به جای ۶ ماه قانون‌گرایى و ثبات، وعده شش ماه خون و آتش می‌دهند/ این چه نگاه رهبرانه است!؟

یک شنبه 5 ثور 1395/

می‌گویند رهبران واقعی از متن بحران، کشورها را به ساحل نجات می‌رسانند، اما نگاه رهبران افغانی اغلباً سیر معکوس داشته تا کشور را به بحران نکشانند، کنار نمی‌روند.
سرانجام طالبان در سال ۲۰۰۱ با مبارزه و قربانی چندین سالۀ مقاومت‌گران و مردم شکست قطعی میخورند. صفحۀ جدید باز می‌شود و زمینه‌ها و امکانات کلان جامعه جهـانى برای افغانستان فراهم می‌گردد و در آخر آقای حامد کرزی با توافق خارج به قدرت می‌نیشیند و مجری این همه امکانات می‌گردد.
mandegar-3مردم در عالم ناشناسی، با آمدن وی تمکین می‌کنند، طلایی ترین فرصت تاریخی برای کشور با فداکاری مردم و بدون کوچکترین زحمتی در اختیار آقای کرزی قرار میگیرد.
اما وی چه کرد؟ همۀ این فرصت‌ها را با سلیقۀ شخصی، با سیاست سنتی، وابستگی، کج اندیشی و ساعت تیری سوخت و در آخرین نمایش، کشور را دو دسته به کام بحران فروبرد.
این یک نمونۀ روشن تاریخ زندۀ مان است که می‌توان از آن دلایل ناکامی تاریخی کشور را سراغ گرفت و اینکه چرا در افغانستان کمبود رهبرانی را داریم که در حافظۀ ملی مردم ما جا داشته باشند.
وقتی از نیلسن ماندیلا رهبر زنده یاد آفریقایی جنوبی می‌پرسند که برای شما بحیث رهبر ضد تبعیض نژادی و احتمالاً رئیس جمهور آینده چگونه ممکن است که با یاسر عرفات، قذافی و فیدل کاسترو هر سه ناقضین حقوق بشر رشتۀ دوستی ببندید؟
ماندیلا در پاسخ می‌گوید: یکی از اشتباهات شما تحلیل‌گران در این است که فکر می‌کنید که دشمن شما حتماً دشمن مانیز باید باشد. ماندیلا ادامه داده می‌گوید: نظر ما در مورد هر کشوری بستگی به پشتیبانى آن کشور از داعیه و مبارزۀ خودمان دارد. کاسترو، قذافی، عرفات نه تنها مبارزۀ ما را با شعار، بلکه با همۀ امکانات حمایت می‌کنند.
و اما در کشور خدا داد افغانستان داستان دیگریست. داعیۀ حکومت ما را باید داعیۀ بازیگران منطقه و فرامنطقه تشکیل بدهد. مخاطب رهبری ما را، خواست، پالیسی ها و پروژه های دیگران می سازد. در واقع رهبری موجود، غرق در آجندای کلان و خورد می باشد. آجندای کلان مربوط بازیگران کلان، آجندای خورد مال شخصی خود شان است. آنچه در این میان بطور کامل غایب است، مردم، آجندای ملی و کشور می باشد.
هان، فراموش نشود که درمیان هیاهوی این دو آجندا که هر روز قربانی میگیرد، جمعی هم در جایگاۀ محافظین نظام، مسئول پروژه سازی، منفعت کشی ها و شخصیت سازی خود اند.!!!
درست ترین قول معروف همینست که: «نیازی نیست بخاطر ثبوت وطنپرستی زمین و آسمان را بهم بریزید، فقط خود تان را نفروشید».
رهبری موجود حکومت همۀ تلاش ها را دارد تا در زیر چتر حمایت آجندای کلان دیگران، آجندای خورد خود را رقم بزند و بجای تغییرات ثبات آور ۶ ماه آینده، وعدۀ ۶ ماه خونین جنگ را برای مردم میدهند!!!
این وضعیت برای مردم مان قابل تحمل نیست. از شمال و جنوب صدای دفاع مستقلانه بلند شده است. از مرکز صدای اعتراض هر روز طنین بیشتری دارد.
اما آنچه برای مردم مان اولویت دارد، نه هراس از وعدۀ جنگ خونین ۶ ماه آینده است، نه آجندا های کلان و خورد، نه بازی های شخصی قدرت و نه هم فرافگنی های حکومتی، بلکه مبارزه خودمان به منظور رسیدن به حق، بخاطر تغییرات اساسی در جهت عدالت سیاسی و اجتماعی می باشد. تا بازی قدرت در این سرزمین عادلانه نگردیده است، هیچ تولید عادلانه ندارد و رنج و درد مردم همچنان ادامه خواهد داشت.
برگرفته از صفحه فیسبوک احمدولی مسعود

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.