در سمینار علمی بررسی فعالیت‌های پروفیسور برهان‌الدین ربانی مطرح شد: استاد ربانی نماد اعتدال‌گرایی دینی و سیاسی بود

روح‌الله بهزاد/ چهارشنبه 5 میزان 1396/

هیأت رهبری حزب جمعیت اسلامی افغانستان دیروز، سه‌شنبه چهارم میزان سمیناری علمیِ را تحت عنوان «استاد شهید و ارزش‌های جهاد و مقاومت» در کابل برگزار کردند.
mandegar-3در این سمینار، ده‌ها تن از سیاست‌مدارن، فرماندهان جهادی، نویسنده‌گان، نماینده‌گان مردم در پارلمان و شهروندان اشتراک کرده بودند.
سخنرانانِ این سمینار شهید استاد ربانی را در زمرۀ متفکرانی قلم‌داد کردند که در کنار فعالیت‌های سیاسی، دغدغۀ اصلاح تفکر دینی را نیز در سر داشت و علاوه بر آن، در امر حکومت‌داری به ارادۀ مردم احترام قایل بود.
آنان هم‌چنانبه مبارزات مجاهدان اشاره کردند و گفتند، اگر روش‌های خشونت‌بار و سرکوب‌گرانۀ حکومت‌های کمونیستی وجود نمی‌داشت و زمینۀ مهاجرت هزاران تن از شهروندان فراهم نمی‌شد، مبارزات فکری، سیاسی و نظامی مجاهدان در داخل افغانستان شکل می‌گرفت، نه در بیرون از افغانستان.
محمد یونس قانونی، معاون رییس‌جمهور پیشین در این سمینار گفت: «استادِ شهید پیش از این‌که وارد مبارزات سیاسی و نظامی در کشور شود، خاستگاه‌ مبارزاتش حوزۀ تفکر دینی بود. استاد ربانی را می‌توان در صنف شخصیت‌هایی نشاند که خواهان اصلاح تفکر دینی بودند. او در رویارویی میان سنت و تجدد در عین حالی که وفاداری قوی خود را نسبت به ارزش‌های اسلامی حفظ کرد، معتقد به این بود که یکی از راه‌کارهای اساسی پاسخ در برابر چالش‌های سنت و مدرنیته، اصلاح تفکر دینی است».
آقای قانونی افزود که در دهۀ دموکراسی {دهۀ آخر زمان نظام ظاهر شاه} زمانی که زمینه برای فعالیت‌ها و تنوع سیاسی در افغانستان به وجود آمد و با رشد گرفتن حرکت‌های چپ، استاد ربانی ناگزیر شد حوزۀ سیاست را به عنوان یکی از اولویت‌های خود در کنار تعهد و وفاداری به کار فکری در حوزۀ اصلاحی قرار دهد.
معاون پیشین ریاست‌جمهوری به این باور است که شهید استاد ربانی هم در حوزۀ سیاست و هم در حوزۀ دین، همواره جانب اعتدال را گرفته است و از این‌رو، او را می‌توان به عنوان نماد اعتدال هم در بستر دینی و هم در بستر سیاسی دانست.
محمد یونس قانونی که سال‌های زیادی را در دوران جهاد و مقاومت با شهید استاد ربانی سپری کرده است، هم‌چنان می‌گوید که اگر روش‌های خشونت‌گرا و سرکوب‌گرانۀ جمهوریت داوود خان وجود نمی‌داشت و حکومت او زمینۀ مهاجرت هزاران تن از شهروندان را فراهم نمی‌کرد، مبارزات فکری، سیاسی و نظامی مجاهدان در داخل افغانستان شکل می‌گرفت، نه در بیرون از افغانستان.
او تأکید کرد: این تفکر که طالبان در اوایل یک حرکت خودجوش و بومی بودند، باطل است. به باور من، ایجاد طالبان جزئی از استراتژی پاکستان برای عقب‌راندن مجاهدان و تطبیق برنامه‌هایی بود که دورنمای آن ایجاد یک دولت دست‌نشانده در افغانستان می‌باشد.
موضوع حکومت در عمل و اندیشۀ استاد شهید
در سویی دیگر، سید عنایت‌الله شاداب، عضو هیأت رهبری حزب جمعیت اسلامی افغانستان در رابطه به حکومت در عمل و اندیشۀ شهید صلح استاد ربانی صحبت کرد.
آقای شاداب گفت: یکی از ویژه‌گی‌های شهید استاد ربانی این بود که به زور و فشار به کرسی ریاست حکومت تکیه نزد، بلکه به رأی و ارادۀ مردم احترام گذاشت و از طریق شورای اهل حل و عقد به کرسی ریاست حکومت اسلامی رسید.
به گفتۀ او، شهید ربانی زمانی که ریاست حکومت را به عهده داشت، تفکرش این بود که یک تفکیک آشکارا میان مسوولیت‌های خودش و مسوولیت‌های جامعه به میان آورد به همین خاطر، استاد در یکی از نوشته‌هایش می‌نویسد: «به عقیدۀ من، در هر نظام سیاسی و در هر حکومتی شاید مشاغلی است که تنها قضایای دولت نبوده، بلکه قضایا ملی است که به سرنوشت همۀ ملت ارتباط دارد».
آقای شاداب به این باور است که شهید ربانی به آزادی‌های شهروندان عقیده داشت. زمانی که عده‌یی از شهروندان از رفتار کدرهای چپی شکایت می‌کردند، استاد ربانی یکی از موضع‌گیری‌های پیامبر را یاد می‌کرد که در آن، حضرت پیامبر به جنازۀ یک یهودی به عنوان یک انسان احترام می‌گذارد.
او کثرت‌گرایی در حکومت اسلامی را مشروع دانسته و اظهار داشت: استاد ربانی به کثرت‌گرایی به ویژه کثرت‌گرایی سیاسی باور داشت؛ تاحدی که بعضی از نشریه‌های جریان‌های چپی را حمایت مالی می‌کرد تا آنان عقایدشان را واضح بیان کنند.
استاد شهید، گذشته، حال و آیندۀ نهضت اسلامی افغانستان
هم‌زمان بااین، فضل‌الهادی وزین، استاد دانشگاه در این سمینار در پیوند به کارکرد و فعالیت‌های شهید استاد ربانی تحت عنوان «استاد شهید؛ گذشته، حال و آیندۀ نهضت اسلامی افغانستان» صحبت کرد.
آقای وزین گفت که نهضت اسلامی افغانستان در گذشته و حال در قضایای سرنوشت‌ساز و مهم افغانستان نقش بارز و برجسته‌یی داشته است، به طوری که سخن از جهاد و مقاومت مردم افغانستان بدون توجه به این نهضت و اعضای گذشته و حال آن ممکن نیست.
آقای وزین در پیوند به گرایش فکری نهضت اسلامی افغانستان گفت که مانند جریان‌های دیگر فکری و سیاسی دیگر در کشور، نهضت اسلامی تولید فکری کمتری داشت و بیشتر متکی به ادبیات نهضت‌های کشورهای چون شبه‌قارۀ هند، مصر و ایران و هم‌چنان جریان‌های مانند اخوان‌المسلمین بود.
مبارزه با استبداد و ظلم، اصلاح نظام، قیام حکومت اسلامی، وحدت مسلمانان و آزادی از سیطرۀ بیگانه‌گان، اهدافی است که به گفتۀ آقای وزین، نهصت اسلامی افغانستان برای خود در گذشته، ترسیم کرده بود.
او بیان داشت که خارجی‌های دخیل در قضایای افغانستان و مراکز قدرت در داخل کشور، پیوسته تلاش دارند تا جمعیت اسلامی افغانستان به مرور زمان از متن به حاشیه رانده شود، اما تاکنون با توجه به حضور مردمی این حزب، قادر به این کار نشده اند.
در عین حال، عبدالحفیظ منصور، نویسنده و نمایندۀ مردمِ کابل در مجلس نماینده‌گان در این سمینار که پیرامون اندیشۀ سیاسی پروفیسور برهان‌الدین ربانی صحبت می‌کرد، گفت: یکی از ویژه‌گی‌های شهید استاد ربانی این بود که مفاهیم «امت اسلامی» و «ملت» را با هم‌دیگر جمع کرده بود. در عصری که مسلمانان یا ملی‌گرا شدند و از منافع ملی خودشان حرف زدند و جهان اسلام را فراموش کردند و یا هم به حدی از منافع ملی چشم بستند که مرزهای سیاسی شان را نشناختند، استاد ربانی نوشت که اگر وطن‌دوستی برای دیگران از بُعد عاطفی مطرح باشد، برای ما وطن‌دوستی یک وجیبۀ دینی و حکم الهی است. او هیچ‌گاه در عین وطن‌دوستی و دفاع از منافع اسلام، جهان اسلام را فراموش نکرد.
آقای منصور بیان داشت که نوشته‌ها و سخنرانی‌های استاد نشان می‌دهد که مشروعیت جنگ و صلح از نظر او، برپایۀ عقل و قانون استوار بوده است. هرگاه عدالت ایجاب می‌کرد، جنگ می‌کرد و هرگاه عدالت ایجاب می‌کرد، صلح می‌کرد.
به گفتۀ او، شهید استاد ربانی از بدو آغاز جهاد فراجناحی عمل کرده و به تمام جناح‌ها آغوشش باز بوده است، حتا برای کسانی که با جهاد و نهضت اسلامی نظر مساعد نداشتند نیز زمینه را باز می‌گذاشت.
آقای منصور با تأکید به این‌که استاد ربانی نخستین کسی بود که میان رابطۀ «دوستی» و «وابسته‌گی» با کشورهای بیگانه تفکیک قایل شد، اظهار داشت: «در زمان جهاد وقتی سیاست‌مداری به کشوری سفر می‌کرد، در واقع او را وابسته به همان کشور می‌دانستند، اما استاد مرز مشخصی نداشت، هم در ایران پایگاه داشت و هم در عربستان، هم در اسلام‌آباد پایگاه داشت و هم به هند سفر می‌کرد».
این نمایندۀ مردم در مجلس در قسمتی از سخنانش به خاطره‌یی اشاره کرد که خود گواه آن بوده است. او گفت: «طالبان نزد شهید استاد ربانی آمدند و گفتند: استاد! ما همان‌طور که امام ابوحنیفه یک تاجیک‌تبار پروانی را به عنوان امام و صاحب مذهب خویش قبول کردیم، شما را نیز‌ به امامت خود قبول داریم، اما یک شرط داریم و آن این‌که زن‌ها را از ادارات دولتی اخراج کنید. اما استادِ شهید از آنان دلیل شرعی خواست، آنان ناتوان ماندند و استاد نیز با آنان موافقت نکرد».
در این سمینار ده‌ها تن از شخصیت‌های جهادی، سیاسی، تاریخ‌نگاران و نویسنده‌گان دو دور مشخص (پیش از چاشت و پس از آن) پیرامونِ شخصیت و کارنامه‌های استاد ربانی صحبت کردند.
گفتنی است که پروفیسور استاد برهان‌الدین ربانی زمانی که ریاست شورای عالی صلح را به عهده داشت، در بیستم سپتامبر ۲۰۱۱ در خانه‌اش در وزیر اکبرخان و در اثر حملۀ انتحاری مردی که خود را حامل پیام صلح از سوی طالبان معرفی کرده بود، به شهادت رسید. دولت افغانستان پس از شهادت استاد ربانی به او لقب شهید صلح دادند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.