اشـرف غنی حق نـدارد صلـح را قربانـی چـوکی کنـد

/

ایالات متحدۀ امریکا همانگونه که در جابه‌جایی اشرف غنی در ارگ ریاست‌جمهوری نقش فعال و برجسته داشت، حداقل یکبار، به شکل بسیار جدی مالکیت و صلاحیت پروسۀ صلح را نیز به دست او سپرد اما، بعد از آنکه تعهدشکنی‌ها، بی‌باوری‌ها و تصمیم‌گیری‌های سبک‌سرانه و دیکتاتورمابآنه آقای غنی روند حکومت‌داری را مختل و نظم اجتماعی و ثبات سیاسی را برهم زد، نه تنها فاصله بزرگ میان ملت و حکومت وحدت ملی ایجاد شد بلکه ایالات متحده امریکا، به شکل فوری و یکباره‌گی، آقای غنی را تحریم کرد و تمام صلاحیت‌ها و امکانات واگذار شده پیرامون روند صلح را نیز از او گرفت. تحریم امریکا چنان بزرگ و جدی بود که حتا رهبران امریکایی از پذیرش و ملاقات با آقای غنی نیز خودداری کردند.
یکی از مواردی که افغانستان و امریکا را به طور بی‌سابقه متضرر و رهبران امریکایی را خشمگین ساخت، این بود که آقای غنی حمایت بلا قید و شرط امریکا را کلید مشروعیت و موفقیت برای خودش می‌دانست و از همین‌رو، پیرامون مسایل کلیدی و مهم کشوری، بدون مشوره، هماهنگی و توافق با ملت، احزاب سیاسی، جامعۀ مدنی و بدون هیچ‌گونه سنجش و دقت لازم، تصمیم‌گیری می‌نمود که به جای تأثیرات و نتایج مثبت، وحدت ملی را زیان رسانید، روحیۀ مبارزه را تضعیف کرد و روند مصالحه را مبهم و نامنسجم کرد.
متعاقباً، بعد از آنکه نحوۀ حکومت‌داری و روش مدیریت و رهبری آقای غنی باعث خشم، انزجار و ناامیدی مردم افغانستان و رهبران جهان شد، ایالات متحدۀ امریکا بر اساس یک تغییر چشم‌گیر و بدون در نظرداشت رهبری حکومت وحدت ملی، دستور مذاکرات و گفت‌وگوهای مستقیم با طالبان را صادر کرد. مشاور خاص برای پیش برد روند مصالحه افغانستان در چارچوب وزارت خارجۀ امریکا تقرر یافت و بدون آنکه شخص آقای غنی از ابتدا و انتهای مذاکرات و پیامد و نتایج گفت‌وگوها چیزی بداند، مذاکرات و گفت‌وگوهای مستقیم میان طالبان و امریکاییان آغاز شد.
آغاز و تداوم مذاکرات مستقیم با طالبان نه تنها بیانگر نارضایتی امریکا از آقای غنی بود بلکه پیام دیگری نیز داشت و آن اینکه ایجاد حکومت موقت یکی از آسان‌ترین و بهترین راه‌حل‌های خواهد بود که طالبان و امریکاییان روی آن به توافق خواهند رسید. در صورتی که طالبان موجودیت حکومت وحدت ملی را غیرقانونی و هر نوع مذاکره و گفت‌وگو با رهبران آن را مردود می‌دانند، آقای غنی و امثالهم را اشخاص فاقد جایگاه مردمی و حمایت بین‌المللی می‌خوانند، ایجاد حکومت موقت یگانه توافق احتمالی و یگانه خواست منطقی آنها خواهد بود.
برای اثبات این موضوع، به مصاحبۀ اخیر زلمی خلیل‌زاد می‌توان اشاره کرد که طالبان ۱۷ سال در برابر نظام فعلی افغانستان جنگیدند و هر نوع مذاکره و گفت‌وگو با رهبران حکومت فعلی را نیز به معنای مشروعیت بخشیدن به حکومت فعلی می‌دانند و این امر در تناقض با شعار، هدف و مبارزه ۱۷ ساله طالبان قرار خواهد گرفت. بعد از آنکه آقای غنی پی برد که هیچ‌گونه نقش و اثری در گفت‌وگوهای صلح ندارد، برای سبوتاژ کردن تلاش‌های خلیل‌زاد، ضمن افزایش تماس‌ها با کشورهای منطقه، از ایجاد بورد عالی مشورتی صلح نیز خبر داد.
بعد از آنکه از پیش رفت‌های قابل ملاحظه در مذاکرات و گفت‌وگوهای مستقیم میان طالبان و امریکاییان سخن گفته شد و ضمن طولانی شدن آخرین دور مذاکرات برای شش روز، یکبار دیگر پیرامون ایجاد حکومت موقت، حرف و حدیث‌های به نشر رسید که واکنش‌های متفاوتی را به دنبال داشت. جالب‌ترین واکنش از آقای غنی بود که به خاطر حفظ مقام و چوکی و بدون در نظرداشت خواست جمعی و ملی، شعار دهنده‌گان و طراحان ایجاد حکومت موقت را احمق خطاب کرد و با اشارۀ مستقیم، آقای خلیل‌زاد را شاگرد و فاقد ظرفیت خواند.
این واکنش احساساتی و ناسنجیده شده آقای غنی نه تنها در جهت سبوتاژ و ناکام شدن تلاش‌های خلیل‌زاد صورت گرفت بلکه بیانگر عمق فاصله میان آقای غنی و حامیان بین‌المللی نیز می‌باشد. آقای غنی به صراحت پی برده است که دیگر نه تنها حمایت و پشتیبانی داخلی و ملی را ندارد بلکه در سطح بین‌المللی نیز منزوی و معزول شده است. آنچه که باید به آقای غنی توصیه شود این است که هر نوع مخالفت و تصمیم‌گیری احساساتی و غیرعقلانی پیرامون صلح، خیانت ملی و تاریخی حساب خواهد شد و نتایج تلخ و خطرناک را به دنبال خواهد داشت چون نه تنها ملت دردمند افغانستان بلکه تمام جهانیان خواهان تأمین صلح و ثبات سیاسی در افغانستان اند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.