توبه‌فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند؟

سیدعلی حسینی/

mnandegar-3طالبان از سران ناتو خواسته که با توجه به «واقعیت‌ها» در افغانستان یک تصمیم معقول در مورد پایان «اشغال» بگیرند.

سران ناتو در دو روز گذشته در نشستی دوروزه ماموریت این سازمان در افغانستان را در آخرین سال حضورش بررسی می کنند. ماموریت جنگی ناتو تا پایان امسال به پایان می‌رسد.
گروه طالبان در خبرنامه‌یی که لحن آن نرمتر خوانده شده، از سران ناتو خواسته به جنگ پایان دهند و «مردم افغانستان را بگذارند؛ تا بدون زور و فشار سرنوشت خود را انتخاب کنند. «
آنها گفته اند: «زور و زر هیچ وقت راه حل مشکلات نیست و تجربه ۱۳ سال در افغانستان این را ثابت می‌کند. به همین دلیل سیاست زورگویی دیگر نباید تجربه شود. یگانه راه حل دایمی و معقول تامین عدالت و انصاف و دادن حق مظلومان به آنهاست. «
طالبان همچنین بحران انتخابات را «شرم تاریخ» خوانده و گفته اند که «خارجی‌ها انتخابات را بزرگترین دست‌آورد ۱۳ سال گذشته می‌خواندند و می‌گفتند انتخابات برای افغان‌ها به اصطلاح دموکراسی می‌آورد و مردم به دل خود رهبر شان را انتخاب می‌کنند؛ اما حالا همه می‌بینند که دموکراسی آنها چه شد؟»
این نخستین موضع گیری طالبان درباره انتخابات پس از ۲۴ جوزاست.
این نامه طالبان از منظرهای بسیاری جالب توجه است و با موارد مشابه در گذشته، متفاوت می‌نماید.
۱. نخست اینکه لحن به کار رفته در این نامه، برخلاف موارد پیشین، بسیار نرم و آرام و مسالمت جویانه و نزدیک به ادبیات معمول دیپلماتیک میان طرف های سابقا متخاصمی است که اکنون در تلاش اند؛ تا اختلافات را کاهش دهند و راهی برای آشتی پیدا کنند.
البته این لزوما نمی‌تواند به معنای آن باشد که طالبان در کوتاه مدت، متمایل به تامین صلحی واقعی و پایدار و کنار گذاشتن مخالفت‌های خود با نیروهای خارجی مستقر در افغانستان هستند؛ اما لحن این نامه، این شهادت ضمنی را به مخاطب، القا می‌کند.
۲. نکته دوم در این نامه، اشاره به تعیین سرنوشت مردم افغانستان به دست خود شان و بدون دخالت خارجی است. به لحاظ تصویری که از عملکرد طالبان در طول ۵ سال حکومت داری سیاسی و اداری‌شان سراغ داریم، آن‌ها اساساً به چیزی به نام تعیین سرنوشت، قایل نیستند.
آنها خود را نماینده خدا و خلیفه او در روی زمین می‌دانند و سرنوشت مردم را نیز بر بنیاد همین منطق، تابع اراده خود می‌‌انگارند.
این در حالی است که تعیین سرنوشت مردم به دست خودشان، چنین منطقی را بر نمی‌تابد و دست‌کم به لحاظ تاکتیکی، نیازمند مکانیزم و کارابزاری است که بتواند تلاش برای تحقق چنین ایده ای را از سوی یک گروه یا یک رژیم سیاسی، تایید کند؛ اما طالبان در پنج سال حکومت داری و نزدیک به ۱۷ سال جنگجویی، هیچگاه چنین رویه ای از خود بروز ندادند؛ تا مؤید این منظور باشد.
این شاید دست کم بربنیاد نشانه‌هایی‌که از ظاهر امر بر می‌آید، نشان دهنده تمایل این گروه، برای پیوستن به روند سیاسی با روی کارآمدن دولت آینده در افغانستان باشد. این برداشت اگرچه با پیروز اعلام شدن اشرف‌غنی که هم به لحاظ قومی و هم از نظر ایدیولوژیک، میانه مستحکمی با طالبان دارد، عملی تر می نماید؛ اما بستگی به اراده های داخلی و خارجی زیادی دارد.
۳. نکته سوم اینکه در ادامه این نامه، طالبان دچار تناقض جالبی شده اند. آنها در حالی به ناتو توصیه کرده اند که از زورگویی و خشونت، دست بکشد که خود در کنار ناتو، یکی از دو متهم اصلی کشتار غیر نظامیان، توسل به زور و راه اندازی خشونت و چه بسا نماد اصلی خشونت و وحشیگری در افغانستان هستند.
این طنز تلخ، رخنه‌های آشکاری را در سازمان و ساختکار دیپلماسی بی بنیاد طالبان نشان می‌دهد.
۴. موضوع چهارم مرتبط با انتشار نامه اخیر طالبان این است که با وجود همه اینها نمی توان انکار کرد که بازی های انتخاباتی افغانستان به اندازه ای کسل کننده و کودک مآبانه شده است که حتی این بهانه را در اختیار گروه بدنامی مانند طالبان نیز قرار داده که بی محابا آن را به سخره بگیرد و وضعیت موجود را نشانگر شکست دموکراسی وارداتی در افغانستان قلمداد کند و این متاسفانه شاید کاربرد تعبیر «شرم تاریخ» را توجیه کند.

اشتراک گذاري با دوستان :