نشست های دوحه و استراتیژی فریب

نویسنده:بسم الله ذکی ۱۶ اسد ۱۴۰۰

در حالی که قرار است تا چند روز دیگر یکی از نشست های دیگر در دوحه میان طالبان و هیات مذاکره کننده جمهوری اسلامی افغانستان بر گزار شود، هنوز هیچ امیدی برای رسیدن به نتایج ملموس از این مذاکرات پیش رو دیده نمی شود. زیرا از نخستین دور نشست بین‌الافغانی در قطر حدود ۱۱ ماه می‌گذرد. گفت‌وگوهای بین‌الافغانی میان هیأت گفت‌وگوکننده‌ی طالبان و دولت افغانستان پس از آن‌که گروه طالبان با ایالات متحده‌ی آمریکا موافقت‌نامه‌ی صلح امضا کردند، آغاز و بیش‌تر از ۱۱ ماه می‌شود که ادامه دارد. در این مدت، بارها طرفین گفت‌وگوکننده(هیأت‌های گروه طالبان و دولت افغانستان) با همدیگر روی اجنداهای مختلف و اختلافی بحث و تبادل نظر کردند. نشست‌های صلح دوحه با فراز و نشیب‌های متعددی روبه‌رو بوده و موارد مهمی چون نوعیت ساختار نظام، تعدیل قانون اساسی، آتش‌بس، دوره‌ی انتقالی یا حکومت مؤقت و مسائل مربوط به زنان و حفظ دستاوردهای دو دحه‌ی اخیر دولت افغانستان و … از جمله مواردی بود در این نشست‌ها بحث‌های بی‌نتیجه و گاهی سکته‌گی زمانی در مذاکرات ایجاد کرد.

با این‌حال، مذاکرات دوحه تا امروز نه تنها که کوچک‌ترین حرکت و گامی به‌سوی صلح نگذاشته است، بلکه پس از اعلام زمان خروج نیروهای خارجی از کشور از سه ماه بدینسو شدت جنگ و وخامت اوضاع امنیتی کشور را بیشتر کرده است. با این وجود که طرفین خودرا معتقد به قطع جنگ و پیش‌روی در محور یک راه‌حل سیاسی می‌دانستند، متأسفانه، گروه طالبان به تعهد میز مذاکرات خود در میادین جنگ پُشت‌کرده و با حملات تهاجمی شان در بیشتر از دو ماه پسینبه شمول شش بندرگاه تجارتی بر بیش از ۱۵۰ ولسوالی را در سرتاسر کشور تحت تصرف خود درآوردند و ده‌ها هزار خانواده بیجا و در حدود سه‌صد هزار انسان در سرتاسر کشور آوارده شدند..

گروه طالبان درواپسین اقدام‌، با تصرف سپین بولدک قندهار حدود ۱۰۰ نفر از غیر نظامیان را کشته و به صدها تن دیگر را گروگان گرفته‌اند. این‌گروه با تصرف دوباره ولسوالی مالستان ولایت غزنی، به قتل عام بیش از ۴۰ نفر اهالی منطقه پرداخته و همچنان در مناطق مختلف کشور، شهروندان را مجبور به ترک خانه‌هایشان(کوچ اجباری) کردند.

این درحالی‌ست که دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل در افغانستان(یوناما) نیز هفته‌ی گذشته با نشر گزارشی تلفات غیر نظامیان در کشور را شوکه‌‌آور و نسبت به ۱۳ سال اخیر بی‌سابقه توصیف کرد. براساس گزارش -یوناما، تلفات غیر نظامیان در شش ماه نخست سال جاری ۴۷ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته که بیش‌ترین قربانیان آن را زنان و کودکان تشکیل می‌دهد. -یوناما- همچنان۶۴ درصد عاملان تلفات غیر نظامیان را گروه‌های تروریستی می‌داند و می‌گوید که ۳۹ درصد تلفات غیر نظامیان را گروه طالبان انجام داده‌اند.

با این‌حال، دوحه میزبان هیأت‌های گفت‌وگوکننده‌ی گروه طالبان و دولت افغانستان است و تلاش‌ها بر آغاز نشست‌ها جریان دارد و در عین زمان دنیا شاهد راهبرد «زمین سوخته» گروه طالبان به نسبت مردم و جغرافیای افغانستان هستند. پرسشی که مطرح می‌شود، آیا گفت‌وگوهای دوحه صلح می‌آورد؟ دورنمای صلح افغانستان چگونه متصور است؟

از آنجا که جنگ‌ افغانستان یک پدیده‌ی داخلی نیست و نتیجه‌ی رقابت و تلاقی منافع کشورهای بیرونی‌ست، صلح در کشور نیز نسخه‌ی بیرونی می‌طلبد که در نتیجه‌ی تفاهم کشورها و استخبارات منطقه و فرامنطقه پیچیده شده باشد. با این‌حال، گروه طالبان به شمول ده‌ها گروه تروریستی دیگر به عنوان دست‌پرورده شده‌گان و پیش‌برنده‌گان منافع نیابتی بیرونی، هیچ‌گونه تعهدی اخلاقی به نسبت تعهدات و رسالت انسانی در برابر شهروندان افغانستان ندارند. از قرائن و عملکردهای این و سایر گروه‌ها طی دو دهه‌ی اخیر، به‌خصوص پس از توافق صلح، دوستی و همکاریبا ایالات متحده‌ی آمریکا آشکار می‌شود که این‌گروه مشکل با دنیای غرب و گفتمان کفر و مسأله‌ی اشغال نداشتند، بلکه این‌ها بهانه‌های بیش در جهت تصرف جغرافیای به‌نام افغانستان با اشاره‌ی کشورهای چون پاکستان و منفعت‌دهی به کشورهای چون ایران نیست.

به‌وضوح میشه درک کرد که گروه طالبان حاملان استراتژی منفعت‌محورِ بیش نیستند و راهبرد«زمین سوخته» که بیشتر با قصاوت، تاریک‌اندیشی و توحش ذاتی این‌گروه نزدیکیت دارد، در پی عملی سازی اجنداهای‌شان با همکاری کشورهای منطقه و فرامنطقه هستند.

در عین‌زمان، گروه طالبان با ستیج قطر-دوحه در پی‌ زمینه‌های تعامل با دنیا(کشورهای اروپایی، روسیه، ایران و چین و …)هستند و با استفاده از این فرصت به عنوان استراتیژی فریب، جایگاه قابل ملاحظه‌ی نیز به‌دست آوردند.بهانه‌ی مذاکرات بین‌الافغانی جز زمینه‌ی فریب‌دهی پروسه‌ی صلح بیش نیست و در این مدت‌ موفق شدند تا استراتژی دولت افغانستان را گمراه، بیش از ۶ هزار زندانیان شان را آزاد و در نهایتِ مذاکرات دوحه، گروه طالبان کم‌تر از امارت طالبانی، شریعت منحصر به فرد و رویکرد و عملکرد دهه‌ی نود را نمی‌خواهند.

نهایتاً؛ دفتر سیاسی طالبان در قطر و گفت‌وگوهای به اصطلاح صلح بین‌الافغانی در دوحه منافع ضمنی و بیشتر از گفتمان صلح واقعی را برای طالبان در پی دارد. و این‌گروه تنها گزینه‌ی مدنظر شان تهاجم و اشغال جغرافیا است و بس!

نتیجه‌تاً، به وضوح میشه درک کرد که دوحه صلح نمی‌آورد و منطق راه‌حل سیاسی یک اصطلاح وارداتی و بهانه‌ی خوب برای خروج نیروهای خارجی از کشور بود. به یقین که سرنوشت صلح در میادین جنگ مشخص می‌شود،راهبردی را که دولت افغانستان در پیش‌گیری آن با ضعف‌های متعددی مواجه است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.