الگوی شکنندۀ صلح چینی

محمدرضا امینی/ شنبه 9 جدی 1396/

mandegar-3نشست سه جانبه وزاری خارجه کشورهای افغانستان، پاکستان و چین، روز سه‌شنبه در پکن برگزار شد.
وزرای خارجه سه کشور در آغاز این نشست، در یک کنفرانس خبری مشترک حاضر شدند.
وانگ یی وزیر خارجه چین بر بهبود روابط افغانستان و پاکستان تاکید کرد و گفت که چین تمایل دارد تا تنش‌های میان افغانستان و پاکستان حل شود.
او گفت که چین در زمینه مبارزه با هراس افکنی و اعتمادسازی میان افغانستان و پاکستان تلاش خواهد کرد.
به گفته وانگ یی، افغانستان و پاکستان توافق کرده اند که روابط شان به زودترین فرصت بهبود یابد تا بتوانند در فضایی امن در کنار هم کار کرده و از خاک‌های شان علیه یکدیگر استفاده نکنند.
وی تاکید کرد که این دو کشور توافق کرده اند تا فعالیت‌هایی را که امنیت هر دو کشور را تهدید کند انجام ندهند.
وزیر خارچه چین گفت که پاکستان یک برنامه مشخص را برای بهبود روابط شان با افغانستان روی دست خواهد گرفت. افغانستان نیز تعهد مشابهی داده است.
این نخستین بار نیست که نشستی در این سطح به منظور پیدا کردن راه حلی برای بحران افغانستان و تنش های ناشی از آن در روابط دو کشور همسایه افغانستان و پاکستان، با میانجی گری و ابتکار چینی ها برگزار می شود.
هر بار نیز تعهدات تکراری مشابهی از جانب همه طرف های شرکت کننده، ابراز می شود؛ اما در نهایت، آنچه هرگز تغییر نمی کند، معادلات میدانی جنگ در افغانستان است.
آنچه تاکنون وجود داشته، این است که دولت افغانستان به صورت یکجانبه به تعهداتش در قبال صلح با تروریست های دست آموز پاکستان، وفادار مانده؛ اما مقام های پاکستانی، هیچ تمایلی به اجرای عملی پیمان های شان در عرصه زمینه سازی برای گفتگوهای مستقیم صلح میان دولت و گروه های تروریستی فعال در افغانستان و نیز قطع حمایت های آشکار دستگاه های نظامی و جاسوسی اسلام آباد از تروریزم بین المللی، نشان نداده اند.
این در حالی است که پیش از این، امید زیادی به نقش سازنده و استراتژیک چین در تغییر معادله چندمجهولی جنگ و صلح در افغانستان و سایه تنش های برآمده از آن بر روابط کابل و اسلام آباد، وجود داشت.
این امیدها اغلب ناشی از این واقعیت بود که چین از یکسو متحد استراتژیک پاکستان محسوب می شود و از نفوذی عمیق و قوی بر دستگاه های سیاسی و نظامی و استخباراتی آن کشور برخوردار است و از جانب دیگر، ثبات و امنیت در افغانستان، برای تأمین و توسعه هژمونی اقتصادی چین بر افغانستان و دسترسی و سیطره سودآور آن کشور بر منابع دست نخورده زیرزمینی و سایر فرصت های بکر و بدیع سرمایه گذاری های سودمند در افغانستان، یک ضرورت حیاتی و مهم محسوب می شود.
چین در سال‌های گذشته، حتی بدون توجه به ناامنی های ویرانگر جاری در افغانستان، سعی کرده بود تا با سرمایه گذاری روی پروژه های بزرگی مانند مس عینک، نفوذ و سلطه اقتصادی اش را تأمین کند؛ اما سیاستگذاران اقتصادی چین، سرانجام به این نتیجه رسیدند که بدون امنیت و ثبات نمی توانند به این مأمول مهم، دست پیدا کنند.
آنها رمز عبور امنیت افغانستان را نیز به خوبی می دانند و از نقش راهبردی و تعیین کننده اسلام آباد در این زمینه به درستی آگاه اند.
همین عوامل، در ابتدای امر، زمانی که چینی ها به عنوان یک بازیگر محوری برای ورود به عرصه معادلات صلح افغانستان، اعلام آمادگی کردند، در افغانستان، امیدهای زیادی را برانگیخت؛ اما در نهایت، مشخص شد که نقش مخرب پاکستان در افغانستان، ورای حوزه تحت پوشش روابط استراتژیک اسلام آباد – پکن است و چینی ها هنوز نتوانسته اند به این عرصه، آن گونه که پیش بینی می شد و انتظار می رفت، نفوذ کنند.
در این میان، برای پکن، دشوار است که میان اتحاد استراتژیک و سنتی اش با اسلام آباد و اهداف ناپایدار اما سودآور اقتصادی و تجاری شان در افغانستان، دومی را برگزینند و به این ترتیب، نفوذ و سلطه عمیق خود بر پاکستان را که همزمان به آن به عنوان یک عامل بازدارنده بالقوه در برابر بلندپروازی های هند در منطقه نیز نگاه می کنند، از دست بدهند.
مجموعه این عوامل، محصول صلح چینی برای افغانستان را نیز همانند سایر کالاها و محصولات تجاری و صنعتی آن کشور، به الگویی شکننده، آسیب پذیر و فاقد بقا و دوام، بدل کرده است.
بنابراین اگر از تعارفات دیپلماتیک رسمی در نشست خبری وزرای خارجه سه کشور بگذریم، فراتر از آن، هیچ انتظار معجزه آسایی از نشست پکن برای تغییر و بهبود وضعیت در افغانستان نمی رود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.