خـروج از افغـانستان تکـرار قضیه سـوریه است

برگردان: ابوبکر صدیق / منبع: نشنل انترست/ میشل روبین/

آخرین نشست امنیتی هرات در یک چارچوپ استراتژیک افغانستان برگزار گردید، تنها جایی که دولت افغانستان، نماینده‌گانی از گروه طالبان، ایران، روسیه، پاکستان و هند و امریکا دور هم جمع شدند.
متأسفانه سفیر امریکا اشتراک در این نشست را رد کرد و دلیل آن را چالش‌های امنیتی خواند و هیچ مقام امریکایی در این نشست حضور نداشت.
mandegarبحث‌ها به صورت خودمانی پیش می‌رفت، معتصم آغاجان، یکی از معاونان و خسربرۀ ملا عمر رهبر و بنیان‌گذار گروه طالبان، تأکید بر خروج تمام نیروهای خارجی از افغانستان کرد، یکی از اشتراک‌کننده‌گان گفت که اگر به‌جای آنان (امریکایی‌ها) طالبان از چیچینی‌ها، عرب‌ها و جنجگویان دیگر خارجی استقبال کردند چه خواهد شد، بگذارید تنها طالبان با همکاری‌های پاکستان و تفکر طالبان باشند.
آغا جان به صورت خاموشانه گفت که اگر جهادی وجود نمی‌داشت، هیچ دلیلی به حضور جنگجویان خارجی در افغانستان نبود؛ البته زمانی که نیروهای شوروی از افغانستان رفتند، جنگجویان خارجی در اینجا باقی ماندند.
به صورت ویژه‌تر بشرا گهر، یک سیاست‌مدار پاکستانی، در نوبت خود زلمی خلیل‌زاد، فرستادۀ ویژۀ ادارۀ ترمپ را متهم به دور زدن افغانستان کرد و گفت که باید روند گفت‌وگوهای صلح، به دولت افغانستان تفویض شود.
هیچ یکی از سیاسیون افغانستان و از هیچ طرفی در مورد دورنمای برنامۀ خروجی ادارۀ ترامپ بحث نکردند. ناامیدی در میان مقامات افغانستان اعم از فمینست‌ها و سیاسیون مقامات پاکستانی وجود دارد. زمانی که نیروهای امریکایی آماده به خروج شوند، تلاش‌های امریکا باید با در نظر داشت قانون اساسی افغانستان انجام شود و به نگرانی‌های امنیتی منطقه‌یی پاسخ دهد.
بحث‌های داغ طالبان – دولت افغانستان؛ طبعاً حکومت آینده افغانستان است. بیشتر افغانستانی‌ها خواهان نظام جمهوری اسلامی هستند که رهبری آن با انتخابات برگزیده می‌شود و حکومت پاسخگو برای مردم است.
طالبان خواهان امارت اسلامی‌یی هستند که مشروعیت خود از آموزه‌های دینی می‌گیرد، اما هدفی برای برگزاری انتخابات عمومی ندارند. برای طالبان این عبور با چالش بزرگ مواجه است؛ کمبود حمایت مردمی، طالبان صریحاً با انتخابات مخالفت دارند و استدلال می‌کنند که امیر لباس ندارد، این در زمانی است که شماری زیاد از افغانستانی‌ها از فساد در حکومت شکایت دارند. اما این به معنای آن نیست که آنان به تفکر وحشی و غیر قایل تحمل طالبانی تن می‌دهند.
یکی از بحث‌ها به صورت واضح میان دیپلومات‌ها و نماینده‌گان طالبان؛ توحید جمهوریت با امارت است، مانند تیوری حکومت [چین – هانکانگ]، چین یکی کشوراست، اما دو سیستم جداگانه با هانکانگ دارد. افغانستان می‌تواند نظام جمهوریت داشته باشد، اما در حدود ۲ – ۳ ولایتی که در همجواری با پاکستان قرار دارد با نظم امارتی اداره شود. چه یک تیوری عجیب برای دیپلومات‌‌ها! عملی کردن این تیوری یک فاجعه است. اولین این‌که برخی از افغانستان باور دارند طالبان کثرت گرا هستند، مانند ۲۰ سال پیش، هدف آنان یک حکومت محلی نبود؛ اما زمان وارد افغانستان شدند، گیر ماندند. دوم این‌که حضور آنان قابل نگرانی است، اگر رابطۀ با تروریسم را داشته با شند یا اگر دیپلومات‌ها تضمین کنند که طالبان ظرفیت برای حکومت داری، آموزش و برنامه دارند. چرا چنین یک راه‌حل برای جریان‌های اسلامی ازبیکستان، الشباب در سومالیا و یا القاعده در شمال جزیرۀ سینا کارآ نبود؟ زمانی که ۳۰ سال قبل حکومت پاکستان برای گروه طالبان پاکستانی اجازه داد تا کنترل ولسوالی‌ها را در شمال و غرب ولایت‌های مرزی به دست بگیرند، این گروه به زودترین وقت به یک تهدید بلقوه برای اسلام مطرح شدند.
ضعف در یک بخش عظیم توافق‌نامۀ خروج خلیل زاد، زمینه را برای اعمال استلایی پاکستان ایجاد می‌کند، این مانند توافق با حزب الله در لبنان است یا توافق با حوثی‌های یمن بدون این‌که از نفوذ در میان آنان آگاهی داشته باشید. اگر هیچ دیدگاه نباشد، ایران حمایت خود را دارد. اینجا آغای جان مبهوت مانده و گفت که طالبان از پاکستان کمک می‌گیرند، طالبان از ایران کمک می‌گیرند و طالبان توسط روسیه حمایت می‌شوند.
برای رییس‌جمهور دونالد ترمپ و دیپلومات‌های ارشد آن و جنرالانی که از جنگ تحمیلی امریکا چشم پوشی می‌کنند و از وضعیت بحرانی چشم پوشی دارند که به مراتب بدتر از افغانستان است. اگر پاکستان تنها به روسیه و ایران اجازه بدهد که گروه‌هایی را حمایت کنند که امریکایی‌های را بکشند، شکایت از حضور نیروهای خارجی در افغانستان دارند و بیشتر خود ایالات متحدۀ امریکا؛ اگر اسلام‌آباد، تهران و مسکو حالت عقب‌نشینی امریکا را ببینند با توجه با منافع‌شان خود از این حالت حمایت خواهند کرد. زمانی که نیروهای امریکایی به خانۀ خود بر می‌گردند. آنان به اهداف دوم خود متوسل می‌شوند.
ترمپ دقیق است که امریکا از جنگ بی‌پایان خسته شده‌اند. او همچنان دقیق است که امریکا به صورت عادی نزدیک به ۳۰ بیلیون دالر برای جنگ پرداخته است. اما در افغانستان و همچنان سوریه انتخاب میان جنگ و صلح وجود نداشت یا مصرف و ذخیره، اما بیشتر بین محتوای جنگ و خیانت وسیع برای متحدان بود که آنان را تقدیم دشمن می‌کردیم.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.