من در خانۀ خود دزدم

دزد ناگهان به خانه‌ام وارد شد ساعتم، گلدان گل و گلوبندم را دزديد هرجايی را سراغ گرفتم از آن دزد كه مالم را دزديده بود او را در بازارها و زندان‌ها جُستم شايدم مالم را برگردانم او را نيافتم، تصميمم بر آن شد سراغ پوليس بروم آگهش كنم به...

ادامه مطلب...
نوای ناله

نوای ناله

من لالۀ آزادم، خود رويم و خود بويم در دشـت مکان دارم، هم فطرت آهويم آبم نم باران اسـت، فارغ ز لـب جويم تنگ اسـت محيط آنجا، در باغ نمی‌رويم از خون رگ خويش است، گر رنگ به رُخ دارم مشـاطه نمی‌خواهـد، زيبايی رُخـسارم بر ساقۀ...

ادامه مطلب...
آخرین چریک زمین

آخرین چریک زمین

آبروی خاک! تو آخرین چریک زمین بودی پیام خلاصه ما به خداوند اشارۀ زمین به کهکشان‌های دوردست. حالا هرشب از اعماق آسمان ستاره‌یی نورانی نگران روستایی کوچک در دره‌یی دورافتاده است حالا هر شب در دهان پُرستارۀ افغانستان تویی که سرزمینت را به نام کوچک می‌خوانی ... آمر صاحب! این دره‌ها...

ادامه مطلب...
خوانش  یک شعر  و معرفی  شاعر آن

خوانش یک شعر و معرفی شاعر آن

صالحه وهاب واصل، یکی از شعرای زن در تاریخ ادبیات معاصر افغانستان است که در شعرش "واهب" تخلص می‌کند. وی هنوز کودکی بيش نبود که به دنيای شعر و شاعری روی آورد و در آن دوران، به سرودن دوبیتی‌های کودکانه می‌پرداخت....

ادامه مطلب...
شعری از رامین مظهر

شعری از رامین مظهر

تاریخ‌ها، افسانه‌ها آتش گرفتند با خنده‌ات دیوانه‌ها آتش گرفتند یک شب تو در می‌خانه‌های شهر گشتی آن‌شب همه می‌خانه‌ها آتش گرفتند با ساز تانگو رقص کردی بین میدان سرها بروی شانه‌ها آتش گرفتند آواز تو بر شاخه‌های سرو پیچید گنجشک‌ها در لانه‌ها آتش گرفتند اول تمام خانه‌ها ویرانه...

ادامه مطلب...
Page 1 of 1412345...10...Last »