آیا تهـدیدهـای اردوغـان جـدی است؟

یک شنبه 26 قوس 1396/

حسین آقایی- پژوهشگر روابط بین الملل/

mandegar-3دو سال پیش که باراک اوباما رییس جمهور پیشین امریکا در حاشیه اجلاس سران گروه بیست (G۲۰) در آنتالیا از ترکیه به عنوان «شریک مهم استراتژیک» نام برد، کمتر کسی می توانست بحران فعلی در روابط آنکارا-واشنگتن را پیش بینی کند. رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه همان موقع نیز از اوباما به دلیل عمل نکردن به قولش برای مداخله نظامی در سوریه در صورت عبور بشار اسد از «خط قرمز» و همچنین حمایت امریکا از کُردهای کوبانی دلخور بود.
از همه این ها که بگذریم اما در آن مقطع زمانی نه از کودتا در ترکیه خبری بود، نه از اتهامات رضا ضراب علیه اردوغان و نزدیکانش، نه از نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) و نه از ائتلاف ترکیه با ایران و روسیه در منطقه.
آن روزها اردوغان صرفنظر از اختلاف دیدگاهی که بر سر سوریه با اوباما و همسایگان نزدیک ترکیه داشت، درصدد از سرگیری کامل مناسبات دیپلماتیک با اسرائیل بود، مناسباتی که در سال ۲۰۱۰ پس از حمله کماندوهای اسرائیلی به کشتی ترکیه ای حامل کمک‌های بشردوستانه برای مردم غزه به تیره گی گراییده بود.
این مناسبات سرانجام سال گذشته از سر گرفته شد اما روابط ترکیه و امریکا – این دو هم پیمان ائتلاف ناتو – در پی بروز مناقشات متعدد از جمله مساله استرداد فتح الله گولن، تداوم حمایت امریکا از نیروهای کُرد یگان مدافع خلق (ی‌پ‌گ) در شمال سوریه، و نیز افشای برخی از اسرار پرونده ی کمک دولت اردوغان به رضا ضراب تاجر ایرانی-تُرک برای دور زدن تحریم های امریکا علیه ایران وارد فاز بحرانی شد.
تصمیم اخیر دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا مبنی بر انتقال سفارت این کشور از تل آویو به بیت المقدس (اورشلیم) و به رسمیت شناختن این شهر به عنوان پایتخت اسرائیل، دامنه بحران در روابط ترکیه و امریکا را گسترش داده است. تصمیم ترامپ برای اردوغان به مثابه عبور امریکا از خط قرمز بود و روابط کشورش با اسرائیل را نیز مجدداً تحت تاثیر قرار داده است. رییس جمهور ترکیه که از زمان به قدرت رسیدن حزب اسلام گرای عدالت و توسعه در سال ۲۰۰۲ داعیه ی رهبری کشورهای اسلامی را دارد بلافاصله از ۵۷ عضو سازمان همکاری اسلامی درخواست کرد برای محکومیت تصمیم ترامپ در اجلاس فوق العاده این سازمان در استانبول شرکت و در مخالفت با اسرائیل و امریکا موضع یکپارچه و صریحی اتخاذ کنند.
اردوغان در نشست روز چهارشنبه این سازمان با لحنی بی پروایانه دولت امریکا را «شریک جنایات» خواند و حتی در بخشی از سخنانش نیروهای «ی‌پ‌گ» در شمال سوریه را با اسرائیل مقایسه کرد. این اولین بار نیست که اردوغان از سیاست های دولت امریکا و اسرائیل در قبال مساله فلسطین انتقاد می کند اما همزمانی این انتقادات با مناقشات اخیر در روابط آنکارا-واشنگتن سوال هایی را در خصوص انگیزه های احتمالی رییس جمهور این کشور از به راه انداختن کمپین ضد امریکایی-اسرائیلی و تبعات آن به ذهن متبادر می سازد.
از داووس ۲۰۰۹ تا استانبول ۲۰۱۷
اجلاس سالانه‌ «مجمع جهانی اقتصاد» در شهر داووس سوئیس در ژانویه ۲۰۰۹ بی شک به یاد ماندنی ترین صحنه نزاع دیپلماتیک میان ترکیه و اسرائیل بود. درگیری لفظی تند اردوغان با شیمون پرز رییس جمهور وقت اسرائیل درباره محاصره نوار غزه اگرچه روابط دو کشور را با چالش مواجه کرد اما شخص اردوغان را یک شبه به رهبری جسور نزد کشورهای عرب منطقه بدل ساخت. چهار ماه بعد از این اجلاس اوباما برای نخستین بار به ترکیه سفر کرد و در دیدارهایش با مقامات ترکیه از جمله اردوغان، این کشور را «دموکراسی قدرتمند» و شریک استراتژیک امریکا در منطقه خواند و از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا حمایت کرد.
حزب حاکم عدالت و توسعه که به لطف رشد اقتصادی قابل توجه بین سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۹ توانسته بود سیاست خارجی ترکیه را با اعتماد نفس بیشتری در منطقه و عرصه بین المللی پیش ببرد و این کشور را به عنوان مُدلی موفق برای دیگر کشورهای منطقه مطرح کند شاید بابت تبعات اتفاقات داووس آنقدرها هم نگران نبود. اما به دنبال حمله کماندوهای اسرائیلی به کشتی ترکیه ای «ماوی مرمره» (سال ۲۰۱۰) که عازم غزه بود روابط دیپلماتیک اسرائیل و ترکیه به یکباره برای مدت شش سال قطع شد.
جالب اینجاست که حتی در آن زمان که به واسطه این واقعه ۹ تن از اتباع تُرک کشته شدند و مناسبات دیپلماتیک بین دو کشور عملاً معلق شد، مناسبات اقتصادی دوجانبه نه تنها ادامه داشت بلکه شاهد رشد نیز بود. آن زمان هم اردوغان دولت اسرائیل را «دولتی تروریستی» خطاب کرد و پایان محاصره نوار غزه را از اسرائیل خواستار شد. این بحران دیپلماتیک با انجام دیدارهایی بین مقامات امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل و ترکیه به تدریج فروکش کرد و با میانجی گری امریکا و شخص اوباما راه برای از سرگیری مناسبات هموارتر شد. سرانجام با عذرخواهی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل بابت کشته شدن اتباع ترکیه در این حادثه و با توافق وی مبنی بر پرداخت غرامت مالی به خانواده کشته شدگان روابط به سطح «عادی» بازگشت.
این روزها هم تهدید اردوغان به قطع روابط با اسرائیل و همچنین تلاش او در نشست فوق العاده سازمان همکاری اسلامی برای دستیابی به اجماع نظر علیه تصمیم ترامپ را در بُعد دفاع از آرمان فلسطینی و رهبریت ترکیه می توان با اتفاقات اجلاس داووس و رویداد «ماوی مرمره» مقایسه کرد، با چند تفاوت مهم که عبارتند از ۱) مخاطب اصلی اردوغان در نشست استانبول بیشتر دولت امریکا بود تا دولت اسرائیل مضاف بر اینکه رییس جمهور ترکیه از فرصت پیش آمده به منظور انتقاد از سیاست های ترامپ بر ضد منافع آنکارا در سوریه استفاده کرد، ۲) روابط ترکیه و امریکا دچار تنش جدی است و برخلاف دوران ریاست جمهوری اوباما، آنکارا در صورت بروز تنش بیشتر با تل آویو بر سر مساله بیت المقدس به هیچ وجه نمی توانند روی میانجی گری ترامپ حساب باز کند. این درحالیست که تلاش های اوباما برای میانجی گری بین اردوغان و نتانیاهو در قضیه کشتی «ماوی مرمره» یکی از دلایل اصلی بود که به از سرگیری مناسبات ترکیه و اسرائیل کمک کرد.
اردوغان در نشست روز چهارشنبه این سازمان با لحنی بی پروایانه دولت امریکا را «شریک جنایات» خواند و حتی در بخشی از سخنانش نیروهای «ی‌پ‌گ» در شمال سوریه را با اسرائیل مقایسه کرد.
از این رو بعید بنظر می رسد دولت ترکیه اکنون به دنبال بحران جدیدی در روابط خود با اسرائیل باشد چرا که این بحران می تواند نه تنها به لحاظ سیاسی و اقتصادی برای آنکارا پر هزینه باشد بلکه سیاست های ترکیه را در سوریه با چالش و دردسرهای بیشتری مواجه خواهد کرد. این مساله در مورد روابط آنکارا و واشنگتن هم مصداق پیدا می کند. نظر به وجود اتفاق نظر میان ترامپ و نتانیاهو درباره مناقشات جاری در خاورمیانه می توان اذعان داشت که بروز بحران شدید دیپلماتیک منجر بدان خواهد شد تا امریکا از تنها برگ برنده خود علیه ترکیه یعنی حمایت از نیروهای کُرد در سوریه بیشتر بهره بگیرد. مضاف بر اینکه ترکیه از بعد اقتصادی نیز به دلیل تنش در روابطش با اروپا و امریکا به ویژه در رابطه با پرونده رضا ضراب در تنگنا قرار دارد.
نکته قابل ذکر آنکه دولت امریکا در سال ۲۰۱۶ بانک فرانسوی BNP Paribas را به دلیل نقض قوانین تحریم ها علیه ایران و چند کشور دیگر با جریمه ۹ میلیارد دلاری مواجه کرد. بنابراین نظر به شرایط اقتصادی متزلزل ترکیه و وابستگی این کشور به سرمایه گذاری خارجی و صنعت توریسم و با توجه به بدهی های سنگین و معوقه بانک های ترکیه و افزایش نرخ تورم، بروز بحران دیپلماتیک حتی در شرایط فعلی گزینه مطلوب و واقع بینانه ای به شمار نمی آید.
اردوغان به دنبال چیست؟
برخلاف آنچه ممکن است تصور شود، رییس جمهور ترکیه سیاستمداری پراگماتیک و فرصت طلب است. او از بحران اجلاس داووس و واقعه کشتی «ماوی مرمره» برای تقویت وجهه خود و ترکیه نزد کشورهای عرب و مسلمان سود برد و در نهایت هم سر فرصت به عادی سازی روابط آنکارا-تل آویو پرداخت. او از کودتای نافرجام سال گذشته نیز برای تثبیت قدرت خود و هم قطارانش در نهادهای قضایی، پلیس و امنیتی بهره جست و با ارتباط دادن این واقعه به «توطئه امریکا» برای ضربه زدن به ترکیه از آن برای توجیه کاهش آزادی ها در کشور و پیشبرد اهداف سیاست خارجی حزب حاکم در سوریه و منطقه استفاده کرد.
نشست سازمان همکاری اسلامی نیز صرفنظر از تلاش سرسختانه اردوغان برای در دست گرفتن رهبری دفاع از فلسطین، در واقعیت امر اوج نارضایتی و خشم او را از سیاست های امریکا در قبال ترکیه در ماه های اخیر نشان می داد. اردوغان که در داخل با چالش های اقتصادی و سیاسی متعدد و در خارج با مساله آینده کُردها در شمال سوریه دست و پنجه نرم می کند از هم اکنون تلاش خود را برای تنظیم توازن قدرت داخلی به نفع خود و استحکام نفوذ و محبوبیتش نزد هسته اصلی حامیان اسلام گرا برای انتخابات ۲۰۱۹ آغاز کرده است و این هدف در مقطع فعلی از جاده مخالفت با امریکا و اسرائیل می گذرد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.