دورنمای ارتش آلمان در افغانستان

دوشنبه 30 قوس 1394/

mandegar-3در واقع، آلمان تصمیم داشت ماموریت‌اش در افغانستان را در سال ۲۰۱۶ به‌پایان برساند. در حال حاضر به‌دلیل وضعیت شکنندۀ امنیتی ماموریت‌اش را گسترش داده است.
نینیا ورکهویزر شک، تردید دارد که این امر بتواند دست آوردی داشته باشد.
افغانستان ارتش آلمان را می‌خواهد با خود داشته باشد. اگر چه این مأموریت یکی از بزرگ‌ترین و پُر مصرف‌ترین ماموریت‌های ارتش آلمان که تحت ماموریت «آیساف» صورت گرفته، به‌شمار می‌رود؛ اما یک سال پیش قرار بود این مأموریت به‌پایان برسد. وزارات دفاع آلمان این امیدواری را که بعد از یک دورۀ پیگیری نظامی، خروج کامل و نهایی نیروهایش ممکن می‌گردد، فعلاً از دست داده است. در پایان ماه سپتمبر، طالبان شهر شمالی افغانستان (کندز) را که دیر زمانی به‌دلیل مستقر بودن نیروهای آلمانی، نسبتاً از شهر‌های امن بود، برای چند روز تحت کنترول خود درآوردند.
امنیت نسبی و ثبات زودگذر در افغانستان را می‌توان در حملۀ طالبان بالای کندز به‌خوبی درک کرد. این شهر به‌سرعت به‌دست طالبان سقوط کرد و به‌دست‌آوردن شهر توسط ارتش افغانستان تنها با حمایت گستردۀ نیروهای نظامی ایالات متحده امریکا ممکن گردید. این مسأله این پرسش را مطرح می‌سازد که آموزش نیروهای امنیتی افغان توسط ایالات متحده امریکا، آلمان و شمار زیادی از کشورهای دیگر تا چه حد پایدار است. در صورتی‌که نوسانات و تلفات در اردو و پولیس بسیار بالا باشد و هم شمار زیادی از افغان‌ها از دولتی که حالت دفاعی دارد، حمایت نکنند، مأموریت آموزشی فعلی زیر نام «حمایت قاطع» تا چه حد می‌تواند موفق خوانده شود؟
از آغاز سال ۲۰۱۶، ارتش آلمان ماموریت‌اش در افغانستان را گسترش می‌دهد و حد بالایی سربازان‌اش را ۱۰۰۰ سرباز تعیین کرده است. مشاوران نظامی ارتش ملی افغانستان را مشورت می‌دهند که در صورت حملۀ بزرگ بعدی طالبان، چگونه بهتر عمل کنند. البته یکی از اهداف این است که یک کشور بحران‌زده را تنها نگذارند و با مشورت و پول حمایت کنند. با این حال، تردیدهایی وجود دارند که آیا این یک کار بی‌هودهاست و به‌این می‌ماند که آب را در هاون بکوبیم. با وجود کمک‌های گستردۀ بین‌المللی مشکلات افغانستان همان مشکلات ده، هشت یا پنج سال پیش باقی مانده‌اند: حکومت‌داری ضعیف، فساد، فقدان چشم‌انداز اقتصادی، همچنان مبارزه قدرت با حملات طالبان و ناامنی و این‌که صدها هزار افغان کشور را ترک می‌کنند و یا هنوز می‌خواهند ترک کنند، همه این مسایل نشان دهندۀ این امر است که وضعیت در افغانستان حتا بیشتر رو به‌وخامت می‌باشد. وقتی یک افغان در کشوراش با یک آلمانی مقابل می‌شود، می‌پرسد که «من می‌خواهم این‌جا را ترک بگویم، چگونه می‌توانم به‌آلمان بروم؟»

نینا ورکهویزر
اورزولا فون دیر لاین، وزیر دفاع آلمان در این ارتباط در برابر پارلمان کشورش دیدگاه‌های بسیار درستی را ارایه کرد: «این غیر قابل قبول است که آلمان از سال‌ها به‌این طرف، برای برقراری ثبات در افغانستان سرباز ارسال می‌کند، در حالی که نخبه‌گان افغانستان کشورشانرا ترک می‌کنند». او در ادامه گفت:»در نهایت در افغانستان تنها توسط خود افغان‌ها می‌تواند ثبات بیاید». کاملاً این اظهارات درست‌اند. اما دقیقاً مشکل در همین‌جا است. اگر پایه‌های یک جامعۀ متزلزل باشند، نه مشاوره و نه پول کمک می‌کند. هر دو بی‌هوده برباد می‌روند. این‌که آیا سربازان بیشتر آلمانی در افغانستان می‌توانند تغییری وارد کنند، سوال برانگیز است. حکومت آلمان می‌خواهد شش ماه بعد باز هم وضعیت افغانستان را مورد بررسی قرار دهد و در صورتیکه پیشرفت‌های قابل درک به‌میان نیامده باشند، دیگر دلیلی برای عذاب وجدان به‌خاطر خروج کامل نیروهایش از افغانستان نخواهد داشت.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.