اسـراییـل، فلسطینـی‌ها و جست‌وجوی یـک میـانجـی

/

دویچه وله/

mandegar-3پس از تصمیم ترامپ برای به رسمیت شناختن اورشیلم (بیت المقدس) به عنوان پایتخت اسرائیل، روند مذاکرات صلح نیز پایان یافته تلقی می شود. اما با وصف آن، عجالتاً این روند می تواند دوباره از سر گرفته شود.
با وجود افزایش ابرهای تیره بر فرار این مذاکرات، بارقه های امیدی نیز دیده می شوند. اما روشن نیست که چه کسی آن را رهبری خواهد کرد.
در هفته گذشته یک هئیت فرستاده شده توسط محمود عباس رئیس اداره خودمختار فلسطینی ها، به جرید کوشنر داماد و مشاور ترامپ هشدار داد که این تصمیم ترامپ مذاکرات صلح اسرائیل و فلسطینی ها را به «مرگ» محکوم می کند. بنابراین، در صورتی که ترامپ برای انتقال سفارت اسرائیل به بیت المقدس تصمیم بگیرد، فلسطینی ها حکومت ایالات متحده را به عنوان «میانجی صادق» نمی پذیرند.
با تصمیم ترامپ، وقوع انتفاضه سوم بعید نمی‌باشد
ترامپ به روز چهارشنبه تصمیم خود را اعلام کرد و تأکید کرد که سفارت ایالات متحده را از تل ابیب به بیت المقدس منتقل می کند.
با این تصمیم به وضاحت روشن است که روند صلح عجالتاً «مرده» است. به تعقیب اعلام این تصمیم ترامپ، اسمعیل هنیه رهبر حماس نیز ضمن یک سخنرانی در غزه روند صلح را «به طور قطعی پایان یافته» اعلام کرد. به گفته هنیه این تصمیم ترامپ «اعلام جنگ» علیه فلسطینی ها می باشد.
اسمعیل هنیه رهبر حماس
همچنان حنان عشراوی یک تن از اعضای رهبری سازمان آزادی بخش فلسطین «پی ال او» نیز اعلام کرد که « تصمیم ترامپ خیالی را که گویا ایالات متحده یک میانجی بی طرف خواهد بود» پایان داد.
گفت‌وگوهای صلحی که پایان ندارند
با این حال، آیا می‌توان گفت که روند صلح واقعاً به پایان رسیده است؟ یکی از مبصرین روزنامه «دِ اورشیلیم پُست» نیز زیر عنوان «کدام روند صلح؟» به این مورد پرداخته است. در این تبصره آمده است: به هر صورت، از سه سال به اینسو مذاکراتی انجام نیافته است. با آنکه تصمیم ترامپ در روند صلح تأثیر بهتری نخواهد داشت، بلکه آهسته آهسته علایق استراتژیک و دیپلوماتیک ایالات متحده را به سمت بربادی می کشاند. با آنهم تمام این مسایل بر نقش ایالات متحده به عنوان یک میانجی غیر قابل انصرف در منطقه تأثیری نخواهد داشت. در ادامه این تبصره آمده است: «در صورتی که بازهم این مذاکرات در یک مقطع زمانی دیگر آغاز گردد، فلسطینی ها به ایالات متحده ضروت خواهند داشت، زیرا هیچ کشوری برای حمایت از قراردادی میان هردو جانب به اندازه ایالات متحده بر اسرائیل نفوذ ندارد.»
آلمان علیه به رسمیت شناختن بیت المقدس به مثابه پایتخت اسرائیل به امریکا هشدار داد
قدرت سیاسی و نظامی مهمترین ضریب مذاکرات صلح را می سازند. جیل مورچیانو، دانشمند علوم سیاسی نیز با اشاره به این نکته تأکید کی کند که در گذشته و نیز حال عملاً دیده شده است که مسایل زیادی بدون حضور ایالات متحده به مؤفقیت به پایان رسیده اند. طور مثال دیدار انورالسادات در سال ۱۹۷۷ از بیت المقدس و نیز مذاکرات صلح عرب به ابتکار عربستان سعودی و مصر در سال ۲۰۰۲.
با آنهم مورچیانو در ادامه افزود: «اما با وجود همه، متاسفانه امریکایی ها تنها جانبی اند که از قدرت زیادی برخوردار اند و می توانند از سیاست «شلاق و شکر» استفاده کنند.»
موقف بی‌‌اهمیت اتحادیه اروپا
در اینجا این سوال مطرح می شود که آیا اتحادیه اروپا نمی تواند در این زمینه نقشی داشته باشد؟
به باور مورچیانو در این ارتباط اتحادیه اروپا نمی تواند به عنوان میانجی مطرح گردد. اتحادیه اروپا از روند صلح حمایت می کند، اما نقش لازمی در این روند ندارد. زمانی که جان کیری وزیر امور خارجه پیشین ایالات متحده سال ۲۰۱۱ خواست تا مذاکرات صلح فلسطین و اسرائیل را بار دیگر به حرکت درآورد، و همزمان توقف گسترش اعمار شهرک سازی اسرائیل در غرب اردن را مطرح نمود، با آنکه اتحادیه اروپا از این طرح حمایت کرد، اما برای هردو جانب مذاکره شراکت ویژه خود را مطرح نمود. به گفته مورچیانو اتحادیه اروپا هیچگاهی یک طرف مستقل نبوده است و هیچگاهی هم از این اتحادیه نفوذ مستقل و انگیزه مستقل در چوکات این مذاکرات محسوس نبوده است. بنابر این به باور مورچیانو «اتحادیه اروپا برای روند صلح اصلاً مهم نیست».
زمان مناسب برای عوام فریب ها
این نکته روشن است که در صورتی که مذاکرات صلح آغاز گردد، احتمالاً به تناسب گذشته دشوارتر خواهد بود. زیرا به دلیل جنگ سوریه وضعیت استراتژیک اسرائیل به شدت وخیم شده است. این کشور به شدت خود را از جانب ایران در مخاطره احساس می کند. تهران نیز به خوبی واقف می باشد که با تصمیم ترامپ، چه امکاناتی برای تبلیغات سوء این کشور می توانند میها گردند.
حسن روحانی قبل از اعلام تصمیم ترامپ گفت: «مسلمانان باید مشترکاً در برابر این توطیه ها مقاومت کنند.» سخنانی که حتی در جهان سنی مذهبان نیز می‌تواند راه پیدا کند.
اکنون جریان این وضعیت و اینکه به کدام سمتی انکشاف خواهد کرد، یعنی بیشتر وخیم خواهد شد و یا به آرامش بر خواهد گشت، بیشتر منوط به اظهارات افراد دخیل در این ماجرا می باشد. آنچه روشن است، این است که باید مذاکرات صلح مجدداً آغاز گردد. اما آنچه سوال برانگیز است این است که چه کسی با تمایل خود و یا هم با توجه به اوضاع حاضر خواهد شد که مسئولیت این مذاکرات را به دوش گیرد. در پایان احتمال این می رود که خواهی نخواهی، ایالات متحده باید مسئولیت این مذاکرات را به عهده گیرد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.