از رای‌فـروشی نمـاینده‌گـان تا رای‌فـروشی موکلان

ناجیه نوری / دو شنبه 23 میزان 1397/

این روزها دعدغه‌های رأی‌دهنده‌گان و کاندیدان، خرید و فروش رأی در مبارزات انتخاباتی است.
بحث‌ داغ هر دیدار مردم افغانستان، خرید و فروش رأی توسط تاجران و سرمایه‌دارانی‌ست که خود را نامزد انتخابات مجلس کرده اند.
این روزها که فرصت اندکی تا روز برگزاری انتخابات مانده، بازار قیمت‌گذاری و کمیشن‌کاری روی خرید و فروش رأی برای نامزدان بسیار گرم است و کمیشن‌کاران در تلاش اند تا از طریق خرید و فروش رأی از فرصت‌های اخر استفاده کرده و به اصطلاح خودشان به نان و نوایی برسند.
mandegar-3برای یافتن سندهای پیرامون این سوژه به بخش‌های از کابل سر زدم و ستاد انتخاباتی برخی نامزدان را از نزدک دیدم.
قیمت خرید رأی از سه هزار افغانی شروع و تا پنج هزار افغانی می‌رسد و اما هستند نامزدان سخاوت‌مندی که با دالر معالمه می‌کنند و حاضر اند برای هر رای صد دالر بپردازند!
حتا بحث‌های وجود دارد که این سرمایه‌داران برای رقابت حاضرند بیشترین پول را مصرف کنند تا با بالاترین رای وارد پارلمان شوند.
به گفتۀ شهروندان کابل، صاحبان قراردادهای خارجی و تاجران برای رقابت بین خود، شرط گذاشتن که به هرقیمتی که شده با بالاترین رأی وارد پارلمان شوند و حریف خود را این‌گونه شکست بدهند.
همچنان، بسیاری از شهروندان کابل بی‌خیال و فارغ از همۀ دغدغه‌ها دنبال کسی می‌گردند که رأی‌شان را با قمیمت بهتر به فروش برساند و به گفتۀ خودشان هیچ مهم نیست که چه کسی و با چه برنامۀ وارد پارلمان می‌شود، تنها چیزی که برای‌شان مهم است، فروش رأی با قیمت مناسب می‌باشد.
تمیم که راننده است، می‌گوید: «مه رأی خوده کمتر از پنج‌هزار نمی‌فروشم، وقتی نفر بروه پارلمان ده برابر پنج‌هزار ره پیدا می‌کنه، بر او چی معلوم میشه، بیزو کل شان( نامزدان) پیسه‌دار و بچه قوماندان استند».
او گفت: «رأی خود و اولادهایم را می‌فروشم و ناظر هم میشم، از ناظری هم میگن سه- چهار هزار میتن، خرچ زمستانم می‌برایه دیگش به مه غرض نیست، خدا کنه که هرچی کد به مه چی، بیزو به‌خاطر خدمت به مردم پارلمان نمیرن، حالی خوو پیسه‌شان ره بگیریم که دلم به رأی ما مثل او دفه نسوزه».
میرویس شهروند دیگری که در شهر کابل دوکاندار است، می‌گوید: ما در دور قبلی مفت رأی دادیم به امید این‌که وضعیت زنده‌گی ما بهتر شود، یک کار خوب داشته باشیم، اما با وجود که لیسانس دارم، از مجبوری دوکانداری می‌کنیم.
او می‌گوید: تصمیم گرفته ام این بار هر کی رأی را بخرد، می‌فروشم، هم از خودم و هم از فامیل‌ام را که مجموعاً هشت رأی می‌شود، اگر سه هزاری بخرند، هشت رأی می‌شود، بیست چهار هزار افغانی؛ بااین پول خرچ زمستان و چوب را می‌خریم و زمستان از شر سردی راحت می‌باشم.
رازمحمد که در یکی از مکاتب شهر کابل معلم است، می‌گوید: «مه از سوی یکی از نهادها ناظر استم که ۷۵ دالر برم میتن، ناظر یکی از کاندیدا هم استم که سه هزار میته و رأی خود و خانم و اولادهایم را هم می فروشم که کلش میشه حدود بیست و چند هزار افغانی».
خطاب به من می‌گوید: باور می‌کنی، این پیسه، برابر چند ماه معاش‌ام است، خرچ زمستان را می‌خرم، چوب می‌خرم، دیگه چی باشه، بسم است.
از او می‌پرسم که شاید با فروش رأی خود یک معامله‌گر را وارد پارلمان کنی، می‌گوید: «مگر همی وکیلا فعلی معامله‌گر نیستن؟ کل‌شان با دزدی و چپاول صاحب پول و خانه شدن، حالی نوبت دیگرای شان رسیده، پول‌شان را خوو بگیرم که مثل او دفه ده دل مان نمانه».
از سویی هم، تاجران و سرمایه‌دارانی که وارد میدان مبارزات انتخاباتی شده‌اند و بازار خرید و فروش رأی را گرم ساخته اند، میدان مبارز را برای نامزدان بی‌پول حلقه‌ تنگ‌ کردند.
نامزدان کم پول و بی‌پول با انتقاد از حکومت و نماینده‌گان فعلی پارلمان می‌گویند: اگر حکومت و پارلمان یک معیار مشخص برای نامزد شدن می‌گذاشت، هیچ‌گاه یک تیل فروش، صاحبان قراردادی‌های خارجی و تاجران حتا خواب رفتن به پارلمان را نمی‌دیدند، چه رسد به این‌که روی بالاترین رأ بین خود شرط‌بندی کنند.
چرا این‌طور شد، مقصر کیست؟
برخی از تحلیل‌گران می‌گویند که ناکارایی، معامله‌گری‌ها و گرفتن قراردادهای بزرگ از سوی نماینده‌گان مردم در پارلمان سبب شد تا مردم دیگر به هیچ نامزدی خوب یا بد اعتماد نکنند.
به گفته این آگاهان: فروش رأی از خانه ملت شروع شد، زمانی که نماینده‌گان مردم در بدل دادن رأی به وزرایی ناکارا و فاسد، پول‌های کلانی دریافت کردند، مردم هم تصمیم گرفتند که رأی فروشی کنند.
آنان نگران فروش رأی در انتخابات ریاست‌جمهوری اند و تاکید دارند که برای حل این معضل باید همین اکنون اقدام کرد، زیرا حکومت عمداً جلو خرید و فروش رأی را نمی‌گیرد تا زمینه برای خرید رأی در انتخابات ریاست‌جمهوری فراهم شود و حکومت فعلی بتوانند بدون تقلب و تخلف فرد مورد نظر خود را به کرسی ریاست‌جمهوری برساند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.