ارتـش پنـهان پاکـستان

29 اسد 1393/

سیدعلی حسینی- خبرگزاری جمهور

شورای امنیت ملی اعلام کرده که سازمان استخباراتی پاکستان، ده ها ملیشه قومی را در نزدیکی مرز در خاک افغانستان مسلح کرده است.
ارگ ریاست جمهوری با انتشار خبرنامه ای، هدف از مسلح کردن این شبه نظامیان را برهم زدن اتحاد اقوام در دو طرف خط مرزی خوانده است.
در اعلامیه آمده است که سازمان استخبارات پاکستان برای هر ملیشه، ماهانه ۳۰ هزار روپیه پاکستانی حقوق می پردازد.mnandegar-3
تعداد دقیق این ملیشه ها مشخص نیست.
اعضای شورای امنیت ملی در گزارشی که به رییس جمهور حامد کرزی ارائه کرده گفته اند که آی اس آی تلاش دارد با مسلح کردن ملیشه ها و تحریک آنها جنگ و ناامنی را در مناطق سرحدی به ویژه در خاک افغانستان تشدید کند.
این شورا، اجرای این طرح آی اس آی را خطرناک خوانده و به ارگان های امنیتی کشور دستور داده تا جلو تحقق این طرح را بگیرند.
پیش از این نیز شورای امنیت ملی کشور هشدار داده بود که اگر پاکستان به مداخله در امور افغانستان و همچنان حملات توپخانه ای خود ادامه دهد، کابل گزینه های مختلف از جمله گزینه نظامی را روی دست دارد؛ اما صرف نظر از کنش ها و واکنش های دوطرف، آنچه در عمل اتفاق می افتد این است که تاریخ یکبار دیگر تکرار می شود و پاکستان راه های نفوذ سنتی اش در افغانستان را احیا می کند؛ راه هایی که در طول تاریخ، هرگاه اداره ای ضد پاکستانی در کابل روی کار آمده و یا دست کم روابطی تیره و سرد میان کابل و اسلام آباد برقرار بوده است، پاکستان با استفاده از آن به آسانی توانسته نفوذ خود در افغانستان را گسترش دهد و منافع بلندمدت خویش را تامین نماید.
یکی از معمول ترین و سهل الوصول ترین این راه ها، تجهیز و تشجیع قبایل سنتی دو طرف مرز به قیام عمومی است؛ اهرمی همیشه آماده در خدمت پاکستان.
افغانستان و پاکستان به دلیل ابهام و اختلاف در وضعیت حقوقی مرز بین المللی دیورند از یکسو و بافت قومی، فرهنگی و مذهبی قبایل ساکن دوسوی مرز از جانب دیگر، معمولا کنترل چندانی بر مرزهای طولانی میان دو کشور اعمال نمی کنند و همین امر نیز زمینه ساز نفوذ آسان و بی درد سر گروه های تروریستی دست پرورده آی اس آی به داخل خاک افغانستان شده است.
قبایل ساکن دو سوی مرز نیز عملا تابعیت دوگانه دارند و بدون طی مراحل قانونی رایج برای تردد به دو کشور مجزا و مستقل به آسانی می توانند در طول سرحد، رفت و آمد کنند.
کوچی ها نیز نیروی اجتماعی دیگری است که از دید آی اس آی پنهان نمانده و سبک زندگی و استفاده از سیستم حمل و نقل سنتی و پیشامدرن آنان سبب شده است؛ تا به آسانی قادر به حمل سلاح های مرگبار در کنار دیگر لوازم مورد نیاز یک زندگی ساده بیابانی در طول خطوط مرزی و از یک کشور به کشور دیگر باشند.
با این حساب، تجهیز قبایل دو سوی دیورند برای آی اس آی بنا به ضرورت، هرگز کار دشواری نیست و به این ترتیب، پاکستان و سازمان جاسوسی آن کشور در عمل یک ارتش پنهان اجتماعی در درون جامعه افغانستان دارد که در مواقع لزوم و ضرورت به آن متوسل می شود.
حرکت طالبان نیز در ابتدای امر با تجهیز قبایل ناراضی از شیوه مدیریت و عملکرد مجاهدین به وسیله پاکستان و هم پیمانان منطقه ای و فرامنطقه ای آن متولد و سازمان داده شد.
بنابراین، درک و کشف این حقیقت نه برای شورای امنیت ملی و نه حتی برای مردم افغانستان، دشوار نیست، آنچه در این میان، اهمیت ویژه دارد، نحوه و امکانات مقابله با این ارتش پنهان پاکستان است.
طبیعی است که اراده ای برای رویارویی با قبایل سنتی وفادار به پاکستان و ملیشه هایی که شاید خود ندانند از کجا و برای چه هدفی تجهیز شده اند، وجود ندارد و افغانستان، به لحاظ دفاعی و امنیتی نیز در موقعیتی نیست که برای چنین واکنشی آمادگی داشته باشد.
از جانب دیگر، این معضل، تازه و نوظهور نیست که با توسل به راهکارهای کوتاه مدت و زودبازده به مهار و مقابله با آن رفت؛ بلکه ریشه های نیرومندی در تاریخ گذشته همسایگی نامبارک دو کشور دارد و به همین دلیل، برای حل آن نیز می بایست راهکارهای عاقبت اندیشانه و بلندمدت پیدا کرد.
به نظر می رسد روشن شدن تکلیف حقوقی خط مرزی دیورند، حل مساله تابعیت و درآوردن رفت و آمد ساکنان دو سوی مرز تحت کنترل ضوابط و نورم های رایج در مرزهای همه کشورهای جهان و اعمال کنترل شدیدتر بر مرزها شاید بتواند به حل دایمی این معضل کمک کند و بعید نیست که یکی از هدف های پاکستان از این اقدامات نیز تحت فشار قرار دادن دولت افغانستان برای روشن شدن وضعیت خط دیورند باشد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.