بحـث اشـتراک کنـنده‌گان

3 سنبله 1393/

یونس فکور/د سیاسی چارو شننونکی
اول وړاندیز می دادی چی آجندای ملی باید د یو ارخ باندی مذاکراتو ته شرکت وکړی.
که دا رښتیا د ملی یووالی حکومت افغانستان کی جوړیږی نو د آجندای ملی کنفرانس چی زحمت یی ګاللی دی باید ځای ورکړ شی.
دویم زه په تشکیل باندی دوی خبری لرم، هغه دادی چی دلته لیکل شوی ده رییس اجراییه با صلاحیتهای صدراعظم. mnandegar-3ما ته داسی انتباه راځی چی ګواکی مونږ دلته پوهیږی چی د صدراعظم صلاحیتونه سه دی.
دا نظام ته اړه لری چی صدراعظم ته څه صلاحیتونه ورکوی آیا رییس جمهوریی برطرف کول شی؟ آیا دوی یو ځای د ولسی جرګی څخه رای اعتماد اخلی؟ دلته موضوع واضح نده او زه فکر کوم چی باید رییس اجراییه تعریف شی.

دلته ما دپاره ابهام دی آیا مونږ د ظاهر خان دوره صدراعظم جوړوو یا د داکتر نجیب د وخت منظور دی یا د پاکستان یا روسیی صدراعظم منظور دی، هلته صدراعظم دی خو قانون اساسی ډیر صلاحیتونه وکړی دی.
رحمت الله بیژن‌پور/آگاه مسایل
سپاسگزار هستیم از تلاش و کوشش جناب احمد ولی مسعود و همکاران ورجاوند شان در کنفرانس آجندای ملی.
خوشبختانه من در ارتباط به آجندای ملی اطلاعات خوب دارم و از بامداد طرح این نظریه آگاه هستم؛ از همین لحاظ همواره از آجندای ملی با نیک اندیشی پشتبانی کرده ام که تفکر نیم سدۀ افغانستان در آن مهندسی شده است به نحوه یی که جنبش های خُرد و بزرگ برای برابری خواهی در افغانستان هم ساحۀ حرکتهای کلان ملی و هم در سطح جنبش های جدا جدا تلاش کردند تا به عدالت ملی برسند.
یک ابهام منجر شد که هم اندیشه های سیاسی پیشگامان طرح این تفکر دچار توهم شود و هم مه به نتایج منطقی نزدیک نشویم و آن این بود که ما مسایل اقوام را به عنوان مسایل ملی مطرح کردیم و حاکمیت را نشناختیم؛ بحث افغانستان به نظر من در درون این آجندا و آجنداهای بیشتر که پیشگامان آنان امروز در زیرِ خاک هستند اتفاقاً همین بود که اقوام هویت های مشترک این سرزمین اند اما متأسفانه آنان نتوانستند حداقل تلاش را در باب همگرایی و یگانه گری را آغاز کنند، از این جهت ما در تحلیل های امروز نیز می لنگیم؛ یعنی تا هنوز ما بحث مسایل اقوام را روشن نمی کنیم که یکی از مشکلات ما روشن نکردن هویت‌های مختلف در افغانستان است؛ اگر ما هویت مشترک ملی طرح می‌کنیم که آجندای ملی هم دقیقاً نشانه اش همان است اتفاقاً مردم نمی‌دانند که این مهندسی‌ها برای چه چیزی است.
نوشتن همه قوانین و لایحه گذاری، اصول نامه نویسی و نوشتن همه طراز نامه‌ها برخواسته از دسته‌هایی است که تلاش می‌کنند جایگاه شخص را تثبیت کنند.
قانون اساسی ما در تقلای تا جایگاه کسی را ثبیت کنند؛ پیشنهاد من این است که در حوزۀ مفاهیم کلان ملی که همه طرف‌دار آن هستیم که به سمت هویت مشترک در افغانستان تلاش و مبارزه کنیم، سازه‌ها ناقص هویت ملی را باید بسازیم.
من در ساختار مطرح شده مخالفت ندارم اما پیشنهادم این است که اگر آجندای ملی قادر باشد پیوسته چنین گفتمان های را برگزار کنند تا مسایل عمده یی که دیگری که در افغانستان است مورد بررسی قرار گیرد. ادامه دارد

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.