احمدولی مسعود دعوت حامدکرزی را رد کرد

دوشنبه 15 اسد 1397/

حامدکرزی شام دیروز در یک نشست با جمعی از سیاست گران، از احمدولی به اصرار خواست که باید به «ایتلاف بزرگ ملی» بپیوندد. اما آقای مسعود با رد پیشنهاد آقای کرزی به او پیشنهاد کرد که باید همه گان در محور بنیاد شهید مسعود و برنامه وفاق ملی که از آرمان ها و رهنود های قهرمان ملی است، جمع شوند. او در جمع گفت که مردم روی ایتلاف افرادی که به اهداف خاصی جمع می شوند و چندی هم دوام ندارند حساب نمی کند و باید سیاسیون با تجربه از گذشته در یک محور مشروعیت بخش قابل اعتماد مردم جمع شوند.
mandegar-3احمدولی مسعود با این تصمیم تاریخی اش ثابت کرد که حد و حق مردم مقاوم و قدر شناس افغانستان را برای دفاع از کشور و زحمت هایی که کشیده اند، میداند و آماده نشد که انتظارات آنان را با پیوستن به ایتلاف جدید سیاسی، به خاک یکسان کند.
به نظر من این اقدام آقای مسعود روایت پابند بودن او به موقف و چشم انداز سیاسی ای هست که قهرمان ملی ترسیم کرده است. آدرس جهاد و مقاومت کشور که یک آدرس کلان است نیاز به محور بودن شخصیتی دارد که قدر مردم و حد انتظارات مشروع سیاسی آنان را درک کند.
تا اینجای کار آقای مسعود از خود درایت نشان داده است و سعی کرده است که وارد میدانی که دیگران ترسیم کرده است نشود. او می خواهد که خود میدانی برای بازی مشروع سیاسی برای کشور ترسیم کند. او تا اینجا خوش درخشیده است.
برای دوستان خواننده یادآوری می کنم که من این یادداشت را نه از روی زبان چربی و یا هم مداع و مقصدی ننوشته ام. من در جلسات وفاق ملی هم با انتقاد و تفکر به مسایل نگاه می کنم تا بار دیگر مرتکب اشتباهی نشویم.
به هرصورت. موقف دیروز آقای مسعود را می ستایم اما آرزو دارم که با این خردورزی سیاسی و جسارت و تقوایی که از خود نشان داده است، بیشتر با تدبیر عمل کند تا هم فرصت ضایع نشود و هم مرم ضایع نگردند.
می‌گویند که خردمند کسی است که میان دو انتخاب بهترینش را انتخاب کند و آقای مسعود به سمت بهترین رفته است. اما این به دیگر سیاست مداران ملی کشور که در حوزه مقاومت دیروز قرار دارند، مربوط می شود که بیایند زیرچتر واحد مشروعیت بخش بنیاد شهید مسعود و برنامه وفاق ملی و به مردم و جهانیان نشان بدهند که می توانند خود به سرنوشت سیاسی مردم شان میاندیشیند و تصمیم می گیرند.
بیایید تقدیر مان را خود مان بنویسیم و دهقانی برای دیگران نشویم تا سروری یابیم.

اشتراک گذاري با دوستان :
  • Nawid Parsa

    چرا عده یی فاقد حافظه روشن تاریخی اند. کرزی بنیان گذار فاشیسم نوین در افغانستان بعد از سال ۲۰۰۱ می باشد.

    خبث نیت وی را در باره اقوام غیر پشتون و طالب دوستی باساس تعلق تباری شان را حتی در کتاب آقای رابرت گیتس دیده می توانید.

    طبق روایت جناب امرالله صالح ” یاد داشت های منتشره در روزنامه وزین هشت صبح ” وی به نماینده سابق ملل متحد برای افغانستان “جان اغنو” گفته بود : که نا امنی در افغانستان ناشی از داخل شدن، در قدرت دولتی اقوام غیر پشتون میباشد.

    طبق روایت سپنتا ی ” بخچه بردار” در نوشته اخیرش ؛ در انتخابات ریاست جمهوری گذشته عبدالله دردور اول برنده بود ولی کرزی دستور داد که اعلان نه شود و انتخابات به دور دوم برود.

    خدمت کرزی به آی اس آی از زمان ظهورطالب تا رهایی هزاران طالب از بند ، همه موید این طالب دوستی و قوم پرستی شدید وی میباشد.

    قانون اساسی را جعل کرد که خیا نت ملی میباشد و سیستم ریاستی را در همکاری با غنی – خلیلزاد – ابراهیمی تحمیل نمود .

    برای جناب عبدالله در هنگام جرگه بزرگ وعده داد که سرود ملی را دو زبانه میسازد اما ماهیت فاشیستی پشتونیستی دیدگاه وی که در سرشتش عجین شده مانع این کار شد.

    غنی تقلب سالار مریض روانی و کرزی هردو با داشتن دید پشتونیستی با هم متحد اند اما بایدازین اختلاف و تشدید تضاد این دو پشتونیست با تحریک آن ها بر علیه یک دیگر استفاده کرد اما به هیچ صورت رهبری و سکان یک جریان به وی داده نه شود.

    در مواقع حساس کرزی – غنی بیشتر موید و مکمل یکدیگر قرار میگیرند تا متحد اقوام غیر پشتون و مشارکت عادلانه و مساوی بودن برادرانه تمام اقوام.

    چرا ما از موضع راست و چپ این تبار درس نمی گیریم. نجیب گاووسلیمان” نا لایق ” قوم خود را برادربزرگ ؟ می گفتند و کرزی – غنی – گلبدین چنین یاوه سرایی می کنند و عده ییهم هنوز چشم شان کور و گوش شان کر است و دنبال کرزی می روند.

    کرزی در تمام مدت زمامداری خود ده دقیقه به سطح یک رئیس دولت و رهبر سیاسی صحبت نکرده است. باری گفته بود : که من ” چل و ول ” نمی فهمم و حزب و حزب بازی علت نا امنی در کشور است. این بیان و سطح درک وی از دموکراسی میباشد. ( یگانه گپ راست غنی که در ۲۰۰۹ گفت: سطح فهم کرزی یا همان IQ کرزی بسیار پائین میباشد که شایستگی ریاست را ندارد )

    در پیکارهای انتخاباتی ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ جناب عبدالله از تمایل به دکتا توری و عدم اعتقاد کرزی به مردم سالاری، مثل برادر خود ملا عمر، چنین پرده بر داشت : در هنگام ملاقات با عده یی از سیاسیون در اروپا ؛ کرزی برای آن ها بیان داشت که دموکراسی برای ما درست نیست و قابل تطبیق نمی باشد. سیاسیون اروپایی برایش توصیه کردند که دیگر در ملاقات های تان با سایر رجال سیاسی این طور صحبت نکنید که در تعهد و مساعدت ما به شما تاثیر منفی داردبه همین منوال اسناد ملل متحد در باره افغانستان به دموکراسی و انتخابات تاکید می کنند به شمول موافقتنامه بن.

    یاد ما نرود که طالب دوستی وی آن قدر زیاد بود و میباشد که گفته بود کاش طالب سپاه من می بودند.

    بدین اساس تصمیم جناب ولی مسعود در رد پیشنهاد کرزی مختل المشاعر قابل ستایش می باشد.

  • Nawid Parsa

    چرا عده یی فاقد حافظه روشن تاریخی اند. کرزی بنیان گذار فاشیسم نوین در افغانستان بعد از سال ۲۰۰۱ می باشد.

    خبث نیت وی را در باره اقوام غیر پشتون و طالب دوستی باساس تعلق تباری شان را حتی در کتاب آقای رابرت گیتس دیده می توانید.

    طبق روایت جناب امرالله صالح ” یاد داشت های منتشره در روزنامه وزین هشت صبح ” وی به نماینده سابق ملل متحد برای افغانستان “جان اغنو” گفته بود : که نا امنی در افغانستان ناشی از داخل شدن، در قدرت دولتی اقوام غیر پشتون میباشد.

    طبق روایت سپنتا ی ” بخچه بردار” در نوشته اخیرش ؛ در انتخابات ریاست جمهوری گذشته عبدالله دردور اول برنده بود ولی کرزی دستور داد که اعلان نه شود و انتخابات به دور دوم برود.

    خدمت کرزی به آی اس آی از زمان ظهورطالب تا رهایی هزاران طالب از بند ، همه موید این طالب دوستی و قوم پرستی شدید وی میباشد.

    قانون اساسی را جعل کرد که خیا نت ملی میباشد و سیستم ریاستی را در همکاری با غنی – خلیلزاد – ابراهیمی تحمیل نمود .

    برای جناب عبدالله در هنگام جرگه بزرگ وعده داد که سرود ملی را دو زبانه میسازد اما ماهیت فاشیستی پشتونیستی دیدگاه وی که در سرشتش عجین شده مانع این کار شد.

    غنی تقلب سالار مریض روانی و کرزی هردو با داشتن دید پشتونیستی با هم متحد اند اما بایدازین اختلاف و تشدید تضاد این دو پشتونیست با تحریک آن ها بر علیه یک دیگر استفاده کرد اما به هیچ صورت رهبری و سکان یک جریان به وی داده نه شود.

    در مواقع حساس کرزی – غنی بیشتر موید و مکمل یکدیگر قرار میگیرند تا متحد اقوام غیر پشتون و مشارکت عادلانه و مساوی بودن برادرانه تمام اقوام.

    چرا ما از موضع راست و چپ این تبار درس نمی گیریم. نجیب گاووسلیمان” نا لایق ” قوم خود را برادربزرگ ؟ می گفتند و کرزی – غنی – گلبدین چنین یاوه سرایی می کنند و عده یی هم هنوز چشم شان کور و گوش شان کر است و دنبال کرزی می روند.

    کرزی در تمام مدت زمامداری خود ده دقیقه به سطح یک رئیس دولت و رهبر سیاسی صحبت نکرده است. باری گفته بود : که من ” چل و ول ” نمی فهمم و حزب و حزب بازی علت نا امنی در کشور است. این بیان و سطح درک وی از دموکراسی میباشد. ( یگانه گپ راست غنی که در ۲۰۰۹ گفت: سطح فهم کرزی یا همان IQ کرزی بسیار پائین میباشد که شایستگی ریاست را ندارد )

    در پیکارهای انتخاباتی ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ جناب عبدالله از تمایل به دکتا توری و عدم اعتقاد کرزی به مردم سالاری، مثل برادر خود ملا عمر، چنین پرده بر داشت : در هنگام ملاقات با عده یی از سیاسیون در اروپا ؛ کرزی برای آن ها بیان داشت که دموکراسی برای ما درست نیست و قابل تطبیق نمی باشد. سیاسیون اروپایی برایش توصیه کردند که دیگر در ملاقات های تان با سایر رجال سیاسی این طور صحبت نکنید که در تعهد و مساعدت ما به شما تاثیر منفی داردبه همین منوال اسناد ملل متحد در باره افغانستان به دموکراسی و انتخابات تاکید می کنند به شمول موافقتنامه بن.

    یاد ما نرود که طالب دوستی وی آن قدر زیاد بود و میباشد که گفته بود کاش طالب سپاه من می بودند.

    بدین اساس تصمیم جناب ولی مسعود در رد پیشنهاد کرزی مختل المشاعر قابل ستایش می باشد.