از ۶ تا ۶ امـا جـدی

عبدالخلیل مینوی/

شش جدی تداعی‌کنندۀ جنایت و حکایه از تجاوز ابرقدرت می‌نماید که با منطقی ضعیف رُخ به سوی کشوری کرد که فرهنگ، سنت و باورهای خود را داشت.
چهل سال پیش از امروز در ششم جدی سال ۱۳۵۸ ارتش سرخ با زیر پا گذاشتن تمامی معیارهای جهانی، خاک افغانستان را از زمین و هوا مورد تجاوز قرار داد، بیش از یک‌صد هزار عسکر شوروی سابق با امکانات قوی حربی وارد افغانستان شدند تا به اصطلاح خودشان به mandegarانترناسیونالیسم بین‌المللی پاسخ گویند و رفقای گیرماندۀشان را در افغانستان نجات دهند.
تجاوز ارتش سرخ درست زمانی صورت گرفت که رژیم اختناق‌آور حفیظ‌الله امین با خیزش‌های مردمی و قیام همگانی در حال سقوط بود و این می‌توانست منافع شوروی سابق را که در وجود جریان‌های چپی در افغانستان حراست می‌شد، با خطر مواجه سازد. زمام‌داران آن وقت کرملین با اتحاذ تصمیم مبنی بر تجاوز و اشغال افغانستان نه تنها با سرنوشت و آیندۀ یک کشور مسلمان بازی کردند و تا سرحد جنایات جنگی در این کشور پیش رفتند بل اعتبار و عزت خود را در میان جهانیان حتا آن کشورهایی که از لحاظ اعتقاداتی و ادارۀ جوامع‌شان باورمند به اتحاد شوروی بودند، از دست دادند.
شش جدی روز تاریک و سیاه در تاریخ معاصر افغانستان است که هیچ توجیهی به جز تجاوز در آن، منطقی به نظر نمی‌رسد.
هر چند ارتش شوروی بعد از ده‌سال مقاومت بی‌نظیر شهروندان افغانستان، مجبور به ترک این کشور شد، مگر مصایب ناشی از این تجاوز تاکنون دست‌بردار از حلقوم مردم افغانستان نیست با آنکه از فرار ارتش سرخ از افغانستان ۲۸ سال سپری شد مگر جنگ و بحران همچنان از مردم افغانستان قربانی می‌گیرد و صلح هنوزهم برای‌شان یک رؤیا باقی مانده است.
امروز هر مصیبت و ویرانی‌یی که در کشور وجود دارد ریشه در تجاوز ارتش سرخ دارد زیرا تجاوز بدون دلیل و بدون توجیه آنان بود که زمینه‌ساز، شکل‌گیری افراطیت در منطقه گردید و در کنار آن دست کشورهای دیگر را در مداخله در امور افغانستان بازتر ساخت و به نفوذپذیری شماری از مردمان افغانستان از این کشورها و جریان‌ها انجامید.
تجاوز ارتش سرخ و اشغال افغانستان باعث ویرانی زیر بنا در کشور ما شد.
مجاهدت برای رهایی از بار کمونیسم و اخراج ارتش سرخ جان صدها هزار تن را گرفت و معلولیت و مهاجرت چند میلیون تن را در پی داشت در کنار این همه خسارات هنگفت و تلفات سنگین انسانی، تجاوز ارتش سرخ پیامدی جز عقب‌مانده‌گی افغانستان از کاروان رشد و توسعۀ جهانی نداشت تجاوز و مداخله در افغانستان ادامه دارد و دست‌های دیگر به‌نام‌های دیگر، در تلاش اند تا خود را حاکم سرنوشت این مردم سازند در حالی که سلحشوری و مقاومت در برابر ایده‌ها و پدیده‌های بیگانه جز سرشت مردمان کشور است و این کشمکش‌ها باعث ریختن خون بیشتر و تخریب بیشتر کشورشان شده است و هنوزهم افغانستان با ثبات سیاسی، امنیتی و اقتصادی فاصله دارد.
آنچه گفته شد، بیان و نشانه‌های از یک تجاوز است که بر یک ملت روا داشته شده مگر این گفته نمی‌تواند مردم و سیاسیون ما را برائت دهد و ما خود را در عقب حوادث گذشته جا داد و از آینده گلایه داشته باشیم.
دشمنان این کشور هیچ‌گاهی در برابر مردم ما آرام نبوده اند و هر گاه انتظار همدردی و همکاری از سوی دشمنان این کشور را داشته باشیم این یک رؤیای کاذب و تخیل بی‌مایه است، واقعیت این است که ما خود را در عمق این حوادث دریابیم و خود را تثبیت کنیم؛ بیان حوادث گذشته می‌تواند درس عبرت و عامل رهنمای ما به سوی آینده باشد و اکنون وقت آن رسیده که دولت‌مردان، سیاسیون، نخبگان و فعالان ما دست به کار شوند و با قوت ایمان و پناه به اصل وحدت ملی، مردم را منسجم ساخته برای ایجاد جامعۀ شگوفا و قوی دست به کار شویم و خود را در میان جوامع دیگر تثبیت کنیم.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.