جهان معاصر در محور تسلط و تعارض ایدئولوژی ها

ﺩ اﻧﺶ ﺑﺨﺘﻴﺎﺭی/ دوشنبه 8 اسد 1397/

اساساً جهان معاصر ایدئولوژی های بسیار زیادی را تجربه کرده است.
قرن بیستم در اوائل خود رویا رویی ایدئولوژی لیبرالیزم، مارکسیسم، فاشیزم را در جنگ جهانی دوم دید.
ناسیونالیزم جغرافیایی سیاسی جهان را تغییر داد و هم اکنون اسلام گرایی در حوزه زندگی ما به عنوان ایدئولوژی مسلط در حال رشد و تکامل است.
mandegar-3ایدیولوژیها و مکتب ها همواره زاده ای جهان بینی ها هستند و به بیان دیگر تکیه گاه ایدیولوژی‏ ها جهان بینی ‏هاست.
جهان‌بینی نیز به ما خبر می‌دهد از اینکه چه هست، و چه نیست، چه قانونی بر جهان و بر انسان حاکم است.
افراد و گروهها هم جهان بینی‌ های مختلف است، چنانکه گروهی جهان را به گونه‌ای تفسیر می کند که گروه دیگر گاهی کاملا در مقابل آنها واقع می‌شود.
اگر جهان بینی مختلف باشد، ایدئولوژی نیز مختلف است، چون تکیه گاه و پایه‌ای که ایدیولوژی از جنبه فکری بر آن استوار است جهان بینی است.
زیرا ایدیولوژی یعنی مکتبی که بایدها و نبایدها را مشخص می‏کند. مکتبی که انسان را به یک هدفی دعوت می‏کند و برای رسیدن به آن هدف راهی ارایه می‏دهد.
ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺧﻼ ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ :
اﻧﺘﻮﻧﻲ ﻛﻴﺪﻧﺰ ﺗﻴﻮﺭﻳﺴﻦ ﻋﻠﻮﻡ ﺳﻴﺎﺳﻲ و ﻣﺸﺎﻭﺭ ﺗﻮﻧﻲ ﺑﻟﺮ ﻧﺨﺴﺖ ﻭﺯﻳﺮ اﺳﺒﻖ ﺑﺮﻳﺘﺎﻧﻴﺎ ﺑﺮ اﻳﻦ ﺑﺎﻭﺭ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻟﻴﺒﺮاﻟﻴﺰﻡ ﻏﺮﺏ و ﺳﻮﺳﻴﺎﻟﻴﺰﻡ ﺷﺮﻕ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ و ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺸﺮﻱ ﻧﺎﻛﺎﻡ ﻣﺎنده اند.
ﭼﺮا ﻛﻪ اﻗﺘﺼﺎﺩ ﺑﺎﺯاﺭ اﺯاﺩ و اﻗﺘﺼﺎﺩ ﺩﻭﻟﺘﻲ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺑﻪ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﺭﺳﻴﺪﻧﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﻛﺘﺎﺑﻲ ﺭا ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮاﻥ (ﺭاﻩ ﺳﻮﻡ)ﻳﻌﻨﻲ ﻧﻆﺎﻡ ﺳﻮﺳﻴﺎﻝ ﺩﻣﻮﻛﺮاﺳﻲ ﺭا ﺭاﻩ ﻧﺠﺎﺕ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺸﺮﻱ ﺗﺠﻮﻳﺰ ﻧﻤﻮﺩ.
ﻛﻴﺪﻧﺰ ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﻟﻴﺒﺮاﻟﻴﺰﻡ ﺻﺮﻓﺎ ﺑﺮ ﺟﺪاﻳﻲ ﺩﻳﻦ اﺯ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺗﺎﻛﻴﺪ ﻧﻤﻴﻜﻨﺪ ﺑﻠﻜﻪ ﺗﺎﻛﻴﺪ اﻥ ﺑﺮ ﺟﺪاﻳﻲ و ﺗﻔﻜﻴﻚ ﺑﻴﻦ ﻫﻤﻪ ﺣﻮﺯﻩ ﻫﺎﻱ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﻳﻨﻮﺳﻴﻠﻪ ﻫﺮ ﺣﻮﺯﻩ اﺳﺘﻘﻼﻝ و ﺷﻔﺎﻓﻴﺖ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺣﻔﻆ ﻛﻨﺪ و ﻫﺮ ﺣﻮﺯﻩ ﭼﻪ ﺩﻳﻦ ﺑﺎﺷﺪ ,ﭼﻪ اﻗﺘﺼﺎﺩ ,ﭼﻪ اﻣﻮﺯﺵ و ﭼﻪ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﻪ ﻗﻮاﻋﺪ ﺧﻮﺩ ﻋﻤﻞ ﻛﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﻳﻨﻮﺳﻴﻠﻪ ﺯﻣﻴﻨﻪ و ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎﻱ ﻻﺯﻡ ﺑﺮاﻱ ﺭﺷﺪ اﺳﺘﻌﺪاﺩ ﻫﺎ و ﺧﻼﻗﻴﺖ ﻫﺮ ﻓﺮﺩ ﺑﻮﺟﻮﺩ اﻳﺪ و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻛﺎﻣﻼ ﺑﻲ ﻧﻴﺎﺯ اﺯ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﻳﻚ ﺣﻮﺯﻩ ﺑﺮ ﺣﻮﺯﻩ ﺩﻳﮕﺮ ﮔﺮﺩﺩ.
اﻣﺎ ﻛﻴﺪﻧﺰ ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻧﻆﺎﻡ ﻟﻴﺒﺮاﻟﻴﺰﻡ ﺛﺎﺑﺖ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺭﺷﺪ ﺛﺮﻭﺕ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺗﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﺮﺻﻪ ﻫﺎﻱ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺗﺤﺖ ﺳﻠﻂﻪ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺛﺮﻭﺕ ﻗﺮاﺭ ﮔﻴﺮﺩ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ اﺧﻴﺮا ﺛﺎﺑﺖ ﺷﺪ ﺗﺮاﻣﭗ ﺑﻪ ﻋﻨﻮاﻥ ﻳﻚ ﭼﻬﺮﻩ ﻛﺎﻣﻼ اﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺑﻪ ﻋﻨﻮاﻥ ﻳﻚ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻣﺪﻋﻲ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻣﺮﻳﻜﺎ و ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺸﺮﻱ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ.
ﻣﺎﺭﻛﺰ ﻗﺒﻼ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ :ﺗﻔﻜﻴﻚ و ﺟﺪاﻳﻲ ﺑﻴﻦ اﻗﺘﺼﺎﺩ و دوﻟﺖ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﻣﻲ ﺁﻓﺮﻳﻨد ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﺗﺎﻛﻴﺪ ﺩاﺷﺖ اﮔﺮ اﻗﺘﺼﺎﺩ ﺑﻮﺳﻴﻠﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻧﮕﺮﺩﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﻮﺯﻩ ﻫﺎﻱ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺩﻳﻦ ,اﻣﻮﺯﺵ و ﺗﺨﺼﺺ ﺑﻪ ﻋﻨﻮاﻥ اﺑﺰاﺭ و ﻣﺰﺩﻭﺭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩاﺭ ﻗﺮاﺭ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ.
ﻟﺬا اﻧﺘﻮﻧﻲ ﻛﻴﺪﻧﺰ اﻣﺪ ﺭاﻩ ﺳﻮﻡ ﺭا ﺭاﻩ ﻧﺠﺎﺕ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻛﺮﺩ و ﻧﻆﺎﻡ ﺳﻮﺳﻴﺎﻝ ﺩﻣﻮﻛﺮاﺳﻲ ﺭا ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻱ اﺳﻜﺎﻧﺪاﻧﻮﻱ ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﮔﺮﻓﺖ ﻛﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪ اﻥ ﺑﻪ اﻳﺠﺎﺩ ﺩﻭﻟﺖ ﻫﺎﻱ ﺭﻓﺎﻫﻲ و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻦ ﭘﺮﻭﺭ اﻧﺠﺎﻣﻴﺪ و ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﻫﺎﻱ ﻛﺘﻠﻮﻱ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﻧﺎﻥ ﻭاﻣﻨﻴﺖ ﺭاﻳﮕﺎﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﻴﺮﺩ و ﻟﺬا ﺗﻌﺪاﺩ ﻛﺜﻴﺮﻱ اﺯ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﻫﺎ ﻗﺒﻞ اﺯ اﻧﻜﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ و اﺭﺯﺷﻬﺎﻱ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ اﺳﻜﺎﻧﺪﻧﻮﻱ و ﻧﻆﺎﻡ ﻫﺎﻱ ﺳﻮﺳﻴﺎﻝ ﺩﻣﻮﻛﺮاﺳﻲ اﺳﺖ.
ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻳﻜﻲ اﺯ ﻋﻠﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺳﻴﺪ ﻗﻂﺐ ﺗﻴﻮﺭﻳﺴﻦ اﺧﻮاﻥ اﻟﻤﺴﻠﻤﻴﻦ ﻣﺼﺮ ﺑﻪ ﺗﺎﻟﻴﻒ ﻛﺘﺎﺏ اﻳﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﻗﻠﻤﺮﻭ اﺳﻼﻡ ﻣﺒﺎﺩﺭﺕ ﻭﺭﺯﻳﺪ اﻳﻦ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ :ﺑﺸﺮ ﺩﺭ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ و رﻫﺒﺮﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﭼﺎﺭﻩ اﻱ ﺟﺰ اﻃﺎﻋﺖ اﺯ ﻓﺮاﻣﻴﻦ و ﺩﺳﺘﻮﺭاﺕ ﻣﻜﺘﺐ اﻟﻬﻲ ﻧﺪاﺭﻧﺪ و ﺑﺎ اﻃﺎﻋﺖ ﻣﺨﻠﺼﺎﻧﻪ و ﻭاﻗﻌﻲ اﺯ اﺳﻼﻡ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ اﺳﻼﻡ ﺭا ﺭاﻩ ﻫﺪاﻳﺖ ﻭاﻗﻌﻲ ﺑﺸﺮ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻛﻨﺪ.
ﭼﺮا ﻛﻪ ﺑﺸﺮ ﻣﺨﻠﻮﻕ ﺧﺪاﺳﺖ و ﻫﻤﺎﻧﻂﻮﺭﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺧﻠﻘﺖ اﻥ ﻛﻤﺎﻝ اﺣﺴﻦ ﺭا ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﮔﺬاﺷﺖ ﺩﺭ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ و رﻫﺒﺮﻱ اﻥ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻧﻲ ﺭا ﻣﺒﻌﻮﺙ ﺑﻪ ﺭﺳﺎﻟﺖ ﻧﻤﻮﺩ .

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.