دهلی گنج است!؟

ناجیه نوری/

دعوا میان دو ترجمان افغانستانی در آزمایشگاه فوکس(دهلی) چنان بالا گرفته بود که تمامی کارمندان آزمایشگاه دور آنان جمع شده بودند و اما بیمارانی که برای آزمایش خون، همراه یکی از این ترجمان‌ها آمده بودند؛ مات و مبهوت به هردو نگاه می‌کردند.
مسوول آزمایشگاه به زبان اردو به یکی از ترجمان‌ها می‌گفت: این ترجمان همیشه برای ما بیمار می‌آورد و ما هم ۵۰% پول را به او می‌دهیم؛ این بار هم با اشاره به آن MANDEGARدو بیمار کرده گفت: این دو خانم را آورده و ما هم ۵۰ فیصد پول آنان را به او می‌دهیم. اما در این میان بیماران می‌گفتند که این خانم‌ ترجمان ما نیست. دوست چندین سالۀ ماست که مدتی می‌شود در هندوستان زنده‌گی می‌کند و هرباری که ما به هندوستان می‌آیم، با ما در معرفی دوکتور و انجام آزمایشات مختلف کمک می‌کند؛ اما ترجمان دومی که از اقارب یکی از آن بیماران بود، می‌گفت: دخترجان این دوست چندین ساله‌یی تو، یک آزمایش را ده برابر برای تو حساب کرده! معلوم نیست که تا حالا چقدر از پول‌های تو را به نام بردن نزد دوکتور و انجام آزمایشات خورده باشد.
من با ترجمان دومی که از اقارب همان بیماران بود، در همان آزمایشگاه در دهلی آشنا شدم. او به من گفت: جانم دهلی گنج است، گنج! این‌جا(دهلی) روزانه هزارها بیمار برای تداوای به شفاخانه‌های مختلف توسط ترجمانان برده شده و ترجمانان از آوردن بیمار، هم از آزمایشگاه‌ها، هم از شفاخانه و هم از دوکتوران فیصید بلندی دریافت می‌کنند.
او می‌گفت: افغانستانی‌ها بیمار که برای مداوا به هندوستان می‌آیند، توسط خود افغانستانی‌ها؛ بیچاره شده و جیب‌های شان خالی می‌شود. ترجمانان حتا با کسانی‌که اتاق‌ برای افغانستانی‌ها کرایه می‌دهند، شریک اند و فیصید دریافت می‌کنند.
این خانم ترجمان که خیلی زرنگ معلوم می‌شد، به من گفت: من اگر بدانم که کدام هم‌وطن‌ام پولدار نیست و با مشکلات زیادی، پولی را برای مداوایی خود آماده کرده و به هندوستان آمده، کاری ندارم و او را به یکی از شفاخانه‌های دولتی معرفی می‌کنم تا پول کمتری مصرف کند، اما اگر بدانم که طرف وکیل، رییس، قاضی، قوماندان؛ خلاصه اگر یک کاری باشد و پول بادآورده زیاد داشته باشد، تا جایی که ممکن باشد، جیب‌اش را خالی می‌کنم و بارها این کار را کردم و از این به بعد هم می‌کنم، زیرا می‌دانم که آنان پول ملت را می‌خورند؛ پس من هم از اینکه پول‌های آنان را با عناوین مختلف می‌گیرم، خود را هیچ‌گاه گنه‌کار احساس نمی‌کنم.
اما قصه به خالی کردن جیب بیماران توسط ترجمانان افغانستانی مقیم هندوستان ختم نمی‌شود؛ ترجمانان افغانستانی که در هندوستان زنده‌گی می‌کنند؛ از راه‌های دیگری نیز جیب هم‌وطنان‌شان را می‌زنند.
این خانم ترجمان می‌گفت: بسیاری از دختران ترجمان افغانستانی‌، با شماری از مقامات حکومتی (وکیل، سناتور، قاضی و….) که برای تداوی یا تفریح به هندوستان می‌آیند، ارتباط برقرار کرده و پول‌های گزافی از آنان دریافت می‌کنند؛ اما بدتر اینکه بعضی از این خانم‌ها با زرنگی تمام از ارتباط خود با مقامات حکومتی پنهانی فیلم‌ می‌گیرند و بعداً فیلم را به طرف مقابل فرستاده و اخطار می‌دهند که اگر این‌قدر (…….) پول ندهی؛ فیلم را در فیس‌بوک نشر می‌کنیم و آن مقام حکومتی بیچاره هم مجبور است که به ساز خانم ترجمان برقصد.
او که ظاهر آراسته و شکی داشت، می‌گفت: یکی از مقامات حکومتی که نمی‌خواهم نام او را بگیرم، با یک پسربچه ۱۵ ساله‌ی بسیار زیبا آمده بود. ما در ابتدا فکر کردیم که پسرش است، اما بعداً متوجه شدیم که این پسرک را برای بچه‌بازی با خود نگه‌داشته و هرجا که می‌رود، او را با خود می‌برد، ما هم که چند نفر دوست بودیم، توانستیم پنهانی از این مقام حکومتی و پسرک فیلم بگیریم و بعداً فیلم را برایش فرستادیم و گفتیم که چون ما سه نفر هستیم و این قدر…… پول باید به هرسه نفر ما بدهی؛ اگر نه فیلم را در فیس‌بوک نشر می‌کنیم؛ مدت زیادی با آن پول‌ها خوش گذاشتاندیم.
مساله فقط به تیغ زدن بیماران توسط ترجمان افغانستانی در هندوستان و یا هم فیلم‌های ارتباط مقامات حکومتی با دختران ترجمان؛ ختم نمی‌شود؛ به گفته این خانم ترجمان؛ گاهی اگر بدانیم که طرف مقابل ما؛ آدم پولداری است؛ اول اجازه می‌دهیم که طرف پیشنهاد نامشروع بدهد؛ بعد به پولیس زنگ می‌زنیم؛ وقتی پولیس آمد؛ می‌گویم این‌قدر پول بده؛ اگر نه نزد پولیس ازت شکایت می‌کنیم، وقتی پول را از طرف گرفتیم؛ یک مقدارش را به پولیس و بقیه را خودمان می‌گیرم.
او می‌گفت: گاهی هم کسانی‌که به هندوستان می‌آیند و معتاد به مواد مخدر اند؛ برای آنان مواد مخدر فراهم می‌کنیم و فیصدی خود را از هر دوطرف هم فروشنده و هم خریداری می‌گیرم. خلاصه، دهلی گنج است گنج؛ اگر راهش را بلد باشید می‌توانید در دهلی شاهانه زنده‌گی کنید.
شاید این گوشۀ کوچکی از آنچه در هندوستان اتفاق می‌افتد باشد و روایت‌های بی‌شمار دیگری نیز از این دست وجود که در این گزارش به آن پرداخته نشد و نیاز است تا در این بخش کارهای زیادی صورت گیرد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.