تاریخ مطبوعات افغانستان چاپ شد

هارون مجیدی/ یک شنبه 30 عقرب 1395/

mandegar-3جلد دوم تاریخ مطبوعات افغانستان که از روزنامۀ حقیقت انقلاب ثور تا دورۀ اخیر روزنامۀ انیس را در بر دارد و شامل سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۳ خورشیدی می‌شود، از نشانی انتشارات سعید به نشر رسید.
تاریخ مطبوعات افغانستان را پروفیسور رسول رهین، استاد پیشین دانشگاه کابل تألیف کرده و برگ‌آرایی آن را ضیا رهین به دوش داشته و عارف دانش ویرایش این کتاب را انجام داده است.
تاریخ مطبوعات افغانستان در دو فصل بوده و در ۴۷۰ برگ به نشر رسیده است.
پروفیسور رسول رهین در «حرف‌های» مولف نوشته است: به ادامۀ جلد اول تاریخ مطبوعات افغانستان که نشرات مطبوع افغانستان را از شمس‌النهار تا جمهوریت، در برگرفته است، سعی کردم در جلد دوم با تکمیل بعضی کمی‌ها و کاستی‌های دورۀ محمد داوود، دورۀ حزب دموکراتیک خلق و دورۀ جهاد و مقاومت را تا ختم دورۀ حکومت موقت ریشه‌یابی کنم.
استاد رهین در پیوند به هدف خود از نوشتن سلسله کتاب‌های تاریخ مطبوعات افغانستان را چنین توضیح می‌دهد: “قصدم از معرفی جامع مطبوعات افغانستان، تهیۀ متن درسی برای روزنامه‌نگاران جوان دانشگاه‌های افغانستان می‌باشد.”
در این کتاب ضمن بررسی رسانه‌ها، اوضاع اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز به بحث گرفته شده و خواننده را از سرگذشت‌های تاریخی نیز آگاه می‌سازد.
تهیۀ این کتاب محصول ده‌ها ‌سال آموزگاری و پژوهش آقای رهین در دانشکدۀ روزنامه‌‌نگاری دانشگاه کابل است.
ویرایش این کتاب زیاد مناسبِ مطالب آمده در آن نیست و در برخی موارد، ترتیب نشرِ شماری از نشریات اشتباه ثبت شده‌اند، آرزو داریم تا درچاپ‌های بعدی این مشکلات نیز زدوده شود.
پروفیسور رسول رهین در گفت‌وگویی با روزنامۀ ماندگار در پیوند به سرگذشت خود می‌گوید: در سال ۱۳۱۸ خورشـیدی در دهکده‌یی به‌نام خمزرگر در حصۀ اول کوهستان، ولایت کاپیسا، به دنیا آمده‌ام؛ اما بخش زیادی از عمر خود را در کابل به‌سر برده‌ام. پدرم -میرزا محمدحسین خان- از زمان امان‌الله خان در کابل به‌سر می‌برد و در ساختن قصرِ دارالامان به حیث منشی ایفای وظیفه می‌کرد. او در ده‌افغانانِ کابل خانه داشت‌ و من بیشتر دورۀ طفولیتم را در آن‌جا سپری کرده‌ام.
پس از حکومت امان‌الله خان و شاه حبیب‌الله کلکانی، پدرم دوباره به‌ دهکده رفت و بخش دیگر زنده‌گی‌ام در آن‌جا سپری شـد.
یادم می‌آید زمانی‌ را که پدرم یک ‌برادر و یک برادرزاده‌ام را که از من بزرگتر بودند، شامل مکتب کرد. من و یک پسر کاکایم که هر دو از آن‌ها خُردتر بودیم، حسادت کردیم که چرا ما را در مکتب شامل نکرده‌اند. به همین خاطر یک قلم را بردم و به یک معلم دبیرستان اُشتُرگرام -که اکنون به‌نام دبیرستان میرمسجدی یاد می‌شود- هدیه دادم تا نام مرا هم در حاضری بگیرد. دروۀ ابتدایی را آن‌جا خواندم.
در همین زمان، هیأتی از کابل آمد تا شاگردان را برای دانشسرای و دبیرستان ابن سینا -که اکنون وجود ندارد و تا صنف دوازدهم شاگرد می‌پذیرفت- انتخاب کنند. بعد از آن شامل دانشکدۀ ادبیات دانشگاه کابل شدم. در سال ۱۳۴۰ خورشیدی از دانشکدۀ ادبیات فارغ و شامل کدر علمیِ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه کابل شدم. در پهلوی تدریس، مسوولیت کتاب‌خانۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی را نیز به دوش داشتم. در سال ۱۹۶۶ میلادی، کارشناسی ارشد خود را در رشتۀ کتاب‌شناسی دانشگاهی، از دانشگاه جورج پی بادی تینسی امریکا به‌دست آوردم.
کتاب‌ها، مقالات و برگردان‌های زیادی از استاد رهین در داخل و بیرون از افغانستان به نشر رسیده‌اند.
رهنمای کتاب‌خانه‌های افغانستان، کتاب‌شناسی افغانستان، کتاب‌شناسی آموزش و پرورش در افغانستان، سیستم اعشاریه‌دهی دیوری، یادنامۀ استاد عبدالحق بیتاب ملک‌الشعرا، «کتاب، کتاب‌‎خانه و کتاب‌دار»، تاریخ مطبوعات افغانستان در سده‌های نُزدهم و بیستم، املا و انشای زبان دری، مقدمه و ویراستاری اوستا از استاد جاوید، قانون طرب از استاد سرآهنگ، روش تحقیق، کی کیست در فرهنگ برون‌مرزی در سه جلد، سرگذشت زبان فارسی دری، تاریخ مطبوعات افغانستان در دو جلد، یگانه‌گی زبان فارسی در دهکدۀ جهانی، شاه حبیب‌الله خان کلکانی، نام شماری از کتاب‌های نشر شدۀ آقای رهین است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.