حل معمای قدرت در افغانستان

سه شنبه 14 دلو 1393/

«این افغانستان همین‌طور آمده و به همین رقم به پیش می‌رود.» (حامد کرزى)
شاید هم آقای حامد کرزی با واقع‌بینی و به درستی دریافته بود که به صراحت برایم می گفت: «بسیاری از گپ‎‌هایت را نمی‌فهمم، اما برادرانه برایت می‌گویم، این افغانستان همین‌طور آمده و به همین رقم به پیش می‌رود، بسیار خود ره زحمت ندهید، بیا گپ‌های من را قبول کن». من، هی پیشنهاد mnandegar-3می‌دادم، برنامه می‌گفتم و اصرار می‌کردم. گپی نبود که نگفته باشم و آن هم بدون هیچ چشم داشتی و از قلبم برای سلامتی کشورم.
اکنون، وقتی پس از یک دهه، می‌بینم آن گفته‌های آقای کرزی شاید مصداق خوبی از سیاست‌ورزی در این ویرانه خانۀ ما بود که به قول معروف در حیطۀ فکری آرمانگرایانۀ ما نمی‌گنجید و منطق پیدا نمی‌کرد.
امروزه فضای سیاسی پس از کرزی ظاهراً به نظر متفاوت می‌آید، گرچه تاهنوز راه و رسم روشنی ندارد و در خم و پیچ لایه‌های پیچ در پیچ گیر کرده است و تا دیر زمانی هم به همین منوال سپری خواهد شد. خداوند مردم ما را دل بزرگی اعطا نماید تا از خبط و خطاهایی گذشت کنند و به قول حافظ: «ببین تا چه زاید، شب آبستن است.»
ولی آنچه خط قرمز و مرز غیر قابل برگشت است، تغیر اساسی قاعدۀ بازی سیاست درکشور یعنی اصلاحات در قانون و تغیر نظام سیاسی تا رسیدن به حقوق انسانی، حق شهروندی… می‌باشد.
اصولاً منطق ایجاد دولت وحدت ملی و ماهیت تفاهمنامه نیز بر همین یک اصل استوار است. شمارش تعدد وزرا و روسا در یک چوکات بازی بی‌قاعده و بی‌قانون، چون مثل معروف « در یخ نوشته کردن و در آفتاب گذاشتن» می‌ماند که هر آن آب می‌شود و نا پدید.
استراستیژی جمع بزرگ نخبه‌گان افغانستان طی فعالیت‌های چند ساله تحت لوای اجندای ملی دقیقاً برای همین ملحوظ طراحی گردیده بود، طرح تشکیل دولت وحدت ملی به اساس همین منظومۀ سیاسی پیشنهاد شده بود و امروز نیز منطق مبارزات پیش روی ما را رسیدن به همین اهداف عالیه و سیاست انسانی شکل می‌دهد.
این‌که تا چه پیمانه مسوولان حکومتی پایبند عملی ساختن تفاهمنامه می‌باشند و چه‌گونه، باید دید اما نباید انتظار کشید، زیرا حکومت در کل به صد بند، بند است، تا هنوز در قاعدۀ بازی سیاست تغیری نیست و چون آبکی است هر آن می‌تواند دوباره سرجایش بر گردد و سرنوشت کل مبارزات و معادلات را برهم زند.
برهمۀ نیروهای همفکر و همسو است تا رسیدن به یک قاعدۀ عادلانۀ بازی، در یک همگرایی منطقی، همۀ توانایی‌ها را بسیج کرد، تا به لطف پروردگار این معمای قدرت که تاریخ خونین مردان و زنان این وطن را همواره و بی‌رحمانه رقم زده است، برای همیش حل گردد و خوان عدالت برای همه‌گان گسترانیده شود.
این، یعنی آرمان شهدای افغانستان و محصول مبارزات تاریخی مردم ما.

برگرفته از صفحۀ فیسبوک احمدولی مسعود

اشتراک گذاري با دوستان :