید مذاکرات صلح افغانستان به نتایجی دست یابد.

با این وجود، در صورت به نتیجه رسیدن گفت‌‌وگوها و مذاکرات صلح دوحه دو سناریوی که بر آینده سیاسی افغانستان محتمل است، از همه بیش‌تر متصور است.

  1. سناریوی مثبت:در بهترین و خوش‌بینانه‌ترین شرایط ممکن، این گفت‌وگوها منتج به توافق کلی روی ساختار سیاسی آینده و روایت از حیات سیاسی وسیعی از افغانستان را ایجاد می‌کند. در این سناریو، این گفت‌وگوها سبب ایجاد حکومت همه‌شمول که بتواند چندین فکتور مشکل‌زا را که حداقلدر تاریخ سیاسی معاصر افغانستان سبب بحران‌ها و فرایند‌های بد تاریخی شده، می‌گردد.حکومت همه‌شمول که در واقع مشکلات دیرینه‌ی اجتماعی سیاسی را مدنظر دارد؛ به مصیبت‌های ناشی از تقسیم و توزیع قدرت و ثروت در کشور، مسائل هویت ملی و چالش‌های ناشی از آن و بحران‌های قومی و شکاف‌های ایجاد شده از آن، نقطه‌ی پایان می‌گذارد. در نهایت آینده‌ی متصور است که حکومت آئینه‌ی تمام نمائی ملیت‌ها و اقلیت‌های قومی خواهد بود. و این در بهترین شرایط ممکن محتمل است.

 

  1. سناریوی منفی:اگر این گفت‌وگوها در شرایط به نتیجه برسد که یک‌طرف گروه طالبان با این ویژه‌گی‌های که دارد و از سوی‌هم دولت افغانستان، چند چهره‌ی تکراری و محور ارگ ریاست جمهوری، این زمانی‌است که هیچ‌ تفاوت نمی‌کند که رأس غنی باشد یا هیبت الله … بحران‌های تقسیم و توزیع قدرت و ثروت بیشتر از پیش جامعه را به کام هلاکت می‌کشاند .چالش‌های قومی و شکاف‌های ناشی از آن، از هرگوشه‌ی کشور زبانه خواهد کشید و مردمان این سرزمین به کام مرگ تدریجی سوق داده خواهد شد.

 

در این سناریو چون شرایط اجتماعی متحول نمی‌شود، هیچ‌گاه این گفت‌وگو برای صلح نیست و موافقت‌نامه‌‌ها نیز مفهوم عینی صلح را افاده نخواهد کرد.

نتیجه‌گیری: آنچه‌ که از قرائن پیداست، گفت‌وگوها و مذاکرات صلح دوحه در حالی از سر گرفته شده است که سطح خشونت‌ها در کشور ضرب در بلندترین حد خود جریان دارد. امیدها بر این است که این نشست‌ها به نتایجی ملموسی دست‌یابد و ما شاهد موافقت‌نامه‌ی صلح میان گروه طالبان و دولت افغانستان باشیم.

امید بر این است که طرفین بر ضرورت صلح در کشور پی‌برده و با درک از وضعیت اسفبار اجتماعی به تصامیم و رویکردهای عملی دست‌‌یابند که در آن صلح پایدار، عدالت اجتماعی و روایت صلح‌آمیز زیستی تحقق و تأمین شود. و در این برهه‌ی حساس تاریخی زمان آن است که به چالش‌های تقسیم و توزیع قدرت و ثروت، بحران‌های ملی و قومی نقطه‌ی پایان گذاشته شود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.