جامعه‌شناسان در واکنش به تجاوز و قتل یک کودک سه ساله در کابل: روان بخشی از جامعۀ ما بیمار است

/

چهار شنبه ۲۴ سرطان ۱۳۹۴

 

mnandegar-3ناجیه نوری
جنگ، انتحار، انفجار و پخش تصاویر سربریدن انسان‎ها توسط تروریستان از طریق رسانه‌های همگانی، روان اکثریت مردم را چنان بیمار کرده که همۀ مردم در برابر وحشی‌گری‌هایی که در جامعه اتفاق می‌افتد، بی‌تفاوت برخورد می‌کنند.
برخی از استادان و جامعه‌شناسان با ابراز این مطلب و در واکنش به تجاوز و کشتن یک کودک ساله در کابل می‌گویند: بی‌تفاوتی مردم در برابر چنین جنایتی، بدون شک پیامد سه دهه جنگ و نشانگر بیماری روان معنوی جامعۀ افغانستان است.
آنان همچنان گفتند: جهالت، اعتیاد، فرهنگ خشونت و پریشانی‌های روانی از عوامل اصلی چنین جنایاتی است که در این میان اعتیاد نقش بسیار بارزی دارد.
این واکنش‌ها در پی تجاوز بر یک کودک سه ساله و کشتن او در کابل صورت می‎گیرد. حادثه‌یی که خشم مردم را بر انگیخته است.
گفته می‌شود که پدر این کودک سه ساله که به خاطر نجات جگر گوشه‌اش از قید آدم‌ربایان، درِ هر مقام از حوزۀ امنیتی گرفته تا مجلس را کوبید؛ اما با وجود تلاش‌های زیاد، چانس با وی یاری نکرد و جسد توته و پارچه شدۀ فرزندش را از یک چهار دیواری پیدا کرد.
گفته می‌شود که این کودک پس از تجاوز به شکل فجیع در ساحۀ حوزه هشتم شهر کابل به قتل رسیده است.
محمد داوود راوش استاد دانشگاه می‌گوید، نشر خبر کودکی که وحشیانه مورد تجاوز و سپس به قتل رسیده، نهایت ابتذال و پستی عاملان آن را به تصویر می‌کشد.
استاد رواش گفت: جنگ، انتحار، انفجار و پخش تصاویر سربریدن آدم‌ها توسط طالبان از طریق رسانه‌های همگانی، یکی از دلایل اصلی بروز چنین عواملی وحشیانه و غیر انسانی است.
او می‌گوید: ادامه جنگ در افغانستان و نشر همه روزه خبر انتحار و خشونت روان اکثریت مردم افغانستان را واقعاً بیمار ساخته و زمانی‌که روان مردم بیمار باشد، بروز چنین جنایتی به یک امر طبیعی مبدل می‌شود.
به گفته او: متاسفانه جامعه امروز ما دچار بحران شدید اجتماعی است و همۀ مردم در برابر چنین وحشی‌گری‌ها، بی‌تفاوت برخورد می‌کنند.
وی تاکید کرد: زمانیکه چنین خبری نشر می‌شود، پاسخ اکثریت مردم با نهایت بی‌تفاوتی این است که «خوب همین طور است، چی کنیم دیگه! «.
به باور این جامعه شناس، مشکلات اقتصادی، عدم آگاهی دینی کافی و نبود تربیت درست خانواده‌گی عوامل دیگری اند که سبب بروز چنین جنایات می‌گردد.
استاد رواش به این باور است که برای حل این چنین معضلات که نهایت خطر آفرین است، باید همه سهیم باشند؛ هم معارف، هم نهادهای مدنی و هم رسانه‌های افغانستان که نقش اساسی در انسان‌سازی امروز دارند.
با این حال، کمال‌الدین حامد عالم دین و استاد دانشگاه می‌گوید: این چنین کارهای زشت برخاسته از تعالیم دینی نیست که گفته شود چرا یک مسلمان این کار را می‌کند، بل باید توجه کرد که جنایت‌کاران بی‌توجه به باورهای دینی این چنین جنایت را انجام می‌دهند، پس باید عوامل جرم‌شناسی را مورد توجه قرارداد.
وی افزود: جامعۀ ما جامعه اسلامی است و کل مردم افغانستان خود را مسلمان و پیشقدم در مسلمانی می‌داند؛ ولی این به معنی این نیست همان جنایت کاری که این کار را انجام داده از پیشقدمان دراسلام بوده، بل این جنایت‌کار یک فرد در یک جامعه اسلامی است که به عنوان کل جامعه نمی‌تواند قلمداد گردد.
استا حامد تاکید کرد: باوجودی‌که این جنایت تکان‌دهنده بود؛ اما نباید گفت که تمام کودکان در امان نیستنند، همان طور که سوء استفاده جنسی از یک کودک توسط یک اسقف بلندپایه در ایتالیا باعث نگردید که اعلام کنند که همه کودکان در امان نیستند.
به گفته این استاد دانشگاه، جهالت، اعتیاد، فرهنگ خشونت و پریشانی‌های روانی از عوامل اصلی چنین جنایاتی است که در این میان اعتیاد نقش بسیار بارزی دارد.
وی افزود: درکشوری که ده درصد جمعیت آن به گونه‌یی معتاد باشد، شما چه انتظاری دارید و در ضمن عدم مجازات علنی این ها تا حدی إحساس مصئونیت جنایی را به وجود آورده است.
این عالم دین گفت: مشکل اصلی نا رسایی سیاست جنایی دولت ما است که باید مورد بازبینی قرار گیرد و برای برخی جنایت ها برخورد ویژۀ مدنظر قرار گیرد.
هیأت اداری مجلس نماینده‌گان نیز با واکنش تند در برار این جنایت گفته که اختطاف، تجاوز و کشته‌شدن یک کودک سه ساله آن‌هم در پایتخت، بسیار تکان دهنده است.
پولیس گفته که یونس سه ساله احتمالاً از سوی برخی افراد معتاد نخست مورد تجاوز قرار گرفته و سپس کشته شده است.
گفتی است که یونس سه ساله پسر یک آش فروش بود.
این بار نخست نیست که کودکان خورد سال اختطاف و سپس مورد تجاوز قرار گرفته و کشته می‌شوند. پیش این نیز رویدادهای مشابه در کابل و شماری از ولایات رخ داده است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.